جرازنان موتورسواری نمتوانند بکنندقاضی نمشوندو.........

به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

در مورد موتور سواری، باید گفت که این مسئله در حالت اولیه، نه منع شرعی دارد و نه منع قانونی. در واقع، ظاهراً در قانون به صراحت جواز موتور سواری بانوان ممنوع اعلام نشده و نمونه هایی هم دیده شده که بانوان با پوشش مناسب و رعایت نکات ایمنی، مشغول رانندگی با موتور بودند؛ اما به خودی خود به دلیل خطرات رانندگی با موتور و عدم تمایل بانوان به پذیرش ریسک این خطرات، به طور طبیعی مطالبه ای در این خصوص وجود ندارد و معمولاً زنان مایل به این امر نیستند.
از نظر فقهی، همچنان که ذکر شد، منع اولیه ای در این خصوص وجود ندارد و حتی برخی از فقها به صراحت جواز اولیه این امر را مورد اشاره قرار داده اند؛ مثلا آيت‌الله محمد عزالدين حسيني زنجاني در اين استفتا که:
"با توجه به پخش فيلمي از سيماي جمهوري اسلامي که در آن بازيگر زن موتورسواري مي کرد، نظر حضرت عالي مبني بر موتورسواري بانوان چيست؟"، پاسخ فرمودند:
«بسمه تعالي.‌ موتور سواري و نيز دوچرخه سواري و اسب سواري بانوان، با حفظ حجاب شرعي مانعي ندارد. والله العالم». (1)
البته روشن است که جنبه های ثانوی می تواند حکم این مسئله را همانند هر مسئله دیگری متفاوت نماید و منع و محدودیت هایی در این زمینه ایجاد شود؛ اما به طور کلی، این محدودیت های عرفی و شرعی، به خصوص در مسئله حجاب، لااقل در موتور سواری کم تر از دوچرخه سواری بانوان است که امروزه و با کمال تأسف در بسیاری از مناطق انجام می شود و مراجع قانونی و انتظامی، برخورد و منعی با آن ندارند.
اما در مورد عدم قضاوت بانوان باید گفت:
در این مورد، دیدگاه های مختلفی مطرح است و این مسئله موافقان و مخالفانی دارد و به هر حال، حکم قطعی و صد درصد، منع مطلق نیست؛ چنان که امروزه در محاکم قضایی، به خصوص در دادگاه خانواده، بانوانی به امور قضایی می پردازند؛ ولی آنچه در این جا باید بدان اشاره شود، آن است که:
آنچه در باب قضاوت زنان قابل توجه و مهم است، این که قضاوت یک نوع مسئولیت پذیری است و مسئولیت آن بسیار سنگین است. اسلام خواسته است که این تکلیف را از دوش زنان بردارد؛ نه آن که ایشان را از این حق محروم کند. بنابراین، در برخى روایات با تعبیر «لیس على المرئه»، یعنى بر عهده زنان این تکلیف تحمیل نشده است و یا تعبیر «لیس للمرئه»، یاد شده است. (2)
قضاوت مذکور، قضاوت متداول در دنیای امروز نیست؛ زیرا آنچه امروز در دادگستری ها و دادگاه های دنیا می گذرد، از نگرش دینی، قضاوت غیر الهی است که به کلّی باطل است؛ بلکه منظور، قضاوت اسلامی است که باید قاضی، مجتهد و کارشناس مسائل قضایی باشد و بر اساس کتاب و سنت قضاوت کند. در چنین وضعیتی، اگر زنی در حد اجتهاد و تخصص تحصیل کرده باشد و کاملاً به مسائل قضایی اسلام آگاه باشد و دارای عقل و بلوغ و عدالت باشد، خلاصه این که تمام شرایط قضاوت را دارا باشد، می تواند طبق موازین قضایی اسلام، قضاوت و انشای حکم کند.
چنان که معتقدان به عدم جواز قضاوت زنان، خصوص این مورد را نفی می کنند؛ وگرنه بازپرسی و منشی­گری در دفاتر دادگاه ها و دادگستری ها و کارهایی از این قبیل، مورد بحث و نزاع نیست؛ زیرا این گونه امور، قضاوت نیست و از محل بحث خارج است. (3)
در پایان، این نکته مهم را یادآور می شویم که به موضوع قضاوت و مسئولیت آن، نباید به عنوان یک شغل و منصب مانند دیگر شغل ها نگاه شود که آیا فقط حق مردان است و یا نه زنان نیز دارای چنین حقی هستند؟ همان گونه که قبلاً گفتیم، باید به عنوان یک مسئولیت سنگین به آن نگاه شود. کسانی که مورد قضاوت قرار می گیرند، انسان ها و جان و مال شان هستند. بنابراین، باید کسی در این مقام جا گیرد که بهترین جایگاه و شرایط لازم برای احراز این مقام و انجام این مسئولیت را دارد؛ چون حقوق انسان ها مطرح است و نه یک شغل و منصب عادی.
از طرف دیگر، قضاوت تنها نیازمند علم نیست؛ بلکه تناسب روان شناختى نیز نیاز دارد. برخورد با انواع بزهکاران و صدور احکام خشن در برابر آنان، هرگز با روحیات لطیف و عاطفی زن سازگارى ندارد.
بنابراین، اگر برخی از فقها به دلیل بعضی ویژگی های زنانه (مانند زود تحت تأثیر قرار گرفتن و یا عاطفی بودن آنان) معتقدند که این مسئولیت نباید به زنان داده شود، به جهت رعایت حق و شأن انسان هایی است که مورد قضاوت قرار می گیرند.
در این دیدگاه، اصولاً مسئله قضاوت از نظر اسلام به عنوان یک مسئولیت شناخته می شود؛ نه به عنوان یک حق. به همین جهت، آن را واجب کفایی بر مردم می داند، مانند دیگر واجبات. این امر واجب را بر کسانی تکلیف می کند که بتوانند از عهده این مسئولیت بهتر بر آیند. این گونه مسئولیت‏ها، به جز مشقت و زحمت، فایده دیگرى ندارد. اگر کسى این‏ها را برای دنیا و مقام و پول بخواهد، ضد ارزش است و اگر براى خدا بخواهد، خداوند پاداش این گونه کارها را به زنانى که به وظایف خود عمل مى‏کنند، مى‏دهد. مانند برخی دیگر از مسئولیت­ها چون جهاد که از زنان برداشته شده است.

پی نوشت ها:
1. http://shia-online.ir/article.asp?id=16104
2. شیخ حسین نجفی، جواهر الکلام، نشر دارالکتب لاسلامیه، 1392 ق، ج 40، ص 14.
3. مقدس اردبیلی، مجمع الفائده و البرهان، نشر جامعه مدرسین قم، 1403ق، ج 2، ص 15.