به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در پاسخ این پرسش باید گفت : اولا بر اساس این اصل کلی:
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیز ی به جاى خویش نیکو است
هر کدام از امور یاد شده در پرسش و مانند آن در جای خود نیکو ومناسب و ضروری است
و در یک نگاه و تحلیل کلان و کلی تر در باره وجود این گونه تفاوت ها در نظام خلقت باید گفت اینکه در ساختار عالم موجودات به شکل های متفاوت دارد
اما این که راز تفاوت ها در موجودات چیست ، باید گفت : اشیا از نظر خوبى و بدى اگر تنها و مستقل از اشیاى دیگر در نظر گرفته شوند، یک حکم دارند و اگر جزء یک نظام و به عنوان عضوى از اندام در نظر گرفته شوند، حکم دیگرى پیدا مىکنند.
مثلاً اگر از ما بپرسند که خط راست بهتر است یا خط کج، ممکن است بگوییم خط راست بهتر از خط کج است، ولى اگر خط مورد سؤال جزئى از یک مجموعه شد، در یک مجموعه به طور مطلق، نه خط مستقیم پسندیده است و نه خط منحنى، بلکه هر دو در جای خود پسندیده است. وقتى که جهان را جمعاً مورد نظر قرار مىدهیم، ناچاریم بپذیریم که در نظام کل و در توازن عمومى، وجود پستىها و بلندىها، فراز و نشیبها، تاریکى و روشنایىها، همه لازم است.
اگر این اختلاف و تفاوت ها وجود نداشته باشد، دیگر مجموعه و نظام مفهومى ندارد. شکوه و زیبایى جهان در تنوع و اختلافهاى رنگارنگ آن است. قرآن کریم وجود اختلافها را از آیات و نشانههاى قدرت الهى مىشمرد. در نتیجه برای شکوه و عظمت و زیبایی این مجموعه هم به سنگ نیاز است و هم به انسان ، هم به انسان های عادی و هم به نوابغ ، هم افراد زیبا و هم زشت و هم بلایا و هم دفع آن و هم درد وهم درمان ومانند آن بنابر این این نه تنها تناقض در نظام هستی نیست بلکه از لازمه عالم است (1).
ثانیا :درک دقیق منشا این امر چندان آسان نیست ؛ به نظر می رسد برای رسیدن به درک درستی در این مورد لازم است فلسفه وجود رنج و سختی در زندگی بشر مورد توجه قرار گیرد.
از تعالیم دینی به دست می آید که خداوند از یک سو زندگی انسان را توأم با رنج و مشقت قرار داد تا وی را تربیت کند و استعدادهایش را شکوفا نماید ؛ اصولا زندگی مادی همراه با محدودیت و تزاحم و کشمکش ها است؛ مواد و عناصر در همدیگر تأثیر می گذارند، یا اثر هم دیگر را خنثی می کنند. به هر ترتیب، تزاحم و درگیری منافع موجودات مختلف با هم، از لوازم عالم ماده است. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست.
فیلسوفان می گویند: "لولا التضاد ما صحّ دوام الفیض عن المبدء الجواد (2)اگر تضاد و کشمکش در عالم مادی نبود، فیض و رحمت الهی دوام و استمرار نمی یافت". بنابراین وجود سختی ها و مشکلات نه تنها برای انسان ، بلکه تمام موجودات عالم است، با این تفاوت که لازمه تکامل انسان وجود سختی ها است. ناملایمات برای انسان جنبه سازندگی دارند. بسیاری از کمالات و رشدها است که جز در رو برو شدن با سختی ها و گرفتاری ها ، جز در نتیجه برخوردها، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث به دست نمی آید.
سختی ها در زندگی بشر تنها گوهر واقعی انسان را آشکار نمی کند، بلکه به گوهر وی تکامل می بخشد. بلاها و سختی ها اثر کیمیایی دارند ، و سازنده اند. از موجودی، موجود دیگر، از ضعیف، قوی ، از پست، عالی، از خام، پخته به وجود می آورند. واز سوی دیگر در نظام خلقت ابزار و وسایل خاص قرار داده که بشر با استفاده درست از آن بر مشکلات فایق آید واین نه از باب وجود تناقض بلکه سبب دریافت ودوام فیض می شود .
در مجموع باید گفت نظام زندگی انسان در جهان هستی، نظام تکامل و پرورش است و همه مردم (از پیامبران گرفته تا دیگران) در حوادث روزگار دست و پنجه نرم میکنند تا تربیت و ساخته شوند و شایستگی دریافت پاداشهای عظیم الهی را کسب نمایند. از طرف دیگر وجود سختیها در زندگی، لازمه زندگی مادی است. زندگی مادی همراه با محدودیت و تزاحم و کشمکشها است. مواد و عناصر در همدیگر تأثیر میگذارند، یا اثر همدیگر را خنثی میکنند و به هر ترتیب، تزاحم بر عالم ماده حاکم است و هیچ انسانی ، مؤمن باشد یا غیر مؤمن، نیز از این قاعده مستثنی نیست.
