در منابع دینی ظاهرا تصریحی بر برابری یا عدم برابری حقوق زن و مرد نشده اما ما بر اساس اقتضای حکمت و عدالت خداوند و با تامل در منابع دینی بر این باوریم که نوعی برابری معین در این خصوص وجود دارد ، هرچند این تساوی و برابری در حقوق به منزله تشابه و همسانی نیست .
در مقام تبیین و توضیح بسیار ضروری است ابتدا تحقیق کاملی در خصوص نگاه اسلام به زن داشته باشیم :
بر اساس آیات قرآن خداوند انسان را آفرید تا خلیفه و نمایانگر جمال و جلال او باشد. روشن است که انسان اعم از زن و مرد است: «انی جاعل فی الارض خلیفه؛ (1) می خواهم در زمین جانشینی را بیافرینم». خلیفه نه فقط مردها بلکه اعم از زن و مرد است. به همین جهت گرچه حضرت آدم (ع) به عنوان واسطه و پیامبر، وحی را دریافت می داشت، ولی مخاطب وحی آدم و حوا و نسل آن دو بودند. هر دو در بهشت ساکن شدند و از خوردن شجره منع شدند. شیطان دشمن هر دو معرفی شد . شیطان هر دو را فریب داد. هر دو از آن درخت خوردند و هر دو از بهشت اخراج گردیدند و به سکونت در دنیا محکوم شدند :
« اسکن انت و زوجک الجنه و کلا منها رغدا حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه؛ (2) ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید. از هر آنچه میخواهید، از میوه های آن بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ظالمان خواهید شد؛ پس شیطان آن دو را به لغزش وا داشت و از جایی که در آن بودند، خارج ساخت ».
«ان هذا عدو لک و لزوجک فلا یخرجنکما من الجنه؛(3) شیطان دشمن تو و همسر توست. پس [آگاه باشید] شما را از بهشت بیرون نسازد ».
«فوسوس لهما الشیطان ؛ (4) پس شیطان برای آن دو وسوسه نمود».
در تمام این آیات مخاطب خداوند زن و مرد هستند، در حالی که در تعلیمات یهودی در تورات به صراحت آمده زن هدف شیطان در فریب قرار گرفته و سپس شیطان به وسیله زن، مرد را فریب می دهد، یعنی زن است که حربه شیطان برای فریب مردان قرار می گیرد.
در حالی که در آیات بالا مشاهده می کنید ،سخن از آدم و حوا است، بدون هیچ تفاوتی؛ بعد هم شیطان دشمن بنی آدم، اعم از زن و مرد معرفی گردید. حکم اخراج برای همه صادر شد و اعلام گردید همه کسانی که تابع پیامبران شوند، دوباره به بهشت و لقای خدا و مقامات بالای انسانی از جمله مقام خلافت نایل می شوند. این امر هیچ اختصاصی به مردها ندارد.
در قرآن همان گونه که مردانی را به عنوان الگوی انسانی معرفی کرده، زنانی نیز به عنوان الگوی انسانی (زن و مرد هر دو) معرفی شده اند:«ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرأة فرعون. . . و مریم ابنت عمران (5)؛ خداوند برای مومنان همسر فرعون را مثل زد. . . . و مریم دختر عمران».
در مواردی قرآن اصرار دارد به نوعی عمدا نام زنان را در کنار مردان بیاورد تا شائبه هرگونه تردید در نابرابری زنان با مردان در رسیدن به درجات کمال و تعالی معنوی را برطرف نماید، مانند این آیات:
«و من یعمل من الصالحات من ذکر أو أنثى و هو مؤمن فأولئک یدخلون الجنّة؛ (6) هر کس عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن و مؤمن باشد، داخل بهشت مىشود».
«من عمل صالحاً مِن ذکر و أنثى و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنّة؛ (7) هر مؤمنى که عمل صالح انجام دهد، از مرد و زن، وارد بهشت مى شود».
اما در این میان از همه رساتر آیه 35سوره احزاب است:
«ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابران و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذاکراتِ اعدّالله لهم مغفرة و اجراً عظیماً؛ مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مىکنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است».
مفسران در توضیح شان نزول این آیه نوشتهاند :
"اسماء بنت عمیس" به پیامبر عرض کرد: چرا فضایلی که در قرآن به صورت جمع مذکر بیان شده است، در مورد زنان مطرح نیست، که به دنبال آن آیه مذکور نازل شد . در مورد یکایک صفات و فضایل اخلاقی با تعهد و تأکید به صورت دو جمع مذکر و مؤنث بیان گردید،(8) تا بدین طریق شبهه مذکور برطرف گردد و کسی گمان نکند اگر به مقتضای ادبیات عرب در امور مشترک، از گفتمان مردانه بهره گرفته میشود، آن را از امور اختصاصی به مردان برداشت نکنند .
