در چندین آیه از آیات قرآن، خدای متعال نسبت به خود از کلمه "لیعلم" استفاده کرده است که در نگاه اول، چنین تداعی می شود که اگر خدای متعال به احوال موجوداتی که در عرصه آفرینش به وجود می آورد، حتی قبل از آن که به وجود آورد، آگاه است، پس چرا در بعضی از آیات قرآن از این کلمه استفاده کرده است؛ در حالی که معنای این کلمه، علم به گذشته، حال و آینده خدای متعال نسبت به همه موجودات را زیر سؤال می برد؛ آن گونه که ذهن پرسشگر را به خود جلب کرده است. در پاسخ می توان جدای از جنبه های کلامی این موضوع که در دایره علم خدا می گنجد و از این جهت می تواند همین جنبه بهانه و توجه اصلی پاسخ باشد، مفسران پاسخ های مشابهی در این باره داده اند که به بعضی از آن اشاره می شود.
ابتدا لازم است نظر علامه طباطبایی را در این زمینه بدانیم و سپس به نظر بعضی دیگر از مفسران اشاره می شود.
ایشان نوشته است: «اما جمله "وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا "... خدای متعال جاهل به حال مؤمنان نیست؛ چون علم او به حوادث و اشیا و از آن جمله، ایمان مؤمنان، همان وجود آن ها در عالم است. آری موجودات به عین وجودشان معلوم خدایند... ». (1)
و اما سایر مفسران نیز نوشته اند:
الف) «"وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا" (یعنی) خداوند علمش ذاتي و عين ذات است؛ (یعنی) قابل تغيير نيست. چيزى بر او مجهول نيست تا معلوم شود. مراد از "لِيَعْلَمَ اللَّهُ"، اظهار علم است بر بند‏گان كه مؤمن از غير مؤمن امتياز پيدا كند». (2)
ب) «مقصود از علم خدا در آيه "وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا "وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ" و مانند اين ها، تحقق خارجى و وقوع معلوم و اراده خدا است؛ نه حصول و حدوث علم ازلى و احاطى و يا ذاتى خداوند». (3)
ج) «قوله تعالى "وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ"، مراد از جمله "ليعلم" آشكار شدن ايمان مؤمنان بعد از نهان شدن آن مي باشد؛ زيرا علم الهى به اشيا، عين وجود خارجى آن ها است و اشيا با حفظ وجود خارجى خود، عند اللّه مكشوف (آشکار و ظاهر) مي باشند». (4)
د) منظور از "ليعلم اللَّه" در اين گونه موارد، واقعيت يافتن علم خدا و ظهور و بروز متعلق آن در خارج است؛ وگرنه چيزى بر خدا پوشيده نيست تا بخواهد به وسيله امتحان آن را دريابد». (دقت شود) (5)
البته در یکی از تفاسیر مورد اشاره، وجه دیگری هم ذکر شده است که به یک نمونه آن اشاره می شود:
بعضى از مفسران گفته‏اند: «اصل آيه چنين بوده: "و ليعلم اولياء اللّه الذّين آمنوا" يعنى اوليای خدا بدانند و بشناسند كسانى را كه ايمان آورده‏اند». (6)
نتیجه این که:
از بیان تفاسیر به دست می آید که در ساحت علم الهی هیچ چیزی پنهان نیست؛ زیرا به گفته قرآن، خداوند "عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبيرُ الْمُتَعالِ؛ (7) داناى نهان و آشكار، آن خداى بزرگ متعال (است)».
یعنی هیچ چیزی از علم او پنهان نمی ماند. او، هم از نهان و هم از ظاهر اشیا، آگاه است.
پی نوشت ها:
1. طباطبایی محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه موسوی همدانی محمد باقر، قم، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سال 1374 هجری شمسی،چاپ پنجم ،ج 4، ص 42.
2. طیب سید عبد الحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام، سال 1378 هجری شمسی، چاپ دوم، ج ‏3، ص 369.
3. طالقانی سید محمود، پرتوى از قرآن، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار ،سال 1362 هجری شمسی، چاپ چهارم، ج ‏5، ص 359.
4. داور پناه ابو الفضل، أنوار العرفان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات صدر سال 1375 هجری شمسی، چاپ اول، ج ‏7، ص 114.
5. جعفری، یعقوب، تفسیر كوثر، ج ‏3، ص 264.
6. أنوار العرفان في تفسير القرآن، پیشین، ص 115.
7. سوره رعد (13)، آیه 9.