گاهی پیش خودم کودکی چند روزه را تصور میکنم که می تواند صحبت کند و پیش خودم میگویم در این صورت حرفهایش خیلی شبیه احکام اسلام می شد. آری واقعا این اسلام شما چقدر در تحلیل مسائل، کند، ناکارآمد و عقب افتاده است و چقدر راحت با ظالمان کنار می آید و سهم خواهی می کند. از اقتصاد اسلامی بگیرید که در ظاهر مخالف رباست و در عمل رباخوار ترین بانکهای دنیا را داریم تا مسئله حجاب و روابط دختر و پسر که در ضاهر اسلام با هر نوع آن مخالفت می کند اما شما می توانید همه این مشکلات را با یک ورد به نام صیغه حل کنید. واقعا اگر قرار بود مشکلات اینقدر ساده حل شوند دنیای زیبایی داشتیم مثل دنیای کودکی که در ابتدای عرایضم گفتم!
قصد توهین به کسی را ندارم اما این داستان مذهب هم واقعا جوک بزرگی است. تا الان به خودم میگفتم این حرفها ارزش وقت تلف کردن ندارد اما نمی دانم چرا امروز تصمیم گرفتم آنها را با شما در میان بگذارم تا نظر شما را هم بدانم. به نظر من مذهب احمقانه ترین چیزی است که تا به حال ذهن بشر را به خود مشغول کرده و مذهبی ها هیچ قصد و هدفی ندارند به جز رسیدن به قدرت و حکومت. پس چه غم انگیز داستان من که ساعتها وقت با ارزش خودم را صرف نمازشب و قرآن کردم. واقعا از خودم عذر می خواهم.
نظر شما چیست؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
از اینکه نظرات و شبهات و برداشت های خود از برخی از احکام دین و همچنین برخی از مسائل اجرائی در بانک ها و سایر اتفاقات در جامعه و همچنین نگرش خود در مورد انسان های مذهبی و متدین را بدون ملاحظه و با جسارت بیان فرمودید متشکریم و جسارت شما را حمل بر بی ادبی نمی کنیم ،و امیدواریم که شما نیز پاسخ ما را با دقت ملاحظه فرموده و حمل بر بی ادبی نفرمائید؛
حقیقتا نگاه شما به مذهب و برداشت هائی که با مشاهده مواردی نظیر ربا خواری در بانک ها و رابطه دختر و پسر و یا احیانا قدرت طلبی برخی افراد به ظاهر متدین و یا عملکرد نظام حکومت اسلامی ایران پیدا نموده اید همانند همان طفلی است که جهان با عظمت بیرونی و انسان های اطراف خود را با نگاه کودکانه خود می نگرد و تحلیل می کند؛ مثلا دلسوزترین افراد نسبت به خود مثل پدر و مادر را که او را از انجام کاری نهی می کنند دیو خشن تلقی می کند و با یک لبخند ظاهری دیگران را فرشته ای مهربان می نامند و...، لذا تقاضا می نمائیم به نکاتی که در ادامه با توجه به حقائق موجود در جامعه و باور قلبی و یقینی و مستدل خود نسبت به مسائل مطرح شده با نگاه واقع بینانه بیان می شود توجه فرمائید:
1. وجود رباخواری در معاملات، تسهیلات و وام های داده شده در بانک های کشور ما پدیده ای دیر پا و برآمده از نگرش غربی و ما دیگرائی و غیر دینی به مقوله اقتصاد، از بدو تاسیس این بانک ها در کشور ما می باشد. در نظام های سلطنتی و غیر دینی گذشته و در طول حدود صد سال گذشته این نگرش نهادینه شده به حدی که رباخواری بخش عمده ای از ماهیت و چرخش و گردش اقتصادی در این بانک ها را تشکیل داده بود ، پس از انقلاب اسلامی و حاکمیت دین و مذهب بر جامعه ، از همان ابتدای امر بحث اسلامی نمودن بانک ها مطرح شد و بارها برای اجرای آن تلاش گردید ولی به جهت وابستگی ریشه ای اقتصاد بانک ها به همان جریانات و قراردادهای ربوی، علی رغم تاکید رهبر انقلاب و همه مراجع تقلید بانکداری اسلامی عملیاتی نشد و رؤسای بانک ها از عدم آمادگی زیرساخت های لازم جهت اجرای قوانین بانکداری اسلامی خبر می دادند. ولی به هر حال با سعی و تلاش فراوان در طول سال های متمادی این اتفاق رخ داد و پس از تحقیقات گسترده علمی فقهی در مورد نحوه اجرائی کردن قوانین و ضوابط شرعی در اقتصاد به تدریج تمام قراردادها و تسهیلات بانک ها تبدیل به عقدهای شرعی و غیر ربوی شد که در صورت اجرای صحیح آن، ربا از عرصه اقتصاد بانک ها ریشه کن خواهد شد ،ولی به هر حال هنوز ریشه هائی از همان نگرش قبلی در برخی مسائل بانکی خود را نشان می دهد و در مواردی نظیر دریافت دیر کرد در قبال تاخیر در پرداخت اقساط و برخی موارد دیگر علارغم غیر شرعی بودن آن اتفاق می افتد.
