ضرورت وجود ولی فقیه رادر یک کشور اسلامی که در ان کمردم سالاری دینی حاکم است را چگونه می توان توضیح داد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
ولایت به معناى حکومت، تصدّى امر ، سرپرستى و صاحب اختیارى کارى یا امورى داشتن است و ولی به معناى حاکم مى باشد. ولایت فقیه، حاکمیت فرد یا افراد آگاه به احکام و قوانین اسلام بر جامعه است. مبنای این نوع حکومت بر آن است که چون در جامعه اسلامی ، قوانین و احکام دین اسلام اجرا و پیاده می شود، پس باید در رأس این جامعه، شخص آگاه به مسائل و احکام دین الهی حضور داشته باشد و این همان حاکمیت و ولایت فقیه است
در خصوص ضرورت ولایت فقیه می توان گفت: خدا انسان را به صورت اجتماعى آفریده و براى رسیدن به کمال ابدى وى، برنامه و قوانین لازم را وضع نموده است، و چون انسان‏ها به صورت اجتماعى زندگى مى‏کنند، نیازمند نظم مى‏باشند. در سایه نظم است که جامعه شکل مى‏گیرد و حیثیت اجتماعى افراد ظهور مى‏کند و حیات اجتماعى تحقق مى‏یابد و از حیات حیوانى و نباتى ممتاز مى‏گردد. براى انتظام در جامعه، قانون لازم است و این قوانین از سوى خدا وضع شده و به وسیله پیامبران به مردم ابلاغ مى‏شود.
در حدیثى امام صادق (ع) فرمود: چون خداوند منزه است که خلقش بتوانند او را ببینند و لمس کنند و ارتباط مستقیم داشته باشند، ضرورت یافت که سفیرانى از سوى خداوند باشند تا واسطه میان خلق و خالق باشند». (1)
بدین صورت قانون الهى و دین اسلام، توسط حضرت محمد (ص) به مردم ابلاغ شد. بعد از آن، راه او توسط امامان معصوم (ع) پى گرفته شد. در عصر غیبت حضرت مهدى (عج)، باز باید اجراى احکام الهى صورت گیرد و به هیچ عنوان نباید تعطیل شود. براى اجراى احکام، نیازمند شخصى است که ولایت داشته باشد که این ولایت باید به اذن خداوند باشد، چون ولایت فقیه به معناى ولایت فقاهت است، بازگشت چنین ولایتی به ولایت خداوند دارد. درزمان غیبت به دلیل اینکه امام زمان غایب است فقهای واجد شرایط - به نیابت از امام زمان (ع) - رهبری جامعه را بر عهده دارند، ودر این میان آن فقیه برای رهبری اولویت دارد که مقبولیت مردمی داشته باشد و در امور اداره کشور از دیگر فقها موفق تر باشد، لذا در ایران اسلامی مجلس خبرگان شکل گرفته است که از میان فقهای واجد شرایط فقیهی را انتخاب نماید که از فقهای دیگر در امر حکومت سزاور تر باشد ، بدینسان ضرورت دارد که ولی فقیه رهبر جامعه باشد. ولایت فقیه، ولایت بر جامعه اسلامى است که بدین منظور اجراى احکام و تحقق ارزش‏هاى دینى و شکوفا ساختن استعدادهاى افراد جامعه و رساندن آنان به کمال در خور صورت مى‏گیرد. تفاوتى بین فقیه و امام معصوم (ع) از جهت اجراى احکام و اداره جامعه اسلامى نیست.
آنانی که ولایت فقیه راضروری می داند، دلایل متعدد برای اثبات آن اقامه کرده اند، ازجمله به دلیل عقلى و نقلى تمسک نموده اند. امام خمینى ابتدا ضرورت تشکیل حکومت را در قالب سه دلیل مطرح مى کند که عبارتند از:
1. جاودانگى اسلام ; منظور از جاودانگى اسلام ، پایدار ماندن نام دین نیست ، بلکه منظور حضور دین در سه سطح اندیشه ، بیان و علم است . این امرنزد تمام مسلمانان پذیرفته شده است و آیات و روایات زیادى بر آن دلالت دارد. امام در این باره مى فرماید: احکام اسلام محدود به زمان و مکانى نیست و تا ابد باقى و لازم الاجرا است. (2)
وقتى جاودانگى اسلام را پذیرفتیم و این مقدمه را ضمیمه کردیم که بدون تشکیل حکومت نمى توان به همهء اهداف اسلامى نائل شد، به روشنى ضرورت حکومت ثابت مى شود.
