باسلام و خسته نباشید.من مشکلی چند وقته دامن گیرم شده و نمیتونم تصمیم صحیحی بگیرم.ازتون خواهش میکنم کمکم کنید.من 23سالمه و حدود 4ساله با پسری که یک سال از خودم کوچکتر هست اشنا شدم بهم علاقه داریم.اوایل دوستیمون اون اعتقادات قوی داره و خیلی پیش میومد میگفت این که باهم حرف میزنیم یا میریم بیرون باعث میشه جفتمون گناه کنیم و یکبار بیخبر ول کرد رفت خلاصه سه سال همینجوری گذشت و پیش اومد بازم به هم برگشتیم اما بازم دست روزگار جدامون کرد.اما ایندفعه از اسفند89 دوباره همدیگه رو پیدا کردیم اینبار وابستگیمون بیشتر شد جوری که اونم مثل من بوده و هر لحظه توی این مدت که ازهم دور افتاده بودیم بیادم بوده اما بخاطر گناه سمتم نیومده بود.تصمیم گرفتیم محرم بشیم.یکی از دوستانش که تحصیلات مذهبی داشت اومد واسمون صیغه رو خوند.من که مجتهدم مکارم شیرازی هست گفته شده اگر دختر به بلوغ کامل رسیده باشه و بتونه تصمیم بگیره اجازه پدر نمیخواد.با مهر یک سکه محرمش شدم و واسمون رابطه زنا رو حرام کرد.بعد چند ماه پیش اومد بتونم واسه یه صبح تا عصر برم خونشون.شرمندم که اینو میگم یه رابطه سطحی که اسیبی به بدنم نرسه پیش اومد.بعد اون قضیه رابطمون خیلی بهم نزدیکتر شد جوری که رفت امدمون بیشتر شد و صمیمیتمون بیشتر شد جوری که چطور عنوان کنم وابستگیمون بیشتر شد.اینو هم بگم که من فکر حتی به ازدواج باهاش هم رفت باهاش درمیون گذاشتم اما عصبانی شد میگه تو دختر خوبی هستی تحصیلکرده کارمند و خانواده دار اما اونی که من میخوام کاملا تو نیستی.اعتقاداتش قوی هست منو هم به سمت مذهبی کشوند تا اعتماد بنفسم بالا بره و قوی تر باشم توی زندگی.الان بعد7ماه شدم یه دختر چادری و مومن نمازم ترک نمیشه قران هر روز میخونم مداحی هام سرجاشه.خداییش اوضاع خیلی بهتر از گذشته هست.اینو بگم که فکر نکنید بخاطر اون چادری شدم نه اینطور نیست بخاطر بی بی فاطمه چادر سر میکنم.بعد رابطه اولمون دو بار دیگه هم پیش اومد که 2ماه پیش بهم زنگ زد گفت بیچاره شدیم رفتم با یه مجتهد از قم صحبت کردم و گفتم محرم شدیم گفته قبول نیست و شما گناه کردید برید توبه کنید اون روز من داغون شدم اخه هم گناه کرده بودم و هم اون رفت قیدمو زد.توبه کردم طلب بخشش از خدا کردم.هرلحظه از خدا خواستم که من اونو بخاطر خودش از راه درستش میخوام من هوس باز نیستم.تا اینکه شهریور ماه دوباره ازم خبر گرفت و باهم گاهی بیرون میریم.من بخاطر علاقه ی شدیدی که بهش دارم باهاش در تماسم گاهی تعریف میکنه فلان خواستگاری رفتم یا مامانم پیگیر دختر هست واسم نمیفهمه در ک نمیکنه من که سنگ نیستم بعدش میشینم بحال خودم زار میزنم که چرا منو واسه همیشه نمیخواد کنارش باشم.بهم میگه دوستدارم و میخوام کنارم باشی اما نه واسه همیشه.تاثیر های مثبتی روی زندگیم داشته اما از یک طرف هم دوباره حرف داشتن یک رابطه دیگه میزنه.اخه میگه پیگیر شدم بعضی ها میگن گناه نبوده و بعضی ها میگن بوده.نمیدونم چی قراره سرمون بیاد.جوری شده بدن جفتمون بعد اون رابطه ها نیاز پیدا کرده و داره اذیتمون میکنه.نمیدونم چکار کینم؟میشه بازم مهرمیت بخونیم ؟شما بگید چکار کنم؟من اینقد دوستشدارم که حتی مشکل مالی داره بهش پول میرسونم میگه خودت کم میاری من میگم بدهکار من باشی بهتر از اینکه بدهکار غریبه باشی سرت منت بذاره.گاهی میگه منو نمک گیر کردی که نتونم قیدتو بزنم و برم.منم میگم اشتباه نکن خودم خواستم کمکت کنم اگرمیخوای بری یاعلی برو.اما نمیره و میمونه.نمیدونم چکار کنم؟من دارم میخونم واسه کارشناسی اون داره ترم اخر کاردانیشو میگیره.همه فکرمو مشغول کرده.اما حسابی روم تعصب داره.