سلام. من دانشجو هستم. من دچار وسواس فکری شدم.و به طور مکرر شبهات اعتقادی به ذهنم می آید و دچار استرس و اظطراب شدید شده ام به طوری که به کارهای شخصی خودم هم نمیرسم. وقتی دنبال جواب میروم و جواب میگیرم باز هم به ذهنم می آید و اذیتم میکند و سوالهای جدید دیگری می آید. به روانشناس مراجعه کردم و به دوستان مذهبی ام مراجعه کردم به من میگویند که نباید به این سوالات اعتنا کنی و نباید دنبالشون بروی. میخواستم از شما راهنمایی و کمک بخوام که اگه من دنبال این سوالات نرم دچار گناه میشوم؟ و اینکه خدا از من ناراحت میشود؟ لطفا کمکم کنید

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
وسواس، يك بيمارى عصبى و روانى است که با نام اختلال وسواس اجباری در تمام دنیا اختلالی کاملاً شناخته شده است و در ردیف اختلالات اضطرابی قرار دارد. روان شناسان و روان پزشكان امروزى آن را فكر و انديشه مداوم و مكررى مى‏دانند كه فرد مبتلا به آن با وجود كوشش فراوان خود قادر نيست آن را از ذهن خويش خارج سازد. اين افكار مزاحم كه بدون اختيار فرد به سراغ وى مى ‏روند، گاهی او را به تكرار برخی كارها و اعمال بى‏فایده وا مى‏دارد. اگر چه وی به بيهودگی و عدم ضرورت و غير منطقی بودن آن عمل واقف است، ولی نمى ‏تواند از انجام آن ها خوددارى كند و زندگى عادى و عملكرد فرد را مختل مى ‏كند. خوشبختانه امروزه جاي نگراني نيست؛ چرا كه اختلال وسواس، قابل درمان بوده و مي توان با دارو درماني و روان درماني و به كارگيري برخي راهكارهاي درماني، آن را درمان نمود. برای روشن شدن موضوع، نکاتی را خدمتان عرض می کنیم:
1. مسلماً افراد فكور و انديشمند، درباره هستي، خلقت، خدا، هدف زندگي و معني آن، معاد و ... سؤالات و شبهاتی برايشان پديد مي آيد. اين سؤالات، طبيعتاً تعادل ذهني فرد را به هم مي زنند تا زماني كه بتواند براي آن ها پاسخي قانع كننده، منطقي و معقول پيدا كند. اين پرسش ها، در سلامت دين و روان نقش مهمّي دارند و لازم است به آن ها توجه داشته باشيم و از منابع اصيل ديني و فلسفی و كلام اسلامي، براي آن جواب قانع كننده اي پيدا كنيم. اما گاهي افكار و شبهات وارده به ذهن آدمي، حالت مرضي پيدا نموده كه در چرخه تكرار شونده نامعقول قرار می گیرند و به گونه اي است كه بر خلاف اراده انسان، به هوشياري وي هجوم مي‌آورد و سازمان رواني فرد را تحت سيطره خويش قرار مي دهد و اضطراب گسترده‌اي را در فرد بر مي‌انگيزد. در اين گونه موارد، بدون تردید، فرد دچار اختلال «وسواس اجباری» گردیده است و لازم است به يك روان شناس و روان پزشک متخصص وسواس مراجعه نمايد و راهکارهای درمان وسواس را پیگیری کند تا به درمان قطعی نائل آید.
2. اگرچه شک و تردید و پیدایش شبهات مختلف اعتقادی تا حدی نرمال و طبیعی است، اما آنچه از آن به عنوان تفکرات وسواسی یاد می‏کنیم، در واقع نوعی اختلال است که فرد به واسطه آن، به طور بیمارگونه‏ای نسبت به عقاید و باورهای خود دچار شک و تردید و شبهه شده است که بسته به شدت اختلال این تفکرات بیمارگونه نیز کم و زیاد می‏شود. اگر شک و تردید از حد معمول پا را فراتر بگذارد، می‌تواند به یکی از اختلالات روانی تبدیل شود. به همین جهت، در روند درمان به فرد وسواس توصیه می شود که مدتی به این گونه شک و تردیدها و شبهات ترتیب اثر داده نشود و نسبت به آن ها بی اعتنا و بی تفاوت باشد تا فرد به حالت طبیعی و نرمال خویش برگردد. طبیعتاً وقتی فرد به وضعیت و حالت عادی برگردد، می تواند برای شبهه زدايي و دریافت پاسخ سؤالات خود، با كارشناسان ديني مشورت كنيد و با دريافت پاسخي قانع كننده، شبهات خود را بر طرف نماید.