باید توجه داشت که استفاده از اسباب دفع بلایا ومشکلات و شداید و ناملایمات برای انسان جنبه سازندگی دارند. بسیاری از کمالات و رشدها است که جز در رو برو شدن با سختیها و گرفتاری ها، جز در نتیجه برخوردها، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث به دست نمیآید.
بنابراین ، اسباب دفع بلا همانند خود بلاها و سختیها اثر کیمیایی دارند، و سازنده اند.
استاد مطهری میگوید:
به حکم قانون و ناموس خلقت، بسیاری از کمالات است که جز در مواجهه با سختیها و شداید، جز در نتیجه تصادمها و اصطکاکهای سخت، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث، جز در رو به رو شدن با بلایا و مصایب و تلاش برای رفع ودفع آنها حاصل نمیشود. وباید برای رفع و دفع هر گونه مشکل و گرفتاری و بلایا هموار ه تلاش وامید را پیشه ی خود نمود تا به موفقیت و کمال رسید پس این تقابل ها راه کار رسیدن به کمال است و بسیاری از همین راه به موفقیت های بسیار مهمی رسیده و سعادت دنیا واخرت خورا تامین نموده است (3) بنابر این این دو اصل نه تنها باهم تناقض و تعارض ندارد بلکه راه کار تکامل انسان است .
ثالثا _ باید توجه داشت گرچه تنها را ه تکامل گرفتاری به بلایا نیست ولی این گونه امور نقش اساسی در تکامل انسان دارد که خداوند در قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می کند و می فرماید: «وَنَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً»؛(4) «... و شما را با بدی ها و خوبی ها آزمایش می کنیم»
اما اینکه چرا خداوند آزمایش می کند ،قطعاً برای فهمیدن خدا نیست بلکه در روایات آمده به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینه «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس بلاها با نوع واکنش های عقیدتی و عملی که انجام می دهند ،گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند. چرا که آنان می توانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا و حکمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیشتر به او بردارند؛
از طرفی می توانند با نارضایتی و بی صبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بی حکمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند. آری گاهی خداوند بلاها را می فرستد تا اهل بلا را آزمایش کند که پس از آن طبق وظیفه شرعی یا عقلی خود عمل می کنند یا نه.
پس رنج هایی همانند بیماری ها زمینه هایی هستند برای سعادتمند شدن انسان ها . از امام صادق(ع) در این باره حکایت شده: هر گاه خداوند برای بنده ای که گناهی انجام داده ،اراده خیر کند، بعد از گناه او را به مشکل و بلایی مبتلا می کند تا یاد استغفار بیفتد. اما هر گاه خداوند برای بنده ای ارادة شر کند ،وقتی گناه می کند ،خداوند به او نعمتی می دهد تا استغفار را فراموش کند و به گناه خود ادامه
انسانی که به دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آمادة سفر آخرت شود ،خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا میکند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش های زیاد بدهد:«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (5)
از امام باقر (ع) حکایت شده: «اگر مؤمن می دانست که خداوند در مقابل بلاها چه اجری به او می دهد، آرزو می کرد گوشت های بدنش را قیچی می کردند تا او به اجر آن برسد».(6)
هر چه بلا سخت تر و تحملش مشکل تر باشد، اجر آن هم بیشتر خواهد بود . تحمل کردن مشکلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی ارزشمند است.بعضی از درجات اخروی را فقط به کسانی می دهند که بلاهای خاصی را تحمل کرده باشند. از امام صادق(ع) حکایت شده: «در بهشت درجه ای هست که فقط با صبر کردن بر مریضی های جسمی می توان به آن درجه رسید». (7)
ازآن جا که زندگی و سعادت حقیقی در آخرت معنا دارد و برخی ازرنج ها زمینه ساز سعادت اخروی ماست ، بیماری ها نعمت های خدا برای ماست و خدا از روی محبت و علاقه به بندگانش انها را به رنج ها مبتلا کرده تا به سعادت برسند .اگر در دنیا سلامت جسمی داشتند ،معلوم نبود بتوانند با اعمال خود سعادت اخروی را به دست بیاورند .
ذیل همین آیه آمده که مقصود از آیات ارضی، زلزله و ... می باشد». (8)
پس حوادث زمینه هایی هستند برای مشاهده عینی قدرت خداوند و ایمان آوردن به او . چقدر ارزشمند و معامله سودمندی می باشد بلایی که، ما را به ایمان و معرفت بالاتری برساند. تجربه هم نشان داده که بعد از بسیاری از بلاها، افراد اعتقاد قلبی بیشتر به قدرت خدا پیدا می کنند.