چند بار تصمیم گرفتم قیدشو بزنم گوشمو خاموش کنم اما قدرتشو ندارم طاقت جداییشو ندارم.بهم گفت اگر ادامه بدیم به این دوستی و رابطه بیشتر من که دخترم اسیب میبینم اما من گفتم فقط بذار تا هرجایی که ممکنه کنارت باشم بهش میگم قرار نیست که همه عمرت با من باشی پس بذار قدر این مدتی که کنار همیم رو بدونم و ازم نگیرش.اونم درکم میکنه و تنهام نذاشته.خانوادمو.ن از این رابطه خبر ندارن.خواهش میکنم کمکم کنید فقط لطف کنید سوالمو توی سایتتون نذارید اخه اون هم به سایتتون سر میزنه خودش سایتتونو بهم معرفی کرد نمیخوام بفهمه این حرفارو باهاتون در میون گذاشتم فقط بگید کجا میتونم جوابمو بگیرم.بهم راه حل بدید چون نمیتونم از کسی کمک بگیرم و بگم من با کسی رابطه برقرار کردم.کمکم کنید
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
خواهر گرامی؛ به نظر می رسد از لحاظ شخصیتی انسان مهرطلبی باشید. در ابتدای امر این واژه مثبت تلقی می شود، اما با بررسی خصوصیات افراد مهرطلب اذعان خواهید کرد که نیاز به یک دوره کامل مشاوره روانشناسی دارید؛ تا ان شاء الله در طی این دوره، شخصیت خودتان را ارتقاء دهید.
خصوصیات انسان مهر طلب:
1. افراد مهرطلب، در کودکی محبت خالص را دریافت نکرده اند . به احتمال زیاد دچار عناد به خود و سرزنش دائم خود هستند.
2. همواره ”چشم“ میگویند؛ مطیع و فرمانبردار هستند و بسیار کوتاه میآیند؛ ولی با اینحال، فردی بسیار زودرنج، حساس، احساساتی و به خصوص وابسته هستند . در بیش تر موارد بهدلیل وابسته بودن و ترس از دست دادن، تا حد زیادی مطیع، عمل میکند.
3. انسان مهرطلب به هیچوجه دلش نمیآید کسی را بیازارد. هرکاری که از او بخواهند ،چه معقول و چه غیرمعقول، چه در حد توان او باشد ،چه نباشد، میخواهد انجام دهد.
4.این فرد، حتی میل به ابراز وجود خود را سرکوب میکند؛ حرف و خشم خود را فرو میخورد. این تمایلها را حس خودخواهی خود میبیند، ولی در این تسلیم بودنها و تحمل کردنها، خشم در او شکل میگیرد.
5.پس از گذر سالها، فرد مهرطلب بهدلیل خودتنبیهی حاصل از عناد بهخود، دچار سرزنش مدام خود و اضطراب در ذهن میگردد، زیرا هر چه میکند، نمیتواند دل انسانهای اطراف خود را به دست آورد و آنان را راضی نگاهدارد. بهدلیل فشارهای حاصل از رفتار و کردار آنان و تحملهای زیاد خود و نداشتن اعتماد بهنفس کافی که درست، نقطه مقابل اضطراب است، اضطراب در او تشدید میگردد. به دلیل فرو خوردن خشم و فرو خوردن حرف، درد و تحملهای بیشمار و بیدلیل، دچار افسردگی میگردد.
علت مهرطلبی:
1. خوب دوست نداشتن خود و خالی بودن جام وجود از مهر خودمان
2. قبول نداشتن خود (خودباوری و اعتماد بهنفس پائین)
3. سرزنش کردن و همواره رد کردن خودمان.
4. عناد بهخود بر اثر احساس گناه و یا تقصیر در یک یا چند زمینه از گذشته.
5. داشتن شخصیت وابسته و نیازمند بر اثر تربیت اشتباه.
6. داشتن ترسها: ترس از دستدادن مهر یا توجه دیگران؛ ترس از طرد و کنار گذاشته شدن؛ ترس از رهاشدن و تنها ماندن؛ ترس از اینکه دیگران فکر میکنند به حد کافی، انسان خوبی نیستیم؛ ترس از درگیری، سر و صدا و دعوا
راهحل:
1. مراجعه حضوری در کلینیک مشاوره و روانشناسی و بهره گیری از تکنیک های مربوطه
2. استفاده از تکنیک های خود دوستداری
3. بالا بردن اعتماد به خود و از بین بردن حس حقارت و خود کوچکبینی .
4. استفاده از تکنیک های قطع کردن سرزنش خود.
5. از بین بردن احساس گناه از طریق توبه و یا بخشیدن خود.
6. از بین بردن شخصیت وابسته. این شخصیت و همینطور ترسها با بالابردن اعتماد بهنفس، عزتنفس و خوددوستداری صحیح، خود بهخود از بین میروند.
