ا همه بر این اعتقاد هستیم که بعد از اینکه پیامبر به رسالت رسید خداوند همه در های علوم را برایش باز کرد یعنی در واقع یکی از عالمان ان زمان تبدیل شدحال این سوال پیش می اید که شاید پیامبر بعد از اینکه اولین وحی را دریافت کرد ودانشمند شد بقیه کتاب قران را خودش نوشته باشدو چون علوم وحیی پیامبر تا حالا در دنیا بوجود نیامده پس هیچ کس نتوانسته مثل قران کتابت کند
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
از اينكه مراد شما از سوال چه بوده، چند احتمال وجود دارد. پاسخ ارائه شده متاثر از نوع برداشتي است كه از ظاهر سوال فهميده مي شود . اگر مراد چيز ديگري است، در سوالات بعدي مطرح نموده تا پاسخگو باشيم. ظاهراً سوال آن است كه آيا آيات قرآن عين سخنان خدا است كه بر زبان پيغمبر(ص) جاري شده يا پيامبر با استفاده از علوم الهي كتابي به نام قرآن نوشته است ؟
از آن جا كه در سوال وحي و ارتباط پيامبر با خدا را پذيرفتيد، بايد پرسيد:چنين شخصي كه واقعاً با خدا ارتباط داشته ،اگر بخواهد به ديگران بقبولاند بيانات قرآن از خودش نبوده، بلكه از وحي الهي است، از چه طريق بايد اقدام كند؟
ديگران از چه طريق بايد باور كرده و به يقين برسند؟
براي اين هدف راه هاي مختلفي وجود دارد:
الف) ادعاي خود شخص؛
ب) عالم به غيب بودن مخاطبان و در نتيجه پي بردن صدق گوينده در باب وحي؛
ج) ادعاي شخص همراه با قرائن موجود و ... .
گزينه اول دور و غير قابل قبول است؛ چرا كه صدق سخنان گوينده را نمي توان از سخنان وي (مثلا بگوید: من صادقم ) برداشت كرد . گزينه دوم اگر چه مي تواند صدق گزاره اي را اثبات كند؛ اما حداقل در مورد وحي و قرآن كسي ادعا و يا اثبات نكرده است. حال باقي مي ماند شخص ادعا كرده و اتفاقاً قرائن موجود سخنان وي را تائيد نمايد.
ما مدعي هستيم پيامبر(ص) نه تنها ادعا وحي بودن قرآن كرده است؛ بلكه قرائن فراواني صدق سخن وي را تائيد مي نمايد كه به برخي اشاره مي كنيم .
پيامبر در آيات مختلف بر الهي و غير بشري بودن قرآن تاكيد كرده و همه آيات را ارسال شده از جانب خداوند را بدون دخالت خود مي داند. بارها كفار را در بيان بشري بودن قرآن مورد سرزنش قرار داده و در قرآن فرموده است:
وَ إِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين؛(1)
اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كردهايم ،شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد، اگر راست مىگوييد.
در سوره توبه صراحتاً قرآن را كلام خدا معرفي كرده: وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّه...؛(2) اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود...
حال اگر سخن پيامبر (ص) مبني بر الهي بودن قرآن راست و مطابق واقع باشد ،ديگري جايي براي سوال شما باقي نمي ماند اما اگر مطابق واقع نبوده و در اين امر دروغ گفته باشد ،آيا اعطاي چنين علمي به فرد دروغگو كه شخص را قادر مي سازد فصيح ترين سخنان ، علمي ترين مطالب و...را براي مردم آن زمان بيان كند، از جانب خداوند قبيح نيست؟آیا عقل می پذیرد خداوند از بین تمام افراد بشر فقط یک شخص را، آن هم دروغگو که مطالب خود را به دروغ به خدا منتسب می کند، لایق دریافت چنین علمی نماید؟
از آن جا كه ما به عدالت، حكمت و عالم بودن خدا به تمام امور آینده ايمان داشته، معتقديم اعطاي علمي وحیانی، آن هم در این اندازه از جانب خدا محال است. در نتیجه محال است محمد (ص) در بیان چنین مطالبی دروغ گفته باشد.
به علاوه آن كه پیامبر در بسیاری از موارد برای اثبات صدق ادعای خویش، معجزاتی ارائه می داد. حال اعطاي چنین معجزاتی و یا چنین علمی که سبب کارهای بزرگی مانند "شق القمر" می شود، به شخص دروغگو محال نیست؟
در برخي از كتب مقدس اديان ديگر مثل مسيح و ... عباراتي نقل شده كه بيان مي كند پيامبري از جانب خدا براي راهنمايي بشر با فلان خصوصيات فرستاده مي شود؛ مثلاً در انجيل برنابا فصل چهل و سه آمده است:
"... اما وقتی كه رسول الله می آید، خداوند برایش چیزی را می دهد كه حیثیت مهر دستش را دارد. پس او برای آن ملت هایی كه عقاید او را می پذیرند، رهایی و رحمت را به ارمغان می آورد. او برای مقابله با ستم پیشگان با قوت عمل می كند و پرستش بت ها را از میان بر می دارد تا شیطان را نفرین كند". (3)
خبر آمدن چنين پيغمبري از جانب خدا، در صدها سال قبل نمي تواند مويدي بر اثبات صدق مدعيات پيغمبر يعني الهي بودن قرآن باشد؟
البته دلائل و شواهد مختلف ديگري نيز وجود دارد . براي اختصار پاسخ از ذكر آن ها خوداري مي كنيم. بر اين اساس حداقل آن است كه براي الهي بودن آن شواهد و قرائن اثبات شده اي ارائه كرده ايم. حال ديگران براي بشري بودن آن چه دليل محكم دارند؟
پي نوشت ها:
1.بقره(2) آيه 23 .
2.توبه(9)آيه 6 .
3.سايت http://1ioc.com/fa/?p=2138).






