سلام من دختری هستم مجرد وسی وسه ساله . درحال حاضر شاغل و مدرک تحصیلی لیسانس. مشکل من مادرو پدرم هستند اما بیشتر مشکلاتم به رفتارهای مادرم برمی گردد مادرم زنی مستبد و خود رایاست که اگر در مورد مساله ای اظهارنظر کند و من قبول نکنم جنجال می کند مادر در همه مسائل من حتی ماسئل شخصی ام دخالت میکند حتی خرید لباسهای زیر . از دست رفتار و کارهایش خسته شدم گاهی آرزوی مرگ میکنم . مادرم بسیار شکاک است اگر از سرکار زود برگردم یه چیز می گئید اگر دیر برگردم یه چیز می گوید اگر زمانی که من به خانه می ایم او در خانه نباشد بعد از من برگردد مانند یک باز÷رس شروع به سوال می کند کی امدی چرا امدی با کی امدی چرا امدی هزارتا سوال . این رفتارها به کنار بسیار بد زبان هست و دائم الفاظ رکیک بکار می برد و دشنام میدهد حتی اگر در حال بحث نباشیم صحبتهای معمولی هم همراه دشنام دادناست حق اظهار نظر ندارم انگار اصلا ادم نیستم روزهای تعطیل اجازه بیرون رفتن نمیدهد حتی اجازه مسافرت با تور یا دوستان ندارم برای خرید هم باید همراهم باشد اگر چیزی بخرم بدون حضور ایشون شروع به توهین و بی ارزش کردن خریده شده نمی کند . همیشه دیگران رو به من سرکوب میکند درصورتیکه من دختری بودم که در دوران راهنمایی و دبیرستان رو در مدارس تیزهوشان گذراندم و در دانشگاه دولتی بدون هیچ هزینه ای تحصیل کردم ترم اخر شاغل شدم حقوق ماهیانه من یک میلیون و دویست هزار تومان است و یک خانه شخصی در غرب تهران دارم که در حال حاضر خانوادم در آنجا زندگی میکنند اما مادرم همیشه من رو تحقیر میکند مثل ادمی هستم که در یک قفس زندانی است تحملم کوچکترین ناراحتی را ندارم بشدت عصبی شدم گاهی شبها گریه میکنم مادرم من را از زندگی کردن مایوس و خسته کرده . اگر از پسری در محیط کارم تعریف کنم بدون اینکه او را بشناسد شروع به تخریب او میکند اجاز ندارم در اتاق خودم تنها باشم پنج دقیق در اتاقم تنها باشم یواشکی بالای سرم ظاهر می شودشبها هم موقع خواب یواشکی چندبار بالای سرم میاید ولی من چون خواب سبکی دارم متوجه میشوم کیف و جیبهایم را می گردد اجازه کتاب و مجله خواندن ندارم روزهای تعطیل صبح زود باید بیدارشوم و کارهای منزل تا ده صبح تمام است بقیه روز باید کنارش بنشینم و هرکاری که او مایل است انجام بدهم حق اینترنت رفتن ندارم حق دیدن فیلم ندارم تفریح ندارم مهمانی هرجا که او مایل باشد شاید سالی دو یا سه بار فقط به منزل خواهرم برویم و یکبار منزل بردارم و خاله ام کلا تفریح تعطیل است خرید مانتو و کفش و لباس و وسایل مورد نیاز باید با حضورش و به تشخیص و سلیقه ایشون باشه . اگر با پسرخاله ای یا کسی حرف بزنم جلوی جمع توبیخم میکند . اگر کاری مطابق میلش انجام ندهم فحش و گاهی کتکاری میکند . جلوی فامیل و غریبها تحقیر میکند حرفهای زشت می زند حتی توی خیابان هم برایش مهم نیست. من خیلی خسته ام احساس می کنم این جهنم تمومی ندارد . وقتی بعد از کار می خواهم بیایم خانه غم عالم توی دلم سنگینی می کند وجود مادرم به من استرس میدهد به حدی که همش منتظرم به یه چیزی گیر بدهد و دعوا راه بیندازد خواهش میکنم به من بگویید با این مادر چه کنم
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
خواهر گرامی؛ خرسنديم كه درد دل خودتان را براى ما نوشته ايد. از طرز بیان شما می توان فهمید که انسانی دلسوز و مهربان با ضریب هوشی بالا هستید. در رابطه با سوالات شما بنظر می رسد نتوان در این مجال به همه آن ها بنحو شایسته و کامل حق مطلب را ادا نمود اما در شرایط فعلی، چیزی که بنظر می رسد بیشتر از همه به آن نیاز داشته باشید، مثبت اندیشی و امید به آینده است. اگر به فکر آسایش روانی و موفقیت کامل خود در زندگی آینده هستید، نگذارید افکار وسواس گونه ای مانند، طلبکاری از خداوند و شک در انجام وعده های الهی در ذهن و جان شما رسوخ کند. نتیجه این امر چیزی جز افسردگی و وسواس فکری خانمان برانداز نیست.