7. عبادت و دعا کردن، مدیتیشن و مراقبه با انرژی الهی و پر کردن خود از آن، تا کمبودهای درونی، برطرف گشته و دیگر نیازمند تمنا از کسی نباشم.
تنها، دیدن و شناختن خود بهعنوان یک فرد مهرطلب، ۹۰ درصد کار را درست میکند . بقیه ۱۰ درصد را باید از طریق تکنیکهای مناسب و تن ندادن دوباره به مهرطلبی در خود خاموش کنیم. هر چقدر امروز از لحاظ مالی خرج سلامت روح تان بکنید، ارزش یک عمر زندگی شاد و خالی از افسردگی را خواهد داشت. پس همین امروز اقدام کنید.
احساسات عاشقانه نیز برخاسته از غریزه جنسی و از آثار روانی آن است. پس هرگز نباید احساسات به ظاهر پاک و مقدس، شما را بفریبد. به نظر می رسد برای شما جای این سوال باقی باشد که چرا فردی با این خصوصیات مذهبی، باز به سمت عملی می رود که اعتقاد دارد، برخلاف دستورات دینی اوست.
مرجع شما ازدواج دختر باکره بدون اذن پدر را جایز نمی داند. پس این فرد بر اساس اعتقادات دینیش نمی بایست به فکر توجیه و یا پیدا کردن راهی جهت بازگشت شما باشد. تنها دلیل رجوع دوباره او غریزه جنسی است. چیزی که به نظر می رسد باعث خسارات فراوانی برای شما و منفعت هایی برای او گردیده است. خوب بودن ایشان به این است که شما را برای ازدواج بخواهد و نه برای لذت هایی زود گذر.
رابطه چهار ساله شما به گونه ای بوده است که نمی تواند به یک ازدواج موفق ختم شود. شيريني ازدواج به تازگي و نو بودن آن است. اگر با رابطه دختر و پسر پيش از ازدواج مخالفيم، دليلش اين است كه ماه ها و سال ها رابطه عاطفي بين دو دختر و پسر نامحرم حرف تازه اي برای آن ها باقي نمي گذارد . زندگي زناشويي آن جذابيت لازم را ندارد. بسياري از اختلافات و تعارضات زناشويي ميان دختران و پسراني كه با سابقه دوستي به ازدواج همدیگر در آمده اند ،ريشه در عدم جذابيت و تازگي و همچنين خيالي بودن و غير واقعي بودن شناخت آن ها از يكديگر است. بنابراین قبول خواهید کرد که این فرد نمی تواند گزینه مناسبی برای ازدواج باشد.
مانع دیگری که بر سر راه ازدواج شما قرار دارد، اختلاف سنی موجود است. به اعتقاد روانشناسان همتایی سنی در ازدواج به بزرگ تر بودن پسر است. اختلاف سنی از 3 تا 8 سال دامنه دارد. به این معنا که مرد می بایست حداقل سه سال بزرگ تر از دختر باشد.
قرار نیست تا آخر عمر پیش هم باشید. بالاخره روزی فرا می رسد که او ازدواج کرده و می رود. اما در این میان، چیزی که باقی می ماند ،یک دختر تنها و افسرده است که از تمام وجودش برای فردی که او را برای ازدواج دوست نداشته سرمایه گذاری کرده است. آیا دختر نمی خواهد با مرد دیگری ازدواج کند؟ دختري كه دست خورده عاطفي است ،قطعا در زندگي با همسر آینده خود دچار مشكل خواهدشد .هر چقدر دست خوردگي كم تر باشد ،موفقيت او در زندگي زناشويي آينده بيش تر خواهد بود.
تا رابطه شما علنی نشده ،به جاي تشديد علاقه به تعديل آن بپردازيد حتي در صورت امكان به خنثي سازي و حذف علاقه اقدام نماييد .بايد با قرار دادن يك بازه زماني محدود پرونده اين ارتباط را ببندید.
به هیچ وجه تغییر پوشش یا تقویت بنیه های مذهبی خود را وابسته به این فرد ندانید. این طرز تفکر شما می تواند از جهاتی آسیب زا باشد. منوط کردن تحول به رابطه ای که هر لحظه می تواند گسسته شود، به این معناست که با رفتن او نوع حجاب و تقید به قرائت قرآن تمام خواهد شد.
پس اولا؛ طرز پوشش خود را وظیفه ای دینی بدانید؛
ثانیا خدا را شاکر باشید که در طی این تجربه هر چند ناصحیح زمینه هایی از تغییر را در شما ایجاد نمود.
اطمینان داشته باشید که با مراجعه به روانشناس بالینی زن و دریافت راهکارهای مربوط به درمان شخصیت مهرطلب، بسیاری از مشکلات شما برطرف خواهد شد. می توانید از طریق مشاوران این مرکز با شماره تماس 09640 بدون پیش شماره و به صورت رایگان به صورت شفاهی مشورت های بیش تری دریافت نمائید.






