سلام مگر سگ نجس عینی نیست پس چرا با اصحاب کهف اجازه ی ورود به غار را پیدا نمود

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
حکم نجس العین بودن سگ که یک حکم ظاهری و مربوط به بدن مادی سگ است، در قرآن نیامده، بلکه در روایات پیامبر و امامان وارد شده است. در روایات آمده:
رجس نجس؛(1)
پلید و ناپاک است.
قلت: الیس هو سبع؟قال الصادق: لا والله انه نجس، لا والله انه نجس؛(2)
راوی گوید: از امام صادق پرسیدم: مگر او درنده ای (مثل درندگان دیگر ) نیست؟ امام دو بار فرمود: نه به خدا، او نجس است.
البته نجس بودن سگ در ارتباطات جسمانی به معنای این نیست که سگ پلید محض است و هیچ فایده ای ندارد و نگهداری آن برای نگهبانی از خانه یا گله یا تعلیم و استفاده از او در شکار ممنوع است.
اگر سگ، تربيت شده براي شکار يا سگ نگهبان خانه و مزرعه و سگ گله، نباشد، سگ ولگرد و هار (کلب هراش) شمرده شده و خريد و فروش و نگهداري آن حرام است اما سگ هاي شکاري و گله و نگهبان ارزشمند و قابل خريد و فروش و نگهداري اند، ولي به خاطر نجاست ظاهری و مادی که دارند، بايد جداي از محل زندگي نگهداري شوند.
از رسول خدا و امامان روايات فراواني در مورد سگ وارد شده ،همچنان که در قرآن در مورد سگ چند جا سخن رانده شده است، از جمله سگ اصحاب کهف که همراه اصحاب کهف وارد غار شد و با آن ها به خواب رفت و بيدار شد و با آن ها از دنيا رفت و يکي از آن جمع شمرده شد.(3)
نجاست و طهارت مربوط به جسم سگ و در ارتباط با تماس او با زندگی و بدن انسان ها است.
این موجود به طور طبیعی در دهان و بدنش ویروس ها و میکرب هایی وجود دارد که برای انسان و سلامت روحی و جسمی او ضرر دارد . باید در ارتباط با این حیوان رعایت احتیاط را داشته و از رد و بدل شدن رطوبت بین بدن آن حیوان با بدن خودش بپرهیزد. اگر این حیوان از ظرفی خورد ، آن ظرف را با ساییدن خاک ، میکرب زدایی کند و ... ، اما این ها هیچ کدام به این معنا نیست که آن حیوان از نظر ذات و معنا پلید و شیطان و رانده شده از درگاه رحمت خداست ، بلکه مانند دیگر حیوانات در عالم حیوانی خود مطیع و تسبیح گوی خداست. از مصاحبت با انسان های مؤمن تاثیر می پذیرد و کامل تر می شود.
پس نجاست ظاهری و مادی با نجاست باطنی و معنوی دو چیز است . هر چیز که از لحاظ ظاهری و مادی نجس است، لزوما از لحاظ باطنی و معنوی پلید و رجس نمی باشد.
پی نوشت ها:
1. وسایل الشیعه،ج2،ص1014.
2. همان،ص1016.
3. کهف(18)آيه18و22.