ایا گرفتن اربعین امام علی ع مشکلی دارد؟زیرا میگویند این بدعت است و اربعین مخصوص امام حسین ع است.با تشکر
به نام خدا
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
از آنجا كه گرفتن اربعين براي امام علي (ع) بدعت تلقي شده است لازم است كه اول به تعريف بدعت از نظر لغت و اصطلاح پرداخته شود بعد به پاسخ سوال بپردازيم كه اصلا گرفتن اربعين براي علي (ع) بدعت هست يانه؟
واژه بدعت از ريشه «بدع» به معناي پديد آمدن چيزي است كه سابقه نداشته باشد.(1) طريحي در مجمع البحرين در مورد اين اصطلاح ميگويد: «بدعت عبارت است از پديد آوردن چيزي در دين كه در قرآن و سنّت ريشهاي ندارد. بدعت را، از آن جهت بدعت ميگويند كه چون بدون آن كه صاحب شريعت آن مطلب را گفته باشد، در دين وارد گرديده است و از آن جا كه سابقهاي در دين نداشته، آن را بدعت ميگويند».(2)
پس بدعت از نظر لغت چيزي است كه بدون پيشينه و الگوي قبلي ايجاد می گردد، يا گفتاري كه بدون پيشينه بر زبان جاري می گردد، از اين رو در قرآن آمده است كه خداوند بديع آسمان ها و زمين است (بديع السماوات و الارض) (3) بديع از ماده "بدع" است، به معناي نوآور .
اما از نظر اصلاح گفته اند:
بدعت يعني كم و زياد كردن دين، با نام دين و هر كاري كه با قصد دينداري انجام شود، در حالي كه دين آن را نگفته است. بدعت گذار كسي است كه فرمان خدا را ناديده گيرد و به دلخواه خود و با نام دين آن را پديد آورد.(4)
علامه مجلسي ميگويد: «بدعت آن است كه چيزي پس از رسول خدا(ص) پديد آمده و درباره آن نصي نرسيده باشد، نه به طور خصوص و نه عموم، از اين رو آنچه در عمومات داخل باشد، بدعت نيست».(5)
بنا بر اين بدعت عبارت است از: «صدور حكم و يا عمل به حكمي به عنوان حكمي شرعي و ديني ، بدون آن كه آن حكم جزو شريعت بوده و يا از كتاب و سنّت، براي وقوع آن حجت و دليلي وجود داشته باشد».(6)
بنا بر اين مراد از بدعت، هر امر جديدي نيست، چرا كه هر چيز جديدي باطل و حرام نيست؛ بلكه بدعت مشمول مواردي است كه از جانب شرع نهي شده و يا دليلي - خواه به صورت عموم يا خصوص - بر جواز و صحت آن وجود نداشته باشد. در نتيجه هر عمل يا كاري كه مخالف با قرآن و سنّت باشد و يا هماهنگ با كليّات اسلام نباشد، بدعت به شمار ميآيد و هر كاري كه داخل در عمومات و اطلاقات قرآن و سنّت باشد و يا نهيي از جانب شارع متوجه آن نباشد بدعت نيست.
حال با توجه به مطالب گفته شده در جواب سوال مذكور مي گوييم كه اصل برگزاری مراسم چهلم و سالگرد و ... به منظور حفظ یاد و خاطره گذشتگان و زنده كردن اهداف آن ها و تجلیل از مقام شامخ آنان و احترام به آنها است و موجب تسکین قلوب بازماندگان میگردد؛ از این رو شاهد عزاداری و بزرگداشت و برگزاری مراسم چهلم و سالگرد میباشیم. اما در آموزههای دینی به برگزاری این گونه مراسم به صورت خاص (هفتم، چهلم و سالگرد) تصریح نشده، یعنی در آموزههای دینی تصریح نشده است که برای مردگان هفتم، چهلم و سالگرد گرفته شود. فقط از آموزههای دینی استفاده میشود که به زیارت قبور رفته (7) یا به فعالیت هایی پرداخته شود که از آنها به عنوان خیرات و مبّرات و باقیات صالحات یاد میشود و برگزاري مجالس خيرات و انجام اعمال صالح و هديه ثواب آن به روح مردگان از نظر ديني سنتي پذيرفته شده است و بزرگان دین نه تنها از آنها نهی نکرده اند که خود نیز بدان اقدام مینمودند چنان كه پیامبر اسلام (ص) دستور داد که مسلمانان برای حضرت حمزه عزادری نمایند. و نيز ديگر معصومان (ع) هم خود برای امام حسین (ع) عزاداری میکردند و هم دیگران را بدان فرا میخواندند(8) و شايد همين رفتارهاي بزرگان ديني منشاء و ريشه مجالسي است كه فعلا در جامعه ما رواج دارد و براي گراميداشت ياد و خاطره درگذشتگان برگزار مي شود.
