به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در ابتدا این تذکر لازم است که منظور دانشمندان از خلقت انسان ها از میکروارگانیسم ها یا ریزاندامگان همان نظریه تکامل و به وجود آمدن موجودات پیچیده از موجودات کوچک و ساده می باشد که در ابتدای سلسله از این موجودات آغاز شده و در نهایت به انسان نئاندرتال و انسان کنونی ختم می شود ؛ در نتیجه تمامی موجودات توسط میکروارگانیسم ها به عنوان قدیمی ترین موجود زنده در روی کره زمین و از تغییر و تحولات آنها بوجود آمده اند.(1)
در خصوص خلقت انسان ها از خاک هرچند اشارات متعددی در آیات وروایات وجود دارد. اما مطلب کاملا روشن نیست؛ اما مسلم است خلق شدن انسان ها از خاک به آفرینش پدر اصلی آنها یعنی حضرت آدم از خاک بر می گردد. اما آفرینش آن حضرت از خاک به چه شکلی بوده ؟
اعتقاد به این که حضرت آدم علیه السلام مستقیماً و به صورت آنی و دفعی از خاک آفریده شده (فیکسیسم ) و یا نقطه ء مقابل آن که نظریهء ترانسفورمیسم است و معتقد می باشد که بر اساس تکامل تدریجی تک یاخته ای طی میلیون ها سال همهء موجودات زنده از انواع گیاهان و حیوانات برّی و بحری و پرندگان و سرانجام انسان آفرینش گردیده ,هیچ کدام نه از ضروریات دین است و نه ملازم با رد یا قبول برخی از احکام نظری یا عملی دین.
بر فرض هم كه تکامل ترانسفورمیستی را بپذیریم و برای انسان اجداد حیوانی قائل شویم ، هیچ گونه مخالفتی با اینکه انسانهای موجود همه دارای پدر و مادر واحدی به نام آدم و حوا باشند ندارد.
بلی این سوال پدید میآید که آدم و حوا از تکامل حیوانات دیگر خلق شدهاند (نظریه ترانسفورمیسم) یا هیچ گونه اجداد حیوانی ندارند (نظریه فیکسیسم)؟
ظواهر آیات قرآن نظریه دوم است، ولی در عین حال آیات نفی کلی نظریه ترانسفورمیسم را در مورد انسانهای قبل از انسان موجود (مانند انسانهای نئاندرتال) نمیکند.
ممکن است آیات قرآن در مورد آفرینش انسان از خاک چنین تفسیر شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیونها سال به صورت خلقت کامل انسان در آمده است.
همان گونه که برخی نویسندگان آیات قرآن را با نظریه تکامل تطبیق دادهاند.
هم چنین ممکن است بین انسانهای امروزی و از نسل آدم با انسان نماهای گذشته از نظر فیزیولوژی (جسمانی) شباهتهای وجود داشته باشد، اما به هیچ وجه نمیتواند بین عناصر اساسی انسانیت مانند روح انسانی، خلاقیت، وجود ارزشهای اخلاقی، خوب و بد و... شباهتها را اثبات کرد تا بین انسانهای امروزی موجودات حیوانی ارتباط برقرار کرد.
در هر حال تئوری های علمی صرفا می تواند شباهتهایی را از نظر فیزیولوژی و مادی اثبات کند، اما در موضوع عناصر و ویژگی های دیگر انسان از نظر ساختار روحی و معنوی چیزی بیان نمی کند.
هم چنین حتی بر فرض اثبات کامل این نظریه، باز نمیتواند نظریهای مقابل و مخالف با قرآن باشد، زیرا براساس نظریه تکامل، راه پیدایش انسان از دگرگونیهای طبیعی حیوان میگذرد، اما ثابت نمیکند که این، تنها راه تحقق انسان است و بشر منحصراً از این طریق پا به عرصه هستی گذاشته است، زیرا تجربه دلالت میکند بر این که از این راه فلان حادثه رخ میدهد و هرگز دلالت ندارد بر این که رخداد فلان حادثه از غیر این راه محال است. (1)
بنابراین درباره تکامل انسان باید به این نکته توجّه داشت که یک نوع را در صورتی میتوان تکامل یافته نوع پیش دانست که اتّصال این نوع به نوع قبلی حتمی باشد. اگر احتمال داده شود که نوع قبلی از بین رفته و نوع دیگری به وجود آمده که شباهت به نوع پیشین داشته است، نمیتوان این نوع را تکامل یافته نوع قبل دانست. در مورد نسل انسان چنین است؛ بر اساس آنچه از ظاهر احادیث و آیات استفاده میشود، نسل کنونی انسان به حضرت آدم و حوا منتهی میشود و آن دو دارای آفرینش مستقل بودهاند. اینکه قبلاً موجوداتی شبیه به انسان بودهاند و فسیلهای به دست آمده حاکی از آن هاست، دلیل آن نیست که انسانهای تکامل یافته آنان باشد.
نكته آخر اينكه این نظریه هنوز یک فرضیه است و دانشمندانی با آن به مخالفت برخاسته یا تغییراتی در آن دادهاند؛ لذا هنوز به عنوان يك قانون علمي كامل اثبات نشده تا بتوان در مورد تعارض يا عدم تعارض آن با قرآن بحث كرد.
پی نوشت ها:
1. برگرفته از دانشنامه ویکیپدیا http://fa.wikipedia.org
2. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی، نشر اسراء، قم، 1378ش، ج 14، ص 26.






