ایا اگر شما در زمان خضرت محمد زندگی میکردید و زمانی که که نبی مکرم اسلام به پیامبری برگزیده شدهواز کوه پاءین مامد وبه عنوان اولیین نفر به شما میگفت که او رسول خداست واین چند ایه هم بر او نازل شده با توجه به اینکه در ان زمان افراده زیادی ادعای پیامبری داشتند و شما در عصر جاهلیت زندگی میکردید نه علی را میشناختید نه قران نه امامانه معصوم ونه هیچ چیزه دیگری خود را کاملا در ان زمان فرض کنید ایا شما به او ایمان می اوردید یا نه وچرا؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ایمان از جمله مسائل شخصی است که هر کسی به فراخور مقدمات علمی که دارد، برایش حاصل می شود. ممکن است کسی در باور و اعتقاداتش مقدمات بیش تری را طلب کند. گاه شخصی زودتر اطمینان قلبی به دست می آورد و جلوتر باورش حاصل می شود. اما آنچه که در این گونه موارد مهم است، به کار گیری عقل سلیم است؛ عقلی که بتواند آدمی را در انتخاب هایش مانند چراغ راهنما هدایت کند. گاه عقل انسان گرفتار پیرایه هایی می شود که مانع از دریافت حقیقت می شود. عقل توسط عادات و رسوم اجتماعی (که ریشه عقلانی ندارد )و یا پایبندی به قوانین و ضوابطی که گاه مخالف با عقل هم می باشد، به حاشیه می رود،اما اگر آدمی دارای عقلی باشد که گرفتار موانع نباشد، می تواند در این صحنه ها هدایتگر ما باشد. طبق فرضی که بیان داشتید، در میان مدعیان نبوت شخصی همچون پیامبر اکرم (ص)ادعای نبوت کرده است. ما چه می کنیم؟
اولا: در مقابل این گونه سخنان نمی توانیم بی خیال باشیم. بالاخره این پیامبر ادعایی کرده است و خبرهایی هشدار دهنده می دهد. عقل آدمی نمی گذارد که بی توجه باشیم.
ثانیا:به دنبال سندی باید باشیم که بتواند ارتباط او را با منبعی که از آن جا خبر آورده، اثبات کند.
این جاست که با قرآن مواجه خواهیم شد .از آن جا که قرآن معرف آسمانی بودن خود می باشد( چون این همه مبارزه طلبید که اگر شکی در الهی بودن آن دارید، مثل آن بیاورید. کسی نتوانست بیاورد )برای کسی که موانعی در تحلیل عقلی ندارد، به حقانیت این پیامبر پی خواهد برد.
پس در مرحله نخست باید گفت: نباید مطلب این گونه مطرح شود که اگر در آن زمان بودم، چه می کردم. چون عوامل متعددی می تواند در باور انسان دخالت کند که ما از آن ها بی خبریم و آن ها را شما پرسشگر محترم در نظر نگرفته اید.در مرحله دوم باید فرایند ایمان آوردن را مطرح کنیم تا معلوم شود که با داشتن عقل از یک طرف و نبود موانع از طرف دیگر، هر انسانی به فلاح و رستگاری می رسد که ان شاء الله ما جزء آن دسته از انسان ها هستیم.
در ضمن جا دارد هر کسی خودش را هر چند گاه مواجه با این پرسش اساسی کند و با مرور کردن خود نقص و کاستی ها را جبران کند.






