مگر عقل انسان حمکت تولید نمی کنه ؟!
مگر هدایت عقل همان هدایت الهی نیست ؟!
پس پیامبر برای چه !؟
ممنون
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
به رغم وجود عقل، ضرورت وحی برای زندگی بشر در ساحات مختلف فردی ،اجتماعی ،دنیایی ،اخروی ، معرفتی و عملی مسله ای است که با رویکردهای مختلف عقلانی، وحیانی و عرفانی قابل اثبات است .عقل به تنهایی هیچ گاه نمی تواند نیاز بشر تامین کند .
انسان ناگزیر از زندگی جمعی و اجتماعی است تا از رهگذر آن نیازهای گوناگون زندگی خود را تأمین کند، از طرف دیگر آدمی به وضوح نگران آینده خود و مراحل احتمالی حیات که ممکن است در پس این عالم داشته باشد است. در مجموع هم در پی پذیرفتن زندگی اجتماعی با تمام وجود احساس می کند که نیازمند قانون است تا از طریق عمل به قانون و اجرای آن سعادت همه جانبه خود را به دست آورد ؛ هم برای رسیدن به وضعیت مطلوبی که در آینده در برابر او قرار می گیرد ، به دنبال هدایت و راهکار بهره مندی از شرائط ایده آل است . بشر به دلیل چنین احساس نیازی همواره خواهان قانون و جویای آن بوده ، داشتن قانونی جامع و کامل که سعادت همه جانبه ای برایش رقم بزند، در سر لوحه آرزوهای خود داشته است؛ اما تجربه چند هزار ساله بشر به خوبی روشن ساخت قانونی که بشر پیوسته در آرزوی آن است ، چیزی نیست که از طریق عقل جزئی و منفعت اندیش و یکسو نگر آدمیان به دست آید.
به علاوه تدوین قانونی جامع و کامل برای این هدف بزرگ نیازمند داشتن شناختی کامل و همه جانبه از انسان جهان هستی و عوالم پیش رو و ناشناخته ای است که احیانا به آن ها قدم خواهد گذاشت .
در نتیجه برای تدوین چنین قانون و طرح برنامه هدایت و سعادت انسان مبدئی فرا بشری لازم است که با شناخت کامل از همه خواستهای ظاهر و باطنی و دنیایی و آخرتی و نیازهای فردی و اجتماعی، قانونی را وضع نماید که سعادت بشر را در تمام عرصههای یاد شده، بدون کم و کاست و بر اساس عدالت برآورده سازد. چنین قانونی تنها از رهگذر فرایند وحی و داستان نبوت قابل دستیابی است. (1)
نبوت و قانون وحی برای اداره زندگی اجتماعی و تأمین سعادت در ابعاد مختلف برای بشر ضرورتی انکارناپذیر دارد، اما این آغاز راه و یا حداکثر هدف میانه است . هدف نبوت بسی فراتر از امور یاد شده است و آن عبارت از فراهم نمودن زمینه برای دستیابی بشر به مقام قرب الهی و حاکم شدن توحید بر همه شئون آدمیان در دنیا و آخرت است که با هدایتگری فردی کامل امکان پذیر است تا هم خود راه هدایت را بداند و هم چگونگی هدایت کردن دیگران به این مسیر را شناخته باشد. (2)
با این دلایل به درستی می توان ضرورت قرارگرفتن ساختار نبوت و راهکار ارتباط خاص بین انسان با عالم غیب را دریافت. در غیر این صورت به شکل واضحی زندگی انسان و حیات او دستخوش نابسامانی و بی هدفی و بی سرانجامی تلقی می گردد که از خدای حکیم چنین خلقی محال است . معقول نیست که خداوند این همه هزینه برای ایجاد موجودی با این مقدار توانمندی و قابلیت نماید. اما در عین حال راه و مسیر تعالی و تکامل و سعادت وی را هموار نسازد.
این مستدلترین و ساده ترین شکل اثبات وحی و نبوت است . اما عمیقتر از هر دلیل عقلی و عرفانی، سخن نورانی امام صادق (ع) است که درباره ضرورت نبوت فرمود:
«چون ثابت کردیم که آفریننده و سازندهای داریم که برتر از ما و از همه آفریدههاست و این صانع، حکمت مدار و بلند مقام است و هیچ یک از آفریدگان شایسته و سزاوار آن نیستند که از نزدیک با او گفتوگو نمایند، معلوم می شود که خداوند حکیم میان خلق خود، سفرایی دارد که میان او و بندگانش واسط اند . پیامهای خالق را به مخلوق می رسانند . آدمیان را به مصالح و منافع و وسایل بقای آنان و موجبات فنای شان آگاهی می دهند .پس ثابت می شود که میان آفریدگان، کسانی هستند که از سوی خدای حکیم و علیم مأموریت امر و نهی دارند، و آن ها پیامبران و برگزیدگان اویند.
حکیمانیاند که حکمت الهی را آموخته و با آن مبعوث شدهاند. در خلقت جسمانی با سایر مردم فرقی ندارد، ولی در حالات معنوی اخلاقی و صفات و کمالات وجودی کاملاً متمایز هستند. از طرف خداوند به حکمت و متانت تأیید شدهاند. افزون بر آن ها (بعد از انبیا) در هر دوره زمانی رهآورد نبوت از طریق دلایل و براهین آن ها به وسیله اوصیا حفظ شده است تا زمین از حجتی که نشانه صدق عدالت را همراه دارد ، خالی نباشد». (3)
در این کلام نورانی که خاستگاه تحلیلهای دلایل فلسفی، کلامی و عرفانی ضرورت نبوت است ،بر این نکته تأکید گردیده که خداوند حکیم چون برتر از مشاهده دیگران است، حکمت او ایجاب می کند که از طریق انبیا و سفیران خود راه کمال و سعادت و قرب الهی را به بندگان نشان دهد. (4) در این رابطه حکیم بزرگ معاصر علامه طباطبایی بیان زیبایی در این باره دارند:
« اگر درست دقت کنیم خواهیم دید قانونی که بشر پیوسته در آرزوی آن است و مردم تنها و دسته دسته با نهاد خدادادی لزوم چنان مقرراتی را که سعادتشان را تأمین کند، درک میکنند، همانا قانونی است که جهان بشریت را از آن جهت که جهان بشری است، بیتبعیض و استثنا به نیکبختی رسانیده، در میان شان کمال عمومی را برقرار سازد.
