نمی دونم باید قطع رابطه کنم یا اینکه حداقل تلاشم رو بکنم و تاجایی که معلومات دینیم می کشه راهنماییش کنم. ایا حرف زدن با این جور افراد گناه داره؟در ضمن انسان خیلی مهربون و اهل کتابی هست و باید بگم خوندن بعضی کتابها باعث شده از قران و امام و ........ زده شده.ایا می شه باهمچین افرادی یه دوستی ساده را داشت با ندیده گرفتن طرز فکر همدیگه؟می شه کتابی به من معرفی کنید که من با خوندنش بتونم کمی از مسائل دینی و ثبات دینم پاسخ گوی سوالاتش باشم؟
ببخشید که سوالم طولانی بود اما خواهش می کنم کمکم کنید خیلی سردر گمم نمی دونم چکار کنم نمی دونم باارتباط با این فرد دارم گناه می کنم یا نه؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
متاسفانه ننوشته اید که این فرد، جنسیت مذکر دارد یا مونث ، با این همه، در این جا لازم می دانیم به عنوان مشاوری امین و دلسوز در پاسخ به سوال تان به چند نکته اشاره کنیم:
1- اگر ایشان جنسیت مذکر دارند، رابطه شما با ایشان به جهت رعایت مسائل شرعی و عدم ایجاد وابستگی - که در موارد مشابه تجربه شده است - باید قطع شود. زیرا ارتباط با نامحرم خارج در غیر ضرورت، به هر شکلی که باشد، تلفنی، اینترنتی، حضوری و غیر حضوری و هرگونه ارتباط ديگري از اين قبيل جایز نبوده و از گناهان است. بنابراین در صورت مذکر بودن این فرد، سعی کنید ارتباط را، هر چه سریع تر قطع نمایید.
ادامه ارتباط قطعا نوعی وابستگی را برای طرفین به دنبال خواهد داشت. خطرات وابستگی بر هیچ کس پوشیده نیست. چنانچه قصد هدایت ایشان را دارید، با مراکز پاسخگویی همچون این مرکز آشنا نمایید و سپس ارتباط خود را با ایشان را قطع کنید.
2- اگر ایشان جنسیت مونث دارند، مطالب زیر با دقت بخوانید :
عامل سازنده شخصیت انسان ـ بعد از اراده و خواست او ـ امور مختلفی است که مهم ترین آن ها همنشین و دوست میباشد. خداوند درباره عاقبت دوستی با افراد گمراه و ناباب میفرماید:
وَ یوْمَ یعَضُّ الظَّالِمُ عَلَیَ یدَیهِ یقُولُ یـَـلَیتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً یـَاوَیلَتَیَ لَیتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَ نًا خَلِیلاً لَّقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِی وَ کانَ الشَّیطَانُ لِلاْنسَانِ خَذُولاً؛ (1)
به خاطر بیاور روزی را که ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان میگزد و میگوید: ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم! ای وای بر من، کاش فلان [شخص گمراه] را دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از یاد حق گمراه ساخت، بعد از آن که آگاهی به سراغ من آمده بود، و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است.
همچنین قرآن میفرماید که در روز قیامت دوستان (نا باب)، دشمن انسان خواهند شد: الاْخِلآ ّءُ یوْمَئذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ إِلآ الْمُتَّقِینَ؛ (2) دوستان در آن روز، دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزکاران.
انسان از همنشینان و دوستان خود اثر می پذیرد، زیرا انسان موجودی تأثیرپذیر است. خواه ناخواه در اعتقادات و تفکرات و حتی طرز صحبت کردن، راه رفتن لباس پوشیدن و.... از دیگران متأثر میگردد. این مطلب، هم از نظر دین و هم از منظر روانشناسی، اثبات شده است و نمیتوان آن را منکر شد.
تأثیرپذیری انسانها به همدیگر به تدریج و در طی دوران اتفاق میافتد، نه یک باره تا انسان متوجه شود و جلوی آن را بگیرد. چه بسا انسان اصلاً متوجه تأثیر در خود نشود؛ چون به تدریج صورت گرفته است.
بر این اساس، ارتباط و دوستی با اهل کتاب، اگر به گونه ای باشد که انسان بتواند آن ها را راهنمایی کند و اطلاعاتش به اندازه ای باشد که بتواند شبهاتی را که از طرف آن ها وارد می شود ، پاسخ دهد و یا حداقل با شنیدن آن ها، سستی در اعتقاداتش پدید نیاید، اشکالی ندارد. اما اگر با نشست و برخاست با این افراد در اعتقادات و مبانی معرفتی او تزلزلی ایجاد می شود، بهتر است این رابطه را کم و حتی قطع نماید.
رابطه داشتن با اهل کتابی همجنس، به خودی خود اشکالی ندارد مگر اینکه مفسده ای بر آن بار شود. در خصوص پاسخ به سوالات توصیه می کنیم او را با مراکز پاسخگویی همچون این مرکز آشنا نمایید.
برای آشنایی با اعتقادات شیعه می توانید به کتاب های زیر مراجعه کنید :
«آیین ما» کاشف الغطأ،
«شیعه در اسلام» علامه طباطبایی ،
«عقاید امامیه» محمدرضا مظفر،
«اعتقاد ما» مکارم شیرازی
کتاب های دیگری از اساتید اسلام شناس مثل مجموعه آثار استاد مطهرى یا کتاب عقاید استاد مصباح یزدى نیز در این زمینه مناسب است.
پینوشتها:
1. فرقان (25) آیه 27 ـ 29.
2. زخرف (43) آیه 67.






