ایشون نه پیغمبر نه امامان و نه قران رو قبول ندارن با اینکه ادم تحصیل کرده ای هست و مطالعه زیادی داره و من فکر می کنم مطالعه بعضی کتب باعث شده ایشون از دینشون رو برگردونن طوری که هیچ چیزی رو قبول نداره و به گفته خودش قبلا ادم متدینی بوده حالا سوال من اینه ایا یه رایطه ساده دوستی با ایشون گناه داره؟من باید ازش دوری کنم یا اینکه از دینو شریعتم جلو ایشون دفاع کنم اینو بگم که ادم محترمیه اما بی دینیش یکمی سخته .ایا اگه من این مسئله رو در نظر نگیرم ایا می تونم با ایشون دوست بمونم یا اینکه این یه گناهه؟ و در اخر شما می تونید کتابی جامع در رابزه با فلسفه دین و اساس دین چیست رو به من معرفی کنید؟ازتون خواهش میکنم سوالاتمو پاسخ بدید خیلی سردر گمم
به نام خدا
با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از دقت و حساسیت شما نسبت به اعتقادات اطرافیان خود و همچنین دغدغه خاطر شما در رعایت ضوابط دینی در مورد ارتباط با چنین افرادی، خرسندیم.
البته برای ارتباط با این مرکز، عضویت شما لازم نبود؛ ولی به هر حال، در مورد پاسخ سؤال فعلی شما به چند نکته اشاره می شود:
1. البته اطلاعات مختصری که در مورد دلایل تغییرات اعتقادی دوست خود بیان فرمودید، برای شناخت دلایل این تغییر، کافی نمی باشد؛ اما با توجه به همین موارد مختصر و البته با عنایت به وضعیت افرادی که شرایطی مشابه دوست شما دارند، می توان دلیل اصلی این اتفاق را عدم شناخت درست و ریشه ای نسبت به معارف دین بیان نمود. در واقع، دوست شما مانند افراد متعدد دیگر، اگر هم در گذشته به ظاهر و به گمان خود متدین بوده است، اما متأسفانه باورهایش چیزی جز تقلید بدون تحقیق از اطرافیان خود نبوده است؛ به این معنا که با وجود توصیه های عقل و آموزه های دینی بر تعقل و تفکر نسبت به حقایق عالم، ایشان حقیقتاً از ابتدا متدین نبوده است؛ چون درک وجود خداوند و صفات خداوند و وجود جهان آخرت و ضرورت ارسال انبیای الهی و حقانیت ادیان آسمانی، در ابتدا لازم است که با تفکر و تعقل و اندیشه و استدلال خود فرد به دست آید که در صورت موفقیت و کسب چنین باوری، دیگر ایمان حاصل از این معرفت و باور، هرگز فرو نخواهد ریخت.
2. نکته ای که در بالا اشاره شد و آفتی که بیان شد، مختص به دوست شما نیست و متأسفانه بسیاری از افراد متدین در اطراف ما به همان اعتقادات تقلیدی خود اکتفا می نمایند و کم تر به دنبال تفکر و مطالعه و مستدل نمودن باورهای خود می باشند. البته این به معنای نادرست بودن باورهای گذشته آن ها نیست؛ ولی به هر حال، چنین باوری تا زمانی که با کمک عقل و اندیشه و برهان مستدل نگردد، با اولین مواجهه با شبهات و مشکلات فرو می ریزد. از این رو، در قدم نخست به شما دوست بزرگوار توصیه می نماییم در صورتی که خود شما نیز هنوز در این مسیر قدم بر نداشته اید ،قبل از این که به فکر اصلاح باورهای دوست خود باشید، به دنبال تفکر و مطالعه و مستدل و برهانی نمودن اعتقادات خویش باشید تا هم ایمان خود را مستحکم نمایید و هم در ارتباط با دوستان و اطرافیان خود بتوانید راهنمای آن ها نیز باشید.
3. افرادی نظیر دوست شما، همان طور که در گذشته حقیقتاً متدین نبودند، در عین حال، نمی توان اکنون به صورت قطعی در مورد مرتد شدن و یا بی دین شدن آن ها قضاوت نمود؛ زیرا در برخی موارد شبهات و پرسش های متعددی که برای او بی پاسخ مانده، باعث تردید و شک و به دنبال آن باعث انکار باورهای گذشته شده است. البته در برخی موارد نیز مشکلات شخصیتی و کمبودهای عاطفی افراد در جلب توجه و حمایت دیگران نسبت به خود، باعث می شود که در جهت خلاف روال عای دیگران قدم بردارند و با انکار باورهای دینی رایج و از طریق مبارزه منفی، توجه دیگران را به خود جلب نمایند.
