با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما کارشناس محترم

من پسری 22 ساله هستم دانشجوی سال آخر رشته کامپیوتر دوره لیسانس . در کنار درسم دوره فیلمسازی هم میگذرونم که مدرک بین المللی فیلمسازی در پایان دوره به بنده تعلق میگیره.

درحال حاضر به دنبال ساخت یک فیلم تلویزیونی هستیم که مراحل قبل از ساخت رو داریم سپری میکنیم و اگر مشکل خاصی پیش نیاد ان شاء الله برای محرم میسازیم.و بعد از ساخت اولین کار ایشالا راه باز میشه واسه کارهای بعدی ... من هم همه تلاشم رو توی این زمینه دارم انجام میدم .

دختر عمویی دارم که بهش علاقه مندم ... چند ساله زیر نظرش دارم ...به مادرم قضیه رو گفتم و ازش خواستم باهاشون حرف بزنه اما مادرم میگه تو سربازی نرفتی و هنوز وضعیت کاریت هم مشخص نیست.برای همین هیچ اقدامی نمیکنه . من بهشون میگم وضعیت کارم به زودی مشخص میشه و اصلا تا مشخص شدنش صبر میکنم اما سربازی رو میخوام بعدا برم ...من دوست دارم درسم رو تا دکتری ادامه بدم ...اگه برم و برگردم دیگه هیچ انگیزه ای واسه درس خوندن واسم نمیمونه و مطمئنم دیگه درسم رو ادامه نمیدم.

اما مادرم مرغش یک پا داره و حرف حرف خودشه ...بهش میگم یک نفر سومی رو بیاریم که بین ما قضاوت کنه و حرف اون رو بپذیریم و یا حداقل به خانواده دختر بگو و بذار اونها این ظرط رو بذارن اما میگه چیزی که واسم مشخص هستش نیازی به پرسیدن از دیگران نداره .

خلاصه دیگه موندم چه کار کنم به خدا ... واقعا خسته شدم و این نامه که واسه شما مینویسم آخرین کاری هست که واسه راضی کردنش میکنم ... دل منو بدجور شکسته و دیگه اصلا دلم نمیخواد حتی باهاش حرف بزنم.

امیدوارم شما یک جواب قانع کننده ای بهش بدید تا شاید تو نظرش تغییری ایجاد کنه ... من از این سوال و جواب شما پرینت میگیرم و میدم بهش ...لطفا قید کنید که از حوزه علمیه هستید و تخصصتون هم توی این زمینه است میترسم فکر کنه از خودم نشستم و نوشتم

خلاصه من خیلی بیچاره ام که حتی روی مادر خودم هم نمیتونم حساب کنم ... به خدا آرزوم بود بره به اونها بگه و اونا بگن نه نمیدیم دخترمون رو ...منم میگفتم اشکال نداره مهم واسم مادرم بود که به خاطر من به قول خودش، خودشو کوچیک کرد اما پشت پسرش وایساد... این واسم یه دنیا ارزش داشت و تا آخر عمرم بهش افتخار میکردم ...اونموقع با جون و دل میگفتم باشه مامان جون تو راست میگفتی من اشتباه کردم حالا هرچی تو بگی گوش میکنم ...اما این کار رو نکرد ... خواست فقط حرف حرف خودش باشه و همه چیز اونجور که اون دلش میخواد جلو بره

من با شناختی که نسبت به خانواده دختر دارم و اونها هم منو میشناسن به احتمال 99% یقین دارم که اونها به سربازی نرفتن من گیر نمیدن اما ........

از دیروز که با مامانم دعوا کردم تا الان سردرد دارم ... دلم آتیش گرفته و ازش خیلی ناراحتم ...این نامه رو هم به عنوان اتمام حجت میخوام بهش بدم ...دیگه منتش رو نمیکشم و خودمو جلوش تحقیر نمیکنم

میخواستم راه درست رو برم و نرم با دخترای نامحرم دوست بشم ... خواستم دستور خدا و پیغمبرش رو اجرا کنم ...خواستم به گناه نیفتم اما این بود جواب من!!

