سلام خداقوت
من 20 ساله هستم دانشجوي كارشناسي پيوسته حسابداري مي باشم مرجع تقليد من ايت الله مكارم شيرازي است سوال من اين است كه آيا مكان هايي روي زمين دروازه هاي بهشت هستند مكان هايي مثل كربلا و كاظمين و.. اگر جواب مثبت است تعداد مكان هايي كه من شنيده ام اين جوري هستند بيشتر از هشت در هستند در حالي كه من شنيده ام بهشت هشت دارد اين تضاد چگونه است لطفا پاسخ مرا بدهيد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
اماکن متبرکه نظیر آن چه در پرسش اشاره شده به عنوان در های بهشت مطرح نشده و روایتی در این خصوص نیافتیم تنها در روایتی که در کتاب "تاریخ قم" از "حسن بن محمد بن حسن صفار قمی" آمده، به نقل از رسول خدا خطاب به امام علی آمده:
«إن الله عز اسمه عرض ولايتك على السماوات ، فسبقت إليها السماء السابعة فزينها بالعرش ، ثم سبقت إليها السماء الرابعة فزينها بالبيت المعمور ، ثم سبقت إليها السماء الدنيا فزينها بالكواكب، ثم عرضها على الأرضين فسبقت إليها مكة فزينها بالكعبة ، ثم سبقت إليها المدينة فزينها بي، ثم سبقت إليها الكوفة فزينها بك ، ثم سبق إليها قم فزينها بالعرب وفتح إليه بابا من أبواب الجنة؛ (1)
خداوند ولایت تو را بر آسمان ها و زمین عرضه کرد. آسمان اول در پذیرش ولایت سبقت گرفت. خداوند بدین جهت آن را به عرش زینت داد . بعد آسمان چهارم بود که خدا آن را به بیت المعمور زینت داد. بعد آسمان دنیا پذیرفت که خدا آن را به ستارگان زینت داد. بعد از زمین ها ، مکه در پذیرش سبقت گرفت. بدین جهت خدا آن را به کعبه زینت داد .
بعد مدینه که به من (در سکونت و مدفن) زینت یافت. بعد کوفه پذیرفت که به تو (در امارت و مدفن) زینت یافت. بعد قم پذیرفت که به ساکن شدن عرب های (شیعی از اهل بیت و پیروان شان) زینت یافت . خداوند دری از بهشت به آن سو باز کرد. اما در باره کربلا و سایر اماکن مقدسه مبنی بر در بهشت بودن چیزی در روایات نیامده و به فرض چنین مطلبی مطرح باشد، با تعداد در های بهشت تعارض ندارد. چون اولا در باب تعداد در های بهشت روایات مختلف نقل شده مثلا امیرالمؤمنین (ع) فرمود:
«إنّ للجنّة ثمانیة أبواب، باب یدخل منه النبیّون والصدّیقون، وباب یدخل منه الشهداء، والصالحون،و خمسة أبواب یدخل منها شیعتنا و محبّونا؛ (2) برای بهشت هشت در وجود دارد که از یک در آن انبیا و صدیقین داخل میشوند. از در دیگر شهدا و صالحین وارد میشوند، و پنج در دیگر آن برای شیعیان ماست» که
حکمای اسلام دربارة تفسیر این که چرا برای بهشت هشت در است، مطلب شنیدنی و آموزندهای دارند، گفتهاند: انسان دارای پنج حس ظاهری است که عبارت از بینایی، چشایی، شنوایی، لامسه و بویایی است.
دو حس از حواس باطنی به نام قوه خیال که درِک کننده صورت ها است و قوة واهمه که درِک کننده معانی است ،اگر تحت نیروی عقل عمل کنند ،هر کدام دری به سوی بهشت است . قوة عاقله نیز همواره در بهشت است. چون عقل معصوم است و کار خلاف و درک باطل از او سر نمیزند. در نتیجه درهای بهشت هشت تاست، یعنی آدمی از این هشت طریق میتواند وارد بهشت شود، اما اینکه درهای جهنم هفت تا است ،چون پنج حس ظاهری و قوة خیال و واهمه اگر تحت حکم عقل عمل نکنند ،هر کدام دری از درهای دوزخ میشوند. در نتیجه راه ورود به بهشت هشت تا و راه ورود به دوزخ هفت تا است.
سه حس باطنی دیگر یعنی حافظه، ذاکره و مفکِر جزو مشاعر و مدرِکات محسوب نمیشوند، چون آن ها جزو همکاران قوة عاقله، خیال و واهمه هستند و خودشان مستقلاً مدرِک نیستند. (3)
بنا بر این اگر در روایت یاد شده درهای بهشت هشت آمده ،یکی از معانی آن همین نکته است که در کلام حکما آمده است. تفصیل این مطلب را در منبع ذیل دنبال نمایید. (4)
ثانیا در حدیث دیگر تعداد درهای بهشت هفتاد و یک عدد بیان شده و فرمود:
«إنّ للجنّة إحدى و سبعین باباً یدخل من سبعین منها شیعتی وأهل بیتی و من باب واحد سائر الناس؛ (5) برای بهشت هفتاد و یک در است که هفتاد در آن برای شیعیان و اهل بیت من است، و یک در آن برای ورود سایر مردم».
این اعداد برای درهای بهشت ممکن است اشاره به عددهای تکثیری و کنایه از کثرت فوقالعاده درها باشد، منتها در یک جا در مقایسه با درهای جهنم هشت در شمرده شده تا نشان داده شود که اسباب وصول به سعادت از اسباب بدبختی بیشتر است . در جای دیگر اشاره به کثرت اشاره شده که هر کدام از طریقی به این کانون رحمت الهی راه یابند. و در نتیجه تعارضی در کار نیست؛ چون اگر درهای بهشت هشت تا باشد مراد همان است که در کلام حکما ذکر شده و این با راه ورود بودن برخی اماکن متبرکه برای نیل به بهشت منافات ندارد. و اگر تعداد درها بیشتر از هشت تا باشد روشن است که تعارض در مسئله وجود ندارد.
پینوشتها:
1. مجلسی، بحار الانوار ،چ هشتم ، بیروت ، الوفا ، 1403 ق ، ج 57 ، ص 212.
2. محمد باقر مجلسی بحار الانوار، نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت 1403ق. ج 8، ص 121 و 122.
3. خواجه نصیرالدین طوسی، آغاز و انجام، نشر وزارت ارشاد 1366ش. ص 57 ـ 58.
4. محمد امین صادقی «نتایج کلامی حکمت صدرایی» نشر بوستان کتاب، قم 1388 ش، ص 320.
5. بحار الانوار، ج 8، ص 139.