2. جامع بودن شریعت ; جامع بودن اسلام که به معناى توجه دین به همه زوایاى وجودى نیازهاى مادى و معنوى بشر است ، اقتضا مى کند حکومت براساس اسلام شکل گیرد. هنگامى که خداوند جریمه خراش یک ناخن را مشخص کرده ، چگونه مى توان گفت که در مورد تشکیل حکومت که اجراى بسیارى از احکام منوط به آن است، طرح و برنامه اى ندارد و در این مورد سکوت اختیار کرده است ؟
3. ماهیت قوانین ; امام خمینى مى فرماید: با دقت در ماهیت و کیفیت احکام شرع در مى یابیم که اجرا و عمل به آن ها مستلزم تشکیل حکومت است و بدون تأسیس یک دستگاه عظیم و گسترده اجرا و اداره نمى توان به وظیفه اجراى احکام الهى عمل کرد. (3)
بنابراین دلیل عقلی ولایت فقیه به طور خلاصه آن است که احکام اسلام برای همه دوره ها و زمان ها است. برای اجرای احکام الهی نیاز به شخص آگاه به احکام الهی و عادل و مدیر و مدبر است. این شخص مقام ولایت فقیه در عصر غیبت امام معصوم (ع) است.
اما دلیل نقلى روایات زیادى است که فقط به یکى از آن ها اشاره مى کنیم. رسول خدا (ص) مى فرماید: اللهم ارحم خلفایى! قیل یا رسول الله : و من خلفائک؟ قال: الذین یأتون من بعدى ، یروون حدیثى و سنتى ; خدایا، جانشینان مرا رحمت فرست! پرسیدند: یا رسول الله ! خلفا و جانشینان تو کیانند؟ فرمود:آن ها که بعد از من مى آیند و حدیث و سنت مرا نقل مى کنند. (4) امام خمینى در دلالت این حدیث مى فرماید: روایت ، راویان حدیثى را که فقیه نباشند، شامل نمى شود، زیرا سنن الهى که عبارت از تمام احکام است، از باب این که به تعبیر پیغمبر اکرم (ص) وارد شده است، سنن رسول الله نامیده مى شود؛ پس کسی که مى خواهد سنن رسول اکرم (ص) را نشر دهد، باید تمام احکام
الهى را بداند و صحیح را از سقیم تشخیص دهد و اطلاق و تقیید و عام و خاص و جمع هاى عقلایى را ملتفت باشد. نیز روایاتى را که در هنگام تقیه وارد شده است ، از غیر آن تمییز دهد و موازینى را که براى آن تعیین کرده اند بداند. از طرفی محدثانى که به مرتبهء اجتهاد نرسیده و فقط نقل حدیث مى کنند، این امر را نمى دانند... .
بنا بر این جاى تردید نیست که روایت «اللهم ارحم خلفایى» شامل راویان حدیثى که حکم کاتب را دارند ،نمى شود و یک کاتب و نویسنده نمى تواندخلیفه رسول اکرم (ص) باشد. منظور از خلفا، فقهاى اسلام اند ... اما دلالت حدیث بر ولایت فقیه نباید جاى تردید باشد، زیرا خلافت ، جانشینى در تمام شئون نبوت است و جمله «اللهم ارحم خلفایى» دست کمى از جملهء «على ّخلیفتى» ندارد و معناى خلافت در آن ، غیر معناى خلافت در دوم نیست معناى خلافت در صدر اسلام امر مجهول نبود که محتاج بیان باشد و (پرسشگر) نیز معناى خلافت را نپرسید، بلکه از پیامبر خواست اشخاص را معرفى کند و ایشان با این وصف معرفى فرمود. (5) از شرایط حاکم اسلامى، این است که فقیه باشد؛ یعنى احکام اسلامى از حلال و حرام را همراه با استنباط و دلیل بداند. ولایت فقیه با مردم سالاری دینی منافات ندارد، زیرا مردم سالاری دینی با مردم سالاری غرب تفاوت دارد، بدین معنا که مردم سالاری دینی همان است که مردم و مشارکت سیاسی آنان در چارچوب دین تعریف شده است.
یکی از مولفه های مردم سالاری دینی آن است که ولی فقیه رهبر جامعه باشد، زیرا ولی فقیه است که بهتر دین را می شناسد و بهتر قوانین اسلام را اجرا می کند و حق و حقوق شهر وندان را بهتر رعایت می کند، بر این اساس است که ساختار نظام ما جمهوری اسلامی است. اسلامی ماهیت نظام را مشخص می کند و جمهوریت نقش مردم در نظام را به نمایش می گذارد.
جمهوری اسلامی بدان معنا است که اکثر مردم (جمهور) به دلیل مسلمان بودن خواهان برنامه و دستور اسلام هستند. رفراندم 12 فروردین سال 1358 نشان داد که اکثر قاطع مردم حکومت را با ماهیت اسلامی می خواهند. امروزه نیز اکثر مردم خواستار جمهوری اسلامی هستند.
چون گوشت و پوست مردم با دین و آموزه های دینی آمیخته است، مردم با هدف تحقق اسلام انقلاب کردند.
پی‌نوشت‌ها:
1. شیخ کلینی (ره)، اصول کافی، اسلامیه ، ج1، ص 168.
2. امام خمینى، ولایت فقیه، انتشارات آزادی ،ص 26.
3. همان، ص 29.
4. حر عاملی ، وسائل الشیعه ،تحقيق شيخ محمد رازي، بيروت ،دار احياءالتراث العربي ، ج 18، ص 65.
5. امام خمینى، ولایت فقیه ، ص 68 ـ 70 با تلخیص.