لطفا در ادامه به نکات ذیل توجه فرمائید.
1. ما هم معتقديم نظام خانواده و مديريت آن بايد براساس روابط متقابل عاطفى شكل گيرد و به تمام نيازمندى هاى اعضاء آن به طور عادلانه توجه كافى شود و رسيدگى به بعد جسمانى و نيازهاى تغذيه و پوشاك و فقط بخشى از وظايف است. اما قبل از هر چیز باید علت شکاکیت مادر گرامیتان را ریشه یابی کرد. اصولا برای حساسیت والدین دو مورد اساسی می توان برشمرد:
1. احتمال وجود سابقه نامطلوب برای فرزندان و ترس از تکرار اشتباهات گذشته 2. وجود اختلالات روانی و شخصیتی که البته تشخیص این امر منوط به حضور فرد در کلینیک روانشناسی و انجام تستهای مرتبط با اختلالات مذکور است.
2. گاهى عدم توجه برخى والدين به نیازهای عاطفی فرزندان ناشى از عدم آگاهى آنان است. چه بسا والدين تان در محيط آموزشى و فرهنگى مناسبى رشد نكرده اند و اكنون نيز به شناخت كافى در اين زمينه دسترسى پيدا نكرده اند. بنا بر اين نبايد چندان از آنها انتظار زيادى داشت و اگر شما نيز به اين مطلب مهم واقف شده ايد در پرتو كمك هاى مادى و خانوادگى آن ها بوده است و مى توان گفت مديون آنها هستيد. اگر آن ها كار و تلاش نمى كردند و زمينه تحصيل علم و دانش و گسترش شناخت هاى شما را فراهم نمى كردند چه بسا شما نيز مثل آن ها مى انديشيديد و دچار همان ضعف و نقص بوديد. پس بايد شكرگزار آنها باشيد. البته از همين نكته و نحوه رفتار آنها چه خوب است درس گرفته و براى آينده و حتى هم اكنون و در برخورد با ديگران به اين موضوع توجه كافى داشته باشيم و شخصيت خود را تك بعدى پرورش ندهيم و بدانيم كه بايد به تمام ابعاد وجودى و نيازهاى روانى، عاطفى، اجتماعى و انسان توجه كنيم.
3. آنچه بيان شد بر اين اساس بود كه تمام فرمايشات شما را پذيرفته باشيم و واقعيت امر همان طور است كه شما برايمان نوشته ايد. اما اگر احتمال بدهيم كه نگرش شما مبتنى بر برداشت و استنباط هاى شخصى شما باشد و يا مشكل مطرح شده ريشه در جاى ديگرى دارد (يعنى ريشه در نحوه رفتار آنها ندارد بلكه ريشه در نحوه رفتار خود شما باشد) بايد به گونه اى ديگر قضاوت شود و چون ما نيز از نزديك به روابط متقابلتان با والدين و ديگر اعضاى خانواده آشنايى نداريم نمى توانيم قضاوت صحيح و كاملى داشته باشيم.
4. به هر صورت كه باشد و از ناحيه هر كدام كه باشد، شكى نيست كه وظيفه فرزند در برابر والدين از اهميت بيشترى برخوردار است و احترام به والدين و توجه به حقوق آنها از طرف فرزندان بيش از هر امر ديگرى است و شما نيز خوب به آن واقف هستيد بعد از ايمان به خدا و اطاعت از دستورات خداوند، اطاعت از والدين و نيكى كردن به آنها و كوتاهى نكردن در رعايت حقوق آنها از ارزشمندترين و مهمترين ارزش هاى اخلاقي و دينى محسوب مى شود. تا جايى كه گفته اند اگر براى اقامه نماز آماده شده ايد و والدين درخواستى كردند و وقت نماز موسع است بايد ابتدا به درخواست آنها رسيدگى كنيد و بعد نماز واجب را بخوانيد و يا قرآن حداقل اهانت كردن به والدين كه «اف» گفتن به والدين است ما را بر حذر داشته اند و عاق والدين از گناهان كبيره است.
5. گریه های شبانه و یأس از زندگی و در نتیجه آرزوی نبودن در این دنیا، همه از نشانه های افسردگیست. با مراجعه به یک روانشناس بالینی زن، به بعضی از مشکلات روحی خود پرداخته و به تعادل روحی لازم دست پیدا کنید.
