چگونه می توان کشتن نوجوان بی گناه را با توجه به حقوق بشر تو.جیه کرد؟ آیا کشتن پسر بچه بی گناه نقض حقوق بشر است؟

به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

انسان ها مخلوق خدا هستند و خداوند برای آنان حقوقی معین کرده است.
حقوق بشر حقوقی است که خداوند برای انسان ها قرار داده و دیگران موظف به رعایت این حقوق می باشند و حق نقض این حقوق را ندارند.
بشر حق حیات ، حق کار ، حق تحصیل ، حق سکونت در هر جای زمین که بخواهد به شرطی که قبلا مسکن دیگری نشده باشد و حقوق فراوان دیگر دارد که همه موظف به رعایت این حقوق هستند. اما این حقوق را خدا برای او نسبت به دیگران قرار داده نه این که آن ها حقوق ذاتی او باشند و بر مخلوقاتش این حقوق را قرار داده نه نسبت به خودش.
مخلوقات همه ملک خدا هستند و بر خدا هیچ حقی ندارند و هر چه از جانب خدا به آنان افاضه شده ، همه اش از فضل خدا بوده نه استحقاق خود آن ها و حتی پاداش عمل صالح هم فضل خداست و خدا خودش بر عهده خودش پاداش دادن به اعمال صالح را قرار داده است نه این که حق واقعی نیکوکار باشد؛ زیرا نیکوکار به قدرت و فهم و اعضا و اسبابی که خدا به او داده ، کار نیک را انجام داده پس در حقیقت کار نیک از خود خداست نه از نیکوکار ولی خدا به فضل خود آن را از نیکوکار شمرده و خود را متعهد به پاداش دادن کرده است.
پس بشر گر چه حقوقی دارد اما بر عهده بندگان دیگر نه بر عهده خدا.
در جریان بالا حضرت خضر مأمور خدا است و به امر خدا که مالک حقیقی است و حق تصرف مطلق دارد ، این کار را انجام می دهد .
طبیعی است که خدا حق دارد جان انساني را بدون اين که ظاهرا مرتکب گناهي شده باشد، بگيرد چون این جان و حیات را خودش داده بود و ملک خودش بود و ملک خود را گرفته است.
بنا بر آيات سوره کهف، حضرت خضر به درجات بالاي بندگي رسيده و خدا او را انتخاب کرده و بر رازهايي از جهان آگاه ساخته و به او ماموريت هاي ويژه داده و او به اراده و انتخاب خدا به درجه والاي "مجري اراده خدا" بودن رسيده است. البته که خدا مي تواند خودش اراده اش را اجرا کند ولي سنت خدا بر اين قرار گرفته که بندگان برگزيده از ملائک يا انسان ها را مجري اراده خود ساخته و اين تشريف را بر بالاي آنان بپوشاند. آيا اين بر خدا ممنوع و خلاف عدالت خدا و نقض حقوق بشر است؟ آیا ما از خدا حق حیات طلب داریم تا اگر جانمان را گرفت ، مخالف حقوق بشر عمل کرده باشد ؟
مگر خداوند روزانه جان هزاران طفل را با اسباب مختلف ( یکی را به سبب مریضی ، یکی را با تصادف ..) نمی گیرید و کسی هم حق مواخذه کردن او ندارد . چه اشکال دارد که در برهه ای از زمان گرفتن جان یکی از اینها را به عهده یکی از پیامبران بگذارد
همانطور که اگر خداوند گرفتن جان کودکی را به یک حیوان درنده و یا سببی از اسباب در عالم بسپارد کسی حق اعتراض ندارد در اینجا هم است و کسی حق اعتراض ندارد
جمله حضرت خضر در توجيه اين قتل به شرح زير است:
«وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً،(1)
و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ايمان بودند و بيم داشتيم كه آنان را به طغيان و كفر وادارد! از اين رو، خواستيم كه پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاكتر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد!».
اینجا حضرت خضر مجری اراده خداست و از جانب خود کاری نکرده است. آیا ایراد دارد خدایی که می داند فرزندی به اختیار بد خود کافر خواهد شد و پدر و مادر خود را هم به کفر دعوت خواهد کرد و سوق خواهد داد، به خاطر ایمان و صالح بودن آن پدر و مادر ، به آنان رحم آورد و این فرزندی که بعد ها برای آنان موجب زحمت و آزار خواهد بود را بگیرد و فرزند بهتری روزی آنان سازد؟ آیا خدا حق تصرف در خلقت خود و دستگیری از مومنان را ندارد؟ آیا خدا حق ندارد انسانی را برای انجام این ماموریت ها برگزیند؟
تازه این گرفتن جان ، فضل و رحمت خدا بر خود آن طفل هم هست زیرا اگر می ماند و به سن بلوغ می رسید ، کافر و ظالم و جهنمی می گشت و خدا به خاطر پدر و مادر مؤمنش ، او را قبل از کافر شدن و مستحق کیفر گردیدن ، می کشد و به بهشت می برد و به پدر و مادر هم برای تحمل مصیبت مرگ فرزند ، اجر عظیم داده و فرزندی صالح روزی می کند.
بنا بر این حقوق بشر را خدا قرار داده و رعایت آن بر افراد انسان ها لازم است اما فردی بر خود خدا حقی ندارد .
نکته دیگر این که:
ما گر چه بر خدا حقی نداریم، اما خدا عدل مطلق است و به هیچ وجه بر ما ظلم نمی کند و اگر استحقاقی داشته باشیم ، آن را از ما دریغ نمی دارد و بیش از استحقاق ، کیفر نمی کند؛ گر چه بیش از استحقاق می بخشد و بسیاری از کیفر هایی که مستحق آن هستیم ، از ما بر می دارد.
پس خدا منع استحقاق نمی کند؛ ولی ما بر خدا حق ابتدایی نداریم و اگر هم حقی پیدا می کنیم ، خودش به فضل خودش آن را وضع کرده و به عهده گرفته است و آنچه بر عهده گرفته ، قطعا ادا می کند.
پی نوشت ها:
1. کهف (18) آیه 80-81.