خداوند زندگی دنیا را به انواع مشکلات و سختیها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند و همیشه خواهان حیات بیمشکل آخرت باشند. اگر در دنیا هیچ بلا و مشکلی نبود، کمتر کسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت. در روایت قدسی آمده:
خداوند به دنیا خطاب میکند که ای دنیا بر دوستان من با انواع مشکلات سخت بگیر تا آنها ملاقات من را دوست داشته باشند، و به دشمنان من آسان بگیر تا نسبت به ملاقات من بیرغبت باشند!». (9)
در بین علت های بلاها به اهداف تربیتی نیز بر می خوریم: در این راستا از حضرت علی (ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند ،به بلاها و بیماری هایی مبتلا می کند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و معرفت به رویشان باز شود». (10)
بلاها به آدمی روحیه قوی و صلابت می دهد و قدرت روحی و کمالات انسان را بالا می برد؛ به خلاف انسان های بی درد که به شدت ضعیف و کم ظرفیت هستند.
حکمت هایی که برای بلاها گفته شده است کلی می باشد. یعنی کسی نمی تواند بگوید: فلان بلا یا حادثه کدام یک از علت ها را داشته مگر اولیای الهی؛ شاید علت مخفی بودن راز و علت بلاها این باشد که انسان ها نه به خود مغرور شوند و بگویند: ما از خوبان هستیم و خدا با این بلاها می خواهد درجه و مقام به ما بدهد ... نه ناامید شوند و بگویند: ما دیگر از رحمت خدا دور شده ایم، خدا ما را می خواهد عذاب کند که این نوع بلاها را برای ما فرستاده است.
با این حال اگر حیران ماند و نتوانست تشخیص دهد که علت گرفتاریها و یا نعمتها چیست ،دستور داریم که در حالت «خوف» و «رجا» باشیم تا مسیر کمال را بهتر طی کنیم.
ـ از طرفی «ترس» از ناپسند بودن عمل (و یا در مورد افرادی در حد کمال نبودن عمل) و اینکه بلاها نتیجه گناهان ما باشد .پس لازم است که توبه کنیم.
ـ از طرفی امید به لطف و رحمت خداوند رحمن و رحیم، که شاید بلاها برای امتحان و ترفیع درجه ما باشد. قرآن کریم میفرماید :
«پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرع، و در پنهانی، بخوانید؛ (و از تجاوز دست بردارید که) او متجاوزان را دوست ندارد. در زمین بعد از اصلاح آن فساد نکنید و او را با بیم و امید بخوانید (بیم از مسئولیتها و امید به رحمتش و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است». (11)
امام صادق(ع) «بیم» و «امید» را به منزله دو بال برای حرکت بنده به سوی رضوان خداوند میداند و میفرماید:
«خوف و ترس به هیجان آورندهی قلب، و امید یار و یاور نفس و روح است؛ کسی که خدا را بشناسد از [عذاب] او میترسد، و به سوی [فضل و لطف و رحمت] او امیدوار خواهد بود. این دو [بیم و امید] دو بال ایمان هستند که بنده با آنها پرواز میکند تا برسد به درجه رضوان خداوند. [خوف و رجا] دو چشم بینای عقل بنده هستند که توسط آن از وعده و وعیدهای خدا با خبر میشود... اگر فردی با «خوف» و «رجا» [همراه هم] خدا را عبادت کند ،نه تنها گمراه نمیشود بلکه به آرزوهای [مادی و معنوی ]خود میرسد». (12)
علت و فلسفه بلا هر چه باشد ،جز خیر و حق چیزی نیست چرا که برای آزمایش است .پس زمینه ای برای رشد ماست و خیر محض می باشد؛ یا اینکه برای پاک شدن یا بالارفتن درجه یا هشدار به انسان ها... که همه برای ما خیر است، و از روی رحمت و به صلاح آدمی است.
پي نوشت ها :
1. ناصر مکارم تفسیر نمونه ،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 3، ص 366.
2. صدرا اسفار نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت بی تا ج7 ص 77.
3. استاد مطهری، بیست گفتار، انتشارات صدرا - قم ، چاپ پنجم ، ص 176.
4. انبیاء (21) آیه 35 و همچنین آیات دیگر مانند: بقره (2) آیه155.
5. بقره ، آیه 155.
6. مجلسی بحارالانوار، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت 1403 ق ج 67، ص 24.
7. همان، ص 212.
8. علی بن ابراهیم تفسیر قمی،نش موسسه اعلمی بیروت 1412ق ج 1، ص 357
9. بحارالانوار، ج 81، ص 52.
10. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، نشر دار ال احیا التراث العربی بیروت بی تا ج 13، ص 156.
11. اعراف (7) آیه 55 و 56.
12. مصباح الشریعه، نشر دار العلمیه بیروت باب 85، (خوف و رجاء).