با توجه به این آیات به خوبی روشن می شود که از دیدگاه قرآن که محور و معیار اصلی در معارف اسلامی است، زن و مرد هر دو در انسانیت و ظرفیت کمال و هدف غایی آفرینش که همان حقوق روحی و معنوی انسانی است یکسان بوده، زن از لحاظ مقام انسانی هیچ نقصانی نسبت به مرد نداشته در کمالات انسانی تفاوتی بین آن ها مطرح نشده است.
اما در عین حال این واقعیت هم قابل انکار نیست که زن و مرد از لحاظ ساختار جسمی و روحی و توانمندی های فردی، شرایطی متفاوت داشته، دارای امتیازات و نقصان هایی در برابر هم هستند؛ دین اسلام بر اساس تفاوت ها و اختلافات طبیعی جسمی و روحی وظایف و مسئولیت های متفاوتی را برای زنان و مردان در نظر گرفته است.
نتیجه تفاوت مسئولیت ها به تفاوت هایی در نیازمندی ها هم منتهی شده است که در جمع بندی همه این موارد می توان به روشنی راز تفاوت های موجود در برخی حقوق و منافع و مسئولیت ها را که برای زنان و مردان ترسیم شده دریافت.
ما هیچ گاه ادعا نمی کنیم که می توان هر آنچه در منابع دینی به عنوان دستور عمل و قانون بیان شده، با این تحلیل ها و جمع بندی های عقلانی توجیه و تفسیر نمود، زیرا علت العلل همه دستورات خداوند در آزمودن بندگان به تکالیف و دستوراتی است که ممکن است حقیقتی جز تجلی میزان تسلیم بندگان در برابر دستورات چیز دیگری مبنای شکل گیری این قانون نباشد، اما از آن جا که همه دستورات الهی را ناشی از حکمت الهی می دانیم، به روشنی زمینه های حکیمانه بودن این قوانین را نیز در می یابیم .
دین اسلام به روشنی برابری زنان و مردان را به نمایش می گذارد و سهم آن ها از کمالات انسانی را به خوبی برابر بیان می کند. در آیات متعدد در قابلیت رشد و تعالی و تکامل و رسیدن به سعادت ابدی تفاوتی بین زنان و مردان قایل نمی شود، اما چنان که گفتیم تساوی و برابری در حقوق انسانی به معنی تشابه و همسانی همه حقوق و مسئولیت ها و قابلیت های اجتماعی نیست و بین تشابه و یکسان بودن، با برابری و مساوات تفاوت وجود دارد.
همان گونه مسئولیت ها و تکلیف و کار کردهای زن و مرد در خانواده و جامعه و... مشابه هم نیست، حقوق آن ها نیز مشابه نیست، اما مساوات و برابری باید باشد، به این معنا که با توجه به مسئولیت و تکلیف و کارکرد، حق مساوی باید به هر یک داده شود. بر اساس همین توضیح و با تبیین همین ساختار است که موارد خاصی همچون لزوم پرداخت نفقه زن و تهیه مسکن و خوراک و پوشاک وی بر عهده مرد نهاده می شود و زن در حق ارث و شهادت در مواردی از مرد پایین تر محسوب می شود و... ؛
این توضیح مختصری از ماهیت تساوی حقوق زن و مرد در عین تفاوت های ظاهری در آن بود ؛ در صورت تمایلمی توانیم در مورد تک تک این موارد به تفصیل گفتگو کنیم .
در نهایت فهرستی از حقوق زن نسبت به شوهر در اسلام بیان می شود :
1- تهیه غذا و لباس و منزل او و لوازم دیگرى که در کتب ذکر شده بر شوهر، واجب است و اگر تهیه نکند چه توانایى داشته باشد، یا نداشته باشد مدیون زن است.
2- مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند
3- شوهر نمى تواند بیش از چهار ماه، نزدیکى با عیال دائمى خود را ترک کند مگر با رضایت وى، و بنابر احتیاط واجب این حکم در مسافر در سفر غیر ضرورى هم ثابت است.
4- مهریه زن را در هرصورت درصورتی که زن طلب نماید باید پرداخت نماید.(9)
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 30.
2. همان، آیه 35-36.
3. طه (20) آیه 117.
4. اعراف (7) آیه 19-25.
5. تحریم (66) آیه 11-112.
6. نساء (4) آیه 124.
7. غافر (40) آیه 40.
8. .مکارم شیرازى ، تفسیر نمونه ، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج 17، ص 308.
9. توضیح المسائل مراجع، ج 1، مسأله 2412 به بعد.