و تنها در روايات اسلامي زيارت اربعين امام حسين (ع) مستحب و از نشانه هاي مومن شمرده شده است و امام حسنعسکری (ع) فرموده اند: «نشانههای مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یکرکعتنماز، زیارتاربعین، انگشتر بهدستراستکردن، پیشانی به خاکگذاشتن (در حالسجده)، و بسمالله را (در نماز) بلند گفتن». (9)
ولي در هيچ كدام از اين روايات بزرگداشت اربعين براي امام حسين (ع) منحصر نشده است و از طرف ديگر از اربعين گرفتن براي ديگر بزرگان ديني هم نهي نشده است و در نتيجه اگر اربعين گرفتن براي آنان به قصد بزرگداشت و زنده نگه داشتن ياد و خاطره و اهداف آنها باشد هيچ اشكالي ندارد و بدعت محسوب نمي شود چرا كه مشمول اطلاقات قرآن و سنت است و خارج از قرآن و سنت نيست تا بدعت محسوب شود.
نتيجه نهايي اين مطالب اين است كه با توجه به تعريف بدعت كه عبارت شد از : صدور حكم و يا عمل به حكمي به عنوان حكمي شرعي و ديني ، بدون آن كه آن حكم جزو شريعت بوده و يا از كتاب و سنّت، براي وقوع آن حجت و دليلي وجود داشته باشد. در جواب اين سوال مي گوييم كه در روايات فقط بر بزرگداشت اربعين شهادت امام حسين (ع) تاكيد شده است و در مورد ديگر ائمه (ع) روايتي وجود ندارد و توصيه نشده است. ولي از آنجا كه اصل برگزاري چنين مجالسي براي احترام به بزرگان ديني است و زنده نگه داشتن اهداف آن ها نوعي تعظيم شعائر الهي محسوب مي شود تحت اطلاق آيه شريفه: « وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ ؛ (10) و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت، آن [حاكى] از پاكى دل هاست)»، است .
و روايات وارده در زيارت قبور قرار مي گيرد و بدعت محسوب نمي شود و تنها در صورتي بدعت محسوب مي شود كه برگزار كننده اين مراسم با اين اعتقاد و نيت كه در خصوص اين مورد دليل خاصي از طرف شرع مقدس وجود دارد برگزار كند در حالي كه هيچ كس از شيعيان چنين اعتقادي در اين زمينه ندارند. در نتيجه گرفتن اربعين براي علي (ع) و ديگر ائمه با اين نيت كه برگزاري چنين مراسماتي بطور كلي مورد تاييد شرع و نوعي سنت محسوب مي شود نه به طور خاص، هيچ اشكالي ندارد .
اما نكته قابل توجه در اين ميان اين است كه با توجه به جمود فكري بعضي ها و تبليغات سوئي كه بر عليه شيعه راه افتاده است چه بسا برگزاري چنين مجالسي باعث ايجاد تفرقه و متهم شدن شيعه به بدعت گذاري بشود كه در اين صورت لازم است از برگزاري چنين مجالسي پرهيز شود و مومن نبايد خودش را در معرض تهمت قرار دهد هر چند كه اصل برگزاري چنين مراسماتي با منع شرعي مواجه نيست.
پي نوشت ها:
1.حسين بن محمد، راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، دمشق بيروت، دارالعلم دارالشاميه،1412ق، ص111.
2.طريحي، مجمع البحرين، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1408ه ق، ج1، ص 164.
3.بقره (2) آيه 117.
4.محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه،تهران، دار الحدیث، 1416 ق. ج1، ص 107.
5.علامه مجلسي،مرآْت العقول،تهران،دارالكتب الاسلاميةچ دوم،1404ه.ق، ج2 ، ص 366.
6.شيخ حرآملي،وسايل الشيعه،قم، موسسةآل البيت،1409 ه.ق، ج 27، ص 136، ح33412.
7.جعفر سبحانی، آیین وهابیت،قم، نشر مشعر،1389ش، ص 107.
8.علامه مجلسي، بحارالانوار،بيروت، موسسةالوفاء،1404ه.ق، ج 45، ص 208.
9.شيخ طوسي، مصباح المتهجد،بيروت،موسسةفقه الشيعه،چ اول، 1411ه.ق، ص 978.
10. حج (22) آيه32.