امیدوارم جواب شما بتونه قانعش کنه و یا یک راه حلی جلوی پای من بگذاره

موفق باشید و خدانگهدار

تمامي مشاوران اين مركز از روحانيون حوزه علميه قم هستند . همگي تحصيلات دانشگاهي در زمينه روان شناسي هم دارند.
احتمال دارد كه مادرتان با اين وصلت موافق نباشد، و چيزهايي هم كه مي گويد، به اين خاطر است.بايد براي تان مشخص شود كه آيا مادرتان اصلا به اين وصلت راضي است.
در مورد مشخص نبودن كار شما، با توجه به اينكه مي گوييد كه به زودي تكليف كارتان مشخص مي شود، هم چنين خودتان هم حاضريد كه تا آن موقع صبر كنيد، به نظر مي رسد كه مشكلي وجود نداشته باشد. اما در مورد سربازي بايد مشخص شود كه
مي خواهيد چكار كنيد، فرض كنيد به خواستگاري دختر عموي تان رفتيد و ايشان هم موافقت كردند، آيا مي خواهيد چند سال بعد از عروسي به سربازي برويد؟ اين كمي مشكل دارد، چون در آن موقع نمي شود زن و بچه را رها كرد و به سربازي رفت، هم چنين چون در اين دوران سربازي معمولا امكان اشتغال و درآمد مالي وجود ندارد، مسئله اقتصادي خانواده تان هم با مشكل مواجه خواهد شد. معمولا به افرادي كه هنوز سربازي نرفته اند، توصيه مي شود سعي كنند دوران سربازي شان را با دوران عقد هماهنگ كنند تا مشكلي به وجود نيايد، حالا بعد از چند سال از زندگي مشترك تان چگونه مي خواهيد به سربازي برويد؟
البته در صورتي كه مشكل مالي نداشته باشيد و بتوانيد چند سال ديگر كه مي خواهيد به سربازي برويد، از نظر مالي خانواده تان را تامين كنيد، هم چنين سربازي تان هم طوري باشد كه در شهر خودتان مشغول به خدمت شويد و مثل يك كارمند اداره به سربازي مشغول شويد و بتوانيد روزانه به خانه بياييد، شايد سربازي مانعي براي ازدواج شما نباشد، ولي در هر صورت بايد طوري باشد كه سربازي رفتن در آينده مشكلي براي خانواده تان ايجاد نكند.
در مجموع اگر مادر با اصل وصلت مخالف نيست، پيشنهاد مي كنيم به خواستگاري دختر عمويتان برود، ببيند نظرشان چيست، آيا اصلا شما را با اين شرايط تان قبول مي كنند؟ اگر شما را قبول كنند، و از طرف ديگر مطمئن هستيد كه سربازي رفتن در آينده مشكلي جدي ايجاد نمي كند و دوري از همسر و مشكلات مادي ايجاد نمي كند، به نظر مي رسد مشكلي براي ازدواج تان وجود نداشته باشد.
خواستگاري پسر از دختر و قبول نكردن خانواده دختر، اشكالي ندارد . كوچك شدن ندارد، مخصوصا اينكه فاميل هم هستيد، شايد با حرف زدن و توضيح دادن، نظر خانواده دختر هم مساعد شود. اگر واقعا دختر عموي تان مورد خوبي براي ازدواج است و مادرتان هم نظرش همين است، به نظر مي رسد كه خواستگاري كردن از او مشكلي نداشته باشد، فوقش آن ها هم به سربازي نرفتن شما اشكال مي گيرند، بعد با همديگر صحبت مي كنيد و راه حلي براي اين مسئله پيدا مي كنيد و با همديگر هماهنگ مي شويد. به هر حال اگر هر دو خانواده همديگر را براي وصلت بپسندند، سربازي نرفتن نمي تواند دليل خوبي براي بر هم زدن وصلت باشد، اين جور مسائل قابل حل است، ولي در هر صورت بايد برنامه مشخصي براي سربازي داشته باشيد . به بقيه افراد توضيح دهيد كه چگونه مي خواهيد بعد از عروسي به سربازي برويد. چگونه مي خواهيد مشكلات آن را حل كنيد؟ بالاخره بايد بتوانيد ديگران را قانع كنيد، و خيال خانواده خودتان و خانواده عموي تان را راحت نمایيد، چون اگر فكر خاصي براي حل مشكلات سربازي رفتن در آينده نداشته باشيد، مشخص است كه خانواده هر دو طرف نگران اين قضيه مي شوند، چون زندگي زناشويي آينده شما را تحت تاثير قرار مي دهد.
نبايد تا اين حد از مادر خودتان ناراحت شويد، بايد به او كمي حق بدهيد، بالاخره شرايط شما طوري است كه احتمالا همه پدرها و مادرها همين طور عمل مي كنند، و خيلي هم اشتباه نيست، چون سربازي رفتن در زمان متاهلي مسائل خاص خود را دارد. ايشان هم به خير و صلاح شما فكر مي كند و دلسوز شماست، شايد چيزهايي را مي بيند كه نمي بينيد و تشخيص نمي دهيد. تلاش كنيد كه او را قانع كنيد.
اگر بتوانيد ابتدا عقد كنيد و سپس به سربازي برويد . بعد از آن به ادامه تحصيل بپردازيد، با مشكلات كم تري برخورد خواهيد داشت، مي توانيد به اين هم فكر كنيد.
مي توانيد براي كسب راهنمايي بيش تر در اين مورد با شماره 09640 با مشاوران اين مركز تماس بگيريد.
موفق باشيد.