بدیهی است تا کنون در دورههای گوناگون زندگی بشر چنین قانونی که تنظیم یافته عقل و خرد باشد، درک نشده است. اگر چنین قانونی به حسب تکوین[نظام آفرینش] به عهده خرد گذاشته شده بود، البته در این روزگاران دراز برای بشریت درک و مفهوم میشد، بلکه همة افراد مردم که به دستگاه تعقل مجهّز میباشند، آن را تفصیلاً درک میکردند، چنان که لزوم آن را در جامعه خود درک میکنند.
به عبارت روشنتر قانون کامل مشترکی که باید سعادت جامعة بشری را تأمین کند، اگر تکویناً به عهده خرد گذاشته شده بود، هر انسان با خردش آن را درک میکرد، چنان که سود و زیان و سایر ضروریات زندگی خود را درک میکند، ولی از چنین قانونی تاکنون خبری نیست.
قوانینی که خود به خود یا با وضع یک فرمانروا یا افراد یا ملکی تاکنون در جوامع بشری جریان یافته است، برای جمعی مسلّم و برای غیر آنان غیر مسلّم است. دستهای از آن با اطلاع و دستهای بیاطلاع میباشند. هرگز همه مردم که در ساختمان بشری مساوی و همه با خرد خدادادی مجهّزند، درک مشترکی در این باب ندارند.
چون به مقتضای نظریة هدایت عمومی وجود چنین درکی در نوع انسان ضروری است، ناگزیر دستگاه درک کننده دیگری در میان نوع انسان باید وجود داشته باشد که وظایف واقعی زندگی را به آنان بفهماند و در دسترس همگان گذارد. این شعور و درک که غیر از عقل و حس میباشد، شعور وحی نامیده میشود ». (5)
گفتنی است که عقل با تمام ارزش آن از کاستی های بر خورد ار است که که نمی تواند به تنهای سغادت انسان را تامین کند :
الف -مشکل اصلی عقل این است که دائره عملکرد و شناخت آن محدود بوده، قدرت به دست آوردن شناخت و معرفتی جامع و کامل از انسانی که خود جزئی از آن است، در آن وجود ندارد. عدم دسترسی به شناختی جامع و تمام عیار مانع از تعیین حدود و چگونگی عملکردها و جهت گیری ها و هر نوع برنامه جامع و کامل برای حرکت در مسیر کمال حقیقی است.
البته جای تردید نیست که به گفته امیرمؤمنان(ع) عقل سرمایهای پایان ناپذیر(6) و مشاوری خیرخواه است . کسی را که با آن به رایزنی بپردازد، فریب نمیدهد. (7)
ب- به دلیل اهمیت عقل، یکی از اهداف متعالی و بنیادین نبوت و بعثت انبیای آن است که گرد و غبار هواهای نفسانی را از چهره عقل بزداید. گنجینههای نهفته عقول آدمیان را آشکار سازد. (8)
اما متأسفانه به گفتة امیرمؤمنان بسیاری از آدمیان توفیق بهرهمندی از دادههای عقلانی را ندارند. (9)
ج- برخی با وجود چراغ عقل در شقاوت فرو میغلطند. (10) زیرا عقل تنها نیروی ادراکی و اعمال قدرت در وجود آدمی نیست. گاهی هواهای نفسانی، عقل را که اصلی ترین فرمانده وجود انسان است، در چنگال خود به اسارت میگیرد. (11)
در این صورت نه تنها عقل نجات بخش و کارساز نیست ،بلکه چراغی است در دست خواستهای نفسانی . نفس پس از اسیر گرفتن عقل، از نور آن جهت خواستهای غیر الهی و غیر انسانی بهره میگیرد.
باتوجه به این گونه امور عقل به تنهای توان تامین اداره بشر و تامین سعادت او را ندارد؛ زیرا عقل بدون هدایت وحی چه بسا ممکن است به عنوان جاده صافکن خواسته های نفسانی عملکند. عقل آن گاه مفید و کارساز است که در بند شریعت و نبوت باشد و از هدایت انبیا و در پرتوی نور وحی پرورش یابد. (12)
پینوشتها:
1. محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی،نشر طه، قم 1383ش. ج 2، ص 27.
2. سید محمد حسین طبا طبایی، شیعه در اسلام،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1348ش. ص 82.
3. همان، ص 80.
4. محمد امین صادقی، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی،نشر مؤسسه آثار امام، 1386ش. ص 224.
5. شیعه در اسلام، ص84 .
6. نهج البلاغه،نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1380ش حکمت 54، ص636.
7. همان، حکمت 281. 698.
8. همان، خطبه 1، ص38 .
9. صدوق التوحید،نشر جامعه مدرسین، قم، بی تا ص 255، حدیث 5.
10. نهج البلاغه، نامه 78. ص618 .
11. همان، حکمت 411. 728 .
12. پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص 262.