2. البته این واقعیت را نیز باید پذیرفت که برخی از همین قراردادهای بانکی اسلامی سوری بوده و حقیقتا منعقد نمی شود مثلا فردی برای فراهم نمودن سرمایه بیشتر در کار تجارت طلا با فاکتور سازی و تقلب وام مشارکت در زراعت و کشاورزی می گیرد ،و حتی در برخی موارد این فاکتورسازی ها با هماهنگی و یا پیشنهاد خود رؤسای بانک ها انجام می گردد، که حاکی از غیر شرعی بودن این نوع تسهیلات دارد. اما توجه فرمائید بین غیر شرعی بودن قوانین بانکی با اجرا نشدن ضوابط شرعی از سوی مشتریان و یا برخی بانکداران متخلف تفاوت وجود دارد، کسی تا کنون ادعا نکرده است که در هیچ بانکی رباخواریی وجود ندارد. ولی این ربطی به دین و مذهب و نقصان قانون شرعی ندارد.
3. در مورد روابط دختر و پسر نیز توجه فرمائید که دین هرگز با اصل ارتباط مخالف نیست؛ بلکه با توجه به آموزه های دینی و مذهبی این حقیقت روشن می شود که دین اسلام هماهنگ با فطرت انسانی تمام نیازهای غریزی انسان را تایید نموده و بر تامین این نیازها از مسیر صحیح خود تاکید فراوان دارد، غریزه جنسی نیز به همین جهت مورد عنایت بوده و نه تنها در نگاه دینی رد نمی شود. بلکه بر ضابطه مند شدن و هدف دار بودن آن در زندگی یک فرد متدین تاکید می شود. لذا به تناسب شرایط در درجه اول بر ازدواج دائم پافشاری نموده، ولی در عین حال با توجه به این که برای برخی افراد شرایط ازدواج دائم نیست ، راه موقت آن را نیز قانونمند و ضابطه مند بیان می کند،اگر صیغه موقت در جایگاه صحیح خود عمل شود بسیاری از این روابط نامشروع و بی ضابطه ساماندهی شده و نه تنها مانع رشد معنوی انسان نمی شود. بلکه خود آرامش لازم جهت تعالی و حرکت با نشاط چنین افرادی را فراهم می نماید. لذا قانون صیغه و عقد موقت در نظام دینی را نه تنها نمی توان به عنوان دوگانگی در احکام تصور نمود. بلکه اتفاقا نمادی است جهت اثبات هماهنگی قوانین اسلام با نیاز ها و غرائز فطری انسان در زندگی.
4. نمی توان این حقیقت را کتمان نمود که در یک جامعه دینی که ارزشی بودن و متدین بودن،مقید و دلسوز بودن مسؤولان و صاحبان مناسب اجرائی در آن لازم و ضروری است همیشه افرادی هستند که با ظاهر سازی و تظاهر به دیانت سعی نمایند به اغراض نفسانی خود برسند و قدرت طلبی نمایند ،اما این به معنی قدرت طلب بودن و تظاهر بودن دین و مذهب در بین همه افراد نیست به ویژه که نسبت افراد متدینی که در معرض رسیدن به قدرت و حاکمیت و ... هستند در مقایسه با قشر جامعه که دین و مذهبشان فقط ناشی از باور قلبی و اