با سلام برادر من عنوان ميكند در يكي از ايات خداوند به حضرت ختمي مرتبت ص سفارش ميكند كه به اندازه اي انفاق كنيد كه خود نياز بديگران پيدا نكنيدواين پيام خدا در وقتي نازل شد كه پيامبر ص تمام لباس خود را به سائلي انفاق نموده بودندبطوريكه حضرت نتوانستند به نماز جماعت حاضر شوند ومتاسفانه نتيجه ميگيرداين از نظرمن معصوميت حضرت را نعوذ بالله خدشه دار ميكند. لطفا جواب روشن صريح و جوان پسندوقانع كننده اي به برادر جوان من و بسياري از اين دست دانشگاهي ها بدهيد.متشكرم.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
چند نكته قابل توجه است :
1- عصمت به معناي پاكي از گناه است. آنچه كه در باب عصمت انبياء و ائمه ثابت مي شود اين است كه ايشان از گناه معصوم مي باشند. (1)
2- اثبات عصمت براي پيامبران و امامان يك مساله عقلي است كه از دلائل و براهين عقلي يقيني و برهاني استفاده شده است(2) بنابراين قابل خدشه با ظواهر آيات و روايات نيست بنابراين اگر ظاهر آيه يا روايتي مخالف با آن دليل عقلي شد و بيان كننده مطلبي بود كه دليل عقلي مخالف آن بود، ظاهر آن آيه يا روايت به تاويل برده مي شود و به گونه بايد معنا شود كه با دليل عقلي منافاتي نداشته باشد.
3- در اعتقادات آنچه كه مهم است اين است كه اعتقادات يا با دليل عقلي اثبات مي شوند يا با نص قرآني ( نه ظاهر آيات ) يا با روايات صحيحه اي كه به حد تواتر رسيده باشند. (2) ( خبر متواتر خبري است كه تعداد نقلهاي آن به اندازه اي برسد كه يقين به مضمون آن حاصل شود ) (3) بنا بر اين اگر مطلبي و روايتي به صورت خبر واحد ( خبري كه به حد خبر متواتر نرسيده است ) نقل شود در اعتقادات قابل اعتناء نيست و نمي توان براساس آن چيزي را اثبات يا رد كرد. ( برخلاف احكام فقهي كه در آن به خبر واحد هم استناد مي شود.)
4- خطابات قرآني در بسياري از موارد با وجود اينكه مستقيم به پيامبر است چرا كه ايشان دريافت كننده وحي هستند ولي در بسياري از موارد عموم مسلمين مي باشد و بيان كننده حكمي از احكام اخلاقي يا فقهي است، و به اين معنا نيست كه حتما پيامبر آن كار را انجام داده است و خدا با عتاب ايشان را از آن كار نهي مي كند.
با توجه به اين نكات عرض مي كنيم :
عصمت پيامبر اكرم با دليل عقلي اثبات شده است. بنابراين اگر جائي در آيه اي يا روايتي، در ظاهر مطلبي كه منافات با آن داشته باشد ببينيد بايد آنها را به صورت صحيح آن معنا كرد. در بقيه موارد هم اينگونه است. به عنوان مثال ما با دليل عقلي اثبات مي كنيم كه خدا ماده ندارد و داراي جسم نيست. بنابراين بدني به مانند بدن ما يا هر بدني ديگر نخواهد داشت. وقتي ما در آيه اي مي بينيم كه مي فرمايد « يدالله فوق ايديهم » " دست خدا بالاي دست آنها است " (4) با توجه به آن براهين عقلي يقيني كه ثابت مي كنند خدا جسم و بدن ندارد ، مي فهميم كه اين دستي كه در آيه گفته شده است منظور چيزي همانند دستي كه ما موجودات مادي داريم ، نخواهد بود. بنابراين معناي صحيح آن را با توجه به معني لغت « يد » به دست مي آوريم و مي گوئيم منظور از «يد » در اينجا « قدرت الهي » است. و معناي آيه مي شود « قدرت خدا فوق قدرت آنها است » همانگونه كه منظور از اين جمله كه « كشور در دست پادشاه است » اين نيست كه كشور مانند يك چوب در دست مادي پادشاه است، بلكه منظور اين است كه كشور تحت سيطره و قدرت و امر او مي باشد.
پس اصل عصمت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ، اصلي است كه نمي توان از آن با ظاهر آيه يا روايتي، عبور كرد.
از طرف ديگر در آيه چيزي مبني براين كه اين آيه در شان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده است و واقعا پيامبر اين كار را كرده است و به خاطر كار پيامبر، اين آيه نازل شده است و ايشان را مورد توبيخ قرار داده است،وجود ندارد. بنابراين ممكن است در ضمن توصيه ها و احكام ديگري كه در قبل و بعد اين آيه نسبت به عموم مسلمين دارد ، اين نكته را هم متذكر شده است كه از اين كار پرهيز كنيد. همانگونه كه از قتل نفس و قتل اولاد و زنا و غيره نهي كرده است و اين نهي به معناي اين نيست كه كسي مرتكب شده است و خداي متعال مي خواهد او را توبيخ كند. بلكه بيان احكامي است كه در آينده مردم متوجه باشند و نزديك آنها نشوند.