6. با حس استرس مواجهه با مادرتان مبارزه کنید. نگذارید رفتار او استرس را به سایر بخش های زندگی شما سرایت دهد. یکی از تکنیکهایی که برای برطرف شدن استرس توصیه می شود، ریلکسیشن است. بدین منظور شما باید، ماهیچهای انگشتان پا را منقبض کنید و تا ۱۰ بشمارید در انگشتان پا احساس درد و فشار میکنید؛ سپس آنها را رها کرده و به احساس آسودگی که انگستان پای تان ایجاد میشود، توجه کنید. ماهیچه پا را منقبض کنید، تا ۱۰ بشمارید، سپس رها کنید.به ترتیب رانها، شکم، کمر گردن و صورت را منقبض کرده و بعد از این که تا ده شمردید، رها کنید . در مدتی که این کار را انجام میدهید، عمیق و آرام نفس بکشید.همواره کردن این تکنیک با تنفس آرام و عمیق، بسیار موثر است . تنفس شما باید از بینی به درون کشیده شود، از شکم تا سینهها احساس میشود و سپس از لبانتان خارج شود. حتی اگر کمی صدادار باشد، بهتر است.هرروز این تکنیک را چندین مرتبه و با فاصله زمانی مشخص انجام دهید.
7. زندگی ما بازتاب کامل اعتقادات ماست: باورها و اعتقادات انسان، تعيين كننده كيفيت زندگى او هستند؛ مثلاً اعتقاد شما اين است كه مادرها بايد فرزندان خود را تشويق كنند و براى آنها هديه بخرند. هر گاه مادرتان مطابق اين اعتقاد شما رفتار نمىكند، غمگين و افسرده مىشويد و در نتيجه تصميم مىگيريد كه پدرتان را تغيير دهيد. اكثر مردم هيچ وقت فكر نمىكنند كه راه حل ديگرى هم وجود دارد. آيا بهتر نيست كه به جاى مادر، باورهاى خود را تغيير دهيم؟ بعضىها هرگز توقع ندارند كه يك رفتار خاصى را از ديگران ببينند و در نتيجه از آرامش ذهنى بيشترى برخوردارند.پس براى به دست آوردن شادى، بايد ياد بگيريم كه انديشه هايمان را كنترل كنيم، چون آنچه مايه خوش بختى و شادى انسان مىشود، درون اوست، نه عوامل بيرونى. البته اين را نيز بايد به ياد داشته باشيد كه: آنچه شما را آزرده است، نفس رفتارهای مادرتان نیست، بلكه تفكرات شما در باره رفتارهای ایشان است.
8. از چهارتوصیه مهم در زندگی جهت دوری از تنهایی غفلت نکنید 1. خنده و شوخی های مناسب: يكى از اسباب مسرت و شادى، تبسم و لبخند است 2. ورزش: تحرك جسمى و فكرى در زندگى ماشينى امروز، در تعادل روحى انسان بسيار مؤثر است 3. تغذیه مناسب 4. در جمع افراد شاد بودن: بعضى از محققان، برقرارى ارتباط با خويشاوندان و تشكيل اجتماعات خانوادگى و محافل دوستانه و صميمى و بحث و گفت و گو با آنان را در ايجاد شور و نشاط درونى مؤثر مىدانند.
نكات كليديبرای کمک به اصلاح رفتار پدر یا مادر بد زبان
1. صحبتهاي او را قطع نكنيد.
2. رفتار يا حركتي نكنيد كه گمان كنند شما آن ها را مسخره ميكنيد.
3. كلمات سبك بهكار نبريد و صدايتان را بلند نكنيد.
4. نظرات خود را با استدلال و منطق بيان كنيد.
5. اگر طرف شما منطقي نيست، با وي بحث و استدلالي نكنيد.
6. مسایل و مخالفت های خود رابه صورت غیر مستقیم بیان کنید، مثلا از قول دیگران رفتارهای پدر و مادر و تأثیر نامطلوب در زندگی فرزندان را مثال بیاورید.
7. هم چنین از بزرگان فامیل و افرادی که پدر و مادر از آن ها حرف شنوی دارند، کمک بگیرند که به صورت غیر مستقیم خواسته های به حق و افکار شما را به پدر و مادرتان برسانند. هم چنین مسئله گذشت زمان و تغییر نگرش و خواست فرزندان را به آنها بفهمانند.
8. زماني كه مادر شما عصباني است، كاري به كارش نداشته باشيد تا به حالت عادي باز گردند.
9. والدين گاهي بيانصافند و اين كار شما را عصباني ميكند. هنگامي كه يكي از شما عصباني هستيد هيچ گاه به بيانصافي آن ها اشاره و انتقاد نكنيد و صبور باشيد.
10. اگر نميتوانيد با والدين خود صحبت كنيد، يا آن ها از صحبت كردن با شما عصباني ميشوند، سخنان خود را بنويسيد و به آن ها بدهيد.
11. گاهي با والدين خود به تنهايي بيرون برويد.
12. وقتي والدين مشغول تماشاي تلویزیون هستند، گاهي آن ها را همراهي كنيد. درباره موضوعاتي چون مدرسه، دوستان و ديگر مسائل مورد علاقهشان صحبت كنيد.
13. هر روز از والدين خود بپرسيد: چه كمكي ميتوانم به شما بكنم؟
14. با والدين خود صبور باشيد. اگر با خواسته شما مخالفت كردند «چرا» نگوييد بلكه بپرسيد: در چه صورت با خواسته من موافقت ميكنيد؟