3. با این اوصاف، بی اعتنایی به شبهات و برخی شک و تردیدها، جزء مراحل درمان وسواس به حساب می آید و این نه تنها گناهی را متوجه فرد نمی کند، بلکه برای ادامه درمان امری لازم است و خداوند متعال نیز این شیوه را می پسندد و بر آن صحه گذاشته است؛ چرا که وسواس، در حقیقت، نوعی از وسوسه های شیطانی است که خداوند انسان ها را از تبعیت از آن ها نهی فرموده است بنابراین، وقتی شما امر خدا را اطاعت می کنید، نه تنها خداوند ناراحت نمی شود، بلکه رضایت و خشنودی او را فراهم می آورید.
4. همگي ما گاهي افكار عجيب و مزاحم داريم؛ اما اين ها فقط افكار هستند. آن ها به اين معنا نيست كه شما فرد بدي هستيد و چون خطور اين گونه افكار آزار دهنده، بدون اختيار به ذهن تان هجوم مى‏آورند، گناه محسوب نمى‏شود. پيامبر اكرم(ص) فرموند: «از امت من هر چه كه در ذهنشان خطور مى‏كند، عفو شده است، تا وقتى كه آن را به زبان جارى نكرده و عملى انجام نداده باشند». (1) بنابراين، نگران آن نباشيد. سعي در خلاصي از اين افكار، فايده اي نخواهند داشت. پس سعی کنید در حضور آن ها راحت باشيد و با آن ها فقط با كنجكاوي مختصري برخورد كنيد. اگر افكار بيش تري به مغزتان هجوم آوردند، مقاومت نكنيد و اجازه دهيد به ذهن تان بیایند و در مورد آن ها هم مثل افكار موجود قبلي رفتار كنيد.
5. برای درمان قطعی اختلال وسواس، بهتر است با مراجعه حضوری به یک روان شناس و روان پزشک با تجربه راه های مقابله با افکار آزار دهنده و مزاحم و رهایی از وسواس را فرا بگیرید و در درمان وسواس فکری خود بکوشید. گاهي در موارد حاد، نياز به دارو درماني و روان درماني توصيه مي شود كه اين هم با مراجعه حضوري ميسر مي گردد. روان شناس می تواند به شما کمک کند تا با استفاده از فنون روان درمانی، دارو درمانی، شیوه تنفس عمیق و نیز آموزش تن آرمیدگی (ریلکسیشن) با دور ساختن تنش بدنی و رها شدن از انقباضات عضلانی، از اضطراب و استرس بیش از حدی که دارید، فاصله بگیرید و به آرامش برسید. البته در کنار آن می توانید خودتان نیز برخی راهکارهای درمانی که به آن اشاره می کنیم، دنبال کنید:
- هرگاه این گونه افکار وسواسي مزاحم به سراغ شما آمد، سریعاً وسط افكار خود بپرید و به خود بگوييد: «بس است ديگر». بدين وسيله، رشته افكار و تخیلات را قطع كرده و خود را مشغول كار ديگرى كنيد و با ايجاد حواس‏پرتى، از آن تخیلات دورى کنید.
- سعى كنيد هيچ گاه بيكار و تنها نباشيد و با برنامه ريزى براى تمام اوقات شبانه روزى خود، همه اوقات خویش را به شکل صحيح و منطقى پر كنيد و فكر خود را به كارهاى شايسته و ارزنده مشغول سازید؛ زيرا يكى از دلايل اين كه اين گونه افکار مزاحم و آزار دهنده به ذهن خطور مى‏كنند، بيكارى است.
- يكي ديگر از تكنيك هاي مؤثر در اين باره، اين است كه كشي به مچ دست خود ببنديد و با شروع افکار وسواسی و آزار دهنده، آن كش را كشيده و رها كنيد طوري كه اندك سوزشي به دست تان وارد شود. آن گاه شروع به شمارش معكوس نماييد؛ مثلاً عدد 100 را انتخاب كنيد و سعي نماييد هفت تا هفت تا از آن كم كنيد تا به صفر برسيد.
- هر گاه توانستید به هر طریقی فکر و ذهن خود را كنترل کنید و از افکار مزاحم فاصله بگیرید و نسبت به آن بي اعتنا باشيد، خود را تشويق كنید و با کمال سخاوت به خودتان پاداش دهید. خود تشويقي مي‌تواند علاوه بر ارتقاي سطح اعتماد به نفس و عزت‌نفس، به کنترل محتوای ذهن و فکر و مقابله اصولی با افکار مزاحم کمک شاياني بکند.

پى ‏نوشت‏:
1. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ‏66، ص 42.