با سلام
میخاستم بدانم چرا تراشیدن ریش با تیغ حرام میباشد

چون با یکی از دوستانم دراین باره بحث کردیم و ایشان

این کار را بیهود میدانست راهنماییم کنید با تشکر

پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
1. تراشیدن ریش بنابر احتیاط واجب حرام است. فرق بین تراشیدن آن با تیغ و یا ماشین نیست.(1)
2. مدرک و دلیل هر حکمی از احکام شرعی دستورها، اوامر و نواهی خداوند می باشد، مثلا این که چرا باید نماز بخوانیم و چرا باید روزه بگیریم و چرا باید به حج برویم؟ دلیل آن دستور خداوند است، البته دستورهای الهی بدون فلسفه و حکمت نیست.ممکن است ما به تمام حکمت ها و فلسفه های آن نرسیم، همان گونه یک کودک به فلسفه بسیاری از اوامر و نواهی پدر و مادر نمی رسد، مثلا کودک که ابتدا به مدرسه می رود، شاید به خوبی نداند چرا پدرش به وی هر روز تأکید می کند که درس هایش را خوب بخواند، یا چرا وی را از بسیاری از بازی های منع می کند. دقیقا در مورد ما همین نکته جاری است، ولی یک فلسفه در تمام احکام الهی هست و آن این که در سایه اجرای دستورهای خداوند در زندگی به خداوند نزدیک می شویم . رضایت او را به دست می آوریم. در سایه به دست آوردن رضایت خداوند همه چیز را به دست آورده ایم.
با توجه به مقدمه فوق در مورد حرام بودن تراشیدن ریش دلیل شرعی وجود دارد که چنین عملی را حرام دانسته شده، فقهای اسلام چند دلیل را برای حرام بودن تراشیدن ریش ذکر نموده اند، از جمله:
الف) روایت امام رضا (ع) راوی از امام سوال می کند: آیا جایز است شخص از ریشش چیزی بردارد؟ امام پاسخ می دهد: اگر از دو گونه اش چیزی بردارد اشکال ندارد، اما از قسمت جلو نباید چیزی بردارد.(2)
ب) روش و سیره مومنان جامعه دینی بر این بوده است که ریش را بگذارند و کسی که ریش را بتراشد با وی معامله انسان فاسق را نمایند، و از سیره مومنان این گونه کشف می شود که این سیره در زمان ائمه معصومین (ع) نیز بوده است، و چنین روشی از سخنان آنان نشأت گرفته است، به علاوه برخی از فقهای گذشته حرمت تراشیدن ریش را جزو مسائل مورد اتفاق نظر فقها دانسته است.(3)
3. بنابر این حرام بودن تراشیدن دلیل شرعی دارد، و ضرورت ندارد که ما فلسفه آن را بدانیم، همین مقدار که می دانیم حکم خداوند فلسفه و حکمت معقولی در وضع این حکم دارد، لازم است بر ما که آن را رعایت نماییم، و الا مثل آن می ماند که کودکی از دستورات پدر سرپیچی نماید به بهانه این که من فلسفه کارهای شما را نمی فهمم، و یا سربازی از دستورات فرمانده در میدان جنگ اطاعت نکند به بهانه ای که چنین کاری را من مفید نمی دانم، مسلما هر عاقلی کار این کودک و سرباز را نابخردانه و از روی جهل می داند، و انسان مومن لازم است که خداوند را در حد پدر مهربان بداند که اوامر و دستورات او از حکمتی نشأت گرفته و بر ما واجب است آن را در زندگی مان به کار بندیم.
2پی نوشت:
1. امام خمینی، استفتائات، ج2، ص30، سوال 79.
2. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج1، ص419.
3. آیت الله خویی، مصباح الفقاهة، ج1، ص261.