ولی به هر حال، در صورت رعایت نکته گذشته و ایمن نمودن خودتان در مقابل باورهای اعتقادی و قدرت بر دفاع از باورهای خودتان به صورتی که حتی اگر برای خودتان نیز شبهه ای ایجاد شود، بتوانید با حرکت و تلاش و مطالعه و تحقیق آن را برطرف نمایید (البته با توجه به این که به جنسیت دوست تان اشاره نفرمودید)، در صورتی که ایشان همجنس شما می باشد و می توانید با ارتباط با او در فرصت های مناسب جهت اصلاح ایشان قدم بردارید، ارتباط شما مانعی ندارد و در صورتی که احساس نمودید علت انکار او، شبهات اعتقادی و از روی مطالعه نیست، بلکه همان کمبودهای عاطفی است، سعی کنید اصل مشکل را ریشه یابی نمایید و دیگر با او کم تر در مورد مسائل اعتقادی بحث کنید؛ زیرا در چنین شرایطی اتفاقاً فرد از انکار کردن لذت بیش تری می برد و اصلا به درست یا غلط بودن سخن شما خیلی دقت نمی کند. به هر حال، در صورتی که نمی توانید بر روی ایشان تأثیرگذار باشید، قطع رابطه با ایشان لازم است تا همین قطع رابطه، به عنوان ابزاری عاطفی باعث تحریک ایشان به بازگشت به راه هدایت گردد.
4. در صورتی که احساس نمودید ایشان در گفتار خود صادق نیست و یا حتی ادعای دینداری او در گذشته حقیقت نداشته و اصلا به دنبال کشف حقیقت نبوده و هدفی جز تخریب اعتقادات و باورهای دیگران ندارد، در این صورت، حد اقل تا زمانی که خود شما در مورد اعتقادات خودتان ریشه ای و اصولی و مستدل و عقلانی به نتیجه نرسیده اید، ارتباط خودتان با این فرد را محدود نمایید؛ زیرا در غیر این صورت، امکان آسیب دیدن خودتان وجود دارد.
5. اما در صورتی که فرد مورد نظر شما همجنس شما نمی باشد، ادامه چنین ارتباطی جدای از بحث شرعی و حرمت ارتباط و دوستی با نامحرم، هر چند قصد شما اصلاح ایشان باشد، نه به صلاح شما است و نه در جهت هدایت او مفید است؛ زیرا او برای حفظ این رابطه و جلب محبت شما، از ابزار اعتقادات شما و ایجاد تردید و برانگیختن شما برای دفاع از باورهای تان سوء استفاده می کند. بنابراین، در این صورت، حتماً ارتباط شما با ایشان مورد رضایت خداوند نمی باشد و ترک آن، لازم است.
جهت مطالعه و اندیشیدن و به دست آوردن اعتقادات دینی خود از روی تعقل و تفکر و اندیشه، می توانید از منابع و کتب زیر بهره ببرید:
سری كتاب هاي جهان بینی اسلامی، اثر استاد شهید مطهری، شامل بخش های:
1. انسان و ایمان ؛
2. جهان بینی توحیدی؛
3. وحی و نبوت؛
4. انسان در قرآن؛
5. جامعه و تاریخ؛
6. امامت و رهبری؛
7. زندگی جاوید یا حیات اخروی.
و همچنين كتاب هاي:
- راه شناسی، آیت الله مصباح یزدی؛
- راهنماشناسی، آیت الله مصباح یزدی؛
- بهترین راه خداشناسی، محمد محمدی ری شهری؛
- آفریدگار جهان، مکارم شیرازی؛
- خدا را چگونه بشناسیم، مکارم شیرازی؛
- راههای خداشناسی و شناخت صفات او، جعفر سبحانی.
و همچنين برای اطلاع از مباحث مختلف در زمينه معارف دين می توانید به سایت های زیر مراجعه کنید:
http://www.al-shia.com
http://www.andisheqom.com
http://www.pasokhgoo.ir
http://www.paasokhgoo.com
http://balagh.net
و همچنين مي توانيد در جهت به دست آوردن پاسخ هاي آسان به شبهات مختلف در زمينه باورهاي ديني، به مجموعه كتاب هاي پرسش و پاسخ دانشجويي كه از طرف دفتر نشر معارف وابسته به نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها در زمينه هاي مختلف تهيه شده است، مراجعه نمايد:
دفتر اول: خداشناسی و فرجام شناسی، محمد رضا کاشفی، 1380؛
دفتر دوم: عقل و ایمان و انسان شناسی، محمد رضا کاشفی، 1380؛
دفتر سوم: راهنماشناسی، محمد رضا کاشفی، 1380؛
دفتر چهارم: دین پژوهی و گوناگون، محمد رضا کاشفی، 1380؛
دفتر پنجم: خدا شناسی و فرجام شناسی، محمد رضا کاشفی، 1380؛
دفتر ششم: راهنماشناسی (2)، محمد رضا کاشفی، 1382؛
و... .