همانگونه كه عبارت « لاتمش في الارض مرحا ... » كه در آيات بعد از اين آيه آمده است، دليل بر اين نيست كه حضرت با تكبر راه رفته باشد و خدا ايشان را توبيخ نموده و نهي كرده باشد، عبارت: «و لاتبسطها كل البسط ...» هم دليلي بر اين نمي شود كه پيامبر اينكار را كرده و مورد عتاب قرار گرفته باشد.
رواياتي كه در ذيل اين آيه شريفه نقل شده اند مختلف مي باشند و موارد متعددي را نقل مي كنند. بنا بر اين علاوه بر آنكه به حد تواتر نمي رسند و همگي اخبار آحاد هستند و بر اين اساس قابل اعتنا در بحث اعتقادي نيستند، خود اين اختلاف ،يقين ما را نسبت به اين كه حتما اين كار را پيامبر انجام داده است و بعد مورد عتاب خدا قرار گرفته است ،متزلزل مي سازد.
پس اصل اين كه اين كار توسط پيامبر صورت گرفته باشد و خدا عتابي بر او زده باشد مورد شك است و نمي توان آن را اثبات كرد ،بنابراين اين آيه هيچ منافاتي با عصمت پيامبر كه يقينا وجود دارد و برهان هاي عقلي فراواني پشت سر خود دارد ،نخواهد داشت.
مطلب ديگر اين كه اگر فرض هم بگيريم كه پيامبر چنين كاري كرده باشد و اين آيه به پيامبر تذكر مي دهد كه ديگر اين كار را تكرار نكن و او را توبيخ كرده باشد ، باز هم دليل بر خدشه وارد شدن به عصمت پيامبر نيست و منافاتي با عصمت ايشان نخواهد داشت.
چرا كه همانگونه كه گفتيم عصمت به معني پاكي از گناه است و در انفاق پيراهن از طرف پيامبر ( حتي اگر تنها پيراهن او باشد ) گناهي صورت نگرفته است. بلي شايد اين كار باعث شده است كه حضرت به زحمت بيافتد و نماز اول اول وقت ايشان به تاخير بيافتد و كفار و منافقين ايشان را مورد ملامت و مذمت قرار دهند و باعث اندوه ايشان شوند. ولي اين به معناي اين نخواهد بود كه كار حضرت گناه و مخالفتي با امر خداي متعال بوده است. بلي به زحمت انداختن خود است به واسطه ايثاري كه حضرت انجام داده است و خداي متعال به خاطر شفقتي كه به ايشان داشته است و نيز مي خواست برنامه انفاق را براي مسلمين بيان كند به نحوي كه نه آنها به زحمت بيفتند و نه از انفاق دست بكشند اينگونه فرموده است. لكن اگر بخواهيم به نفس عمل نگاه كنيم نه گناهي صورت گرفته است و نه خطائي كه اين خطاب ، عتابي باشد نسبت به آن خطا و حضرت به خاطر آن خطا از مقام عصمت ساقط شود.
خداي متعال براي اين كه پيامبر و ديگر مومنين به عواقب طبيعي انفاق بيش از حد گرفتار نشوند ، برنامه صحيح انفاق كردن را به حضرت ارائه كرده است. بنابراين عصمت ايشان بي خدشه است.
اين خطاب به مانند خطابي است كه خداي متعال نسبت به پيامبر مهربان اسلام دارد كه در آن خطاب ايشان را مورد عتاب قرار مي دهد كه چرا به خاطر اين مردم و براي هدايت آنها ، در حاليكه عناد مي ورزند ، خود را به اين اندازه دچار سختي و مشقتي مي كني و خود را به زحمت مي اندازي؟ « * طه *مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَى» " طه * ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكنى". (5)
بنا بر اين همان گونه كه نمي توان عصمت پيامبر را به خاطر تلاش زياد و بيش از حدشان براي هدايت مردم ، و خطاب خداي متعال نسبت به ايشان كه چرا اينكار را مي كني و خود را به زحمت مي اندازي ؟ مورد خدشه قرار داد، عصمت ايشان را نيز نمي توان به خاطر انفاق بيش از حدش تا حد برهنه ماندن، مورد ترديد قرار داد.
پي نوشت:
1. ر.ك: محمد سعيدي مهر ، آموزش كلام اسلامي ، قم ، كتاب طه، 1383هـ.ش ، ج2 ، ص 70.
2. ر.ك: همان ، ص 75.
3. ر. ک : کاظم شانه چی، درایه الحدیث ، قم ، دفتر انتشارات اسلامي ، 1384هـ.ش ،ص 60.
4. فتح (48) آيه 10.
5. طه (20) آيات 1-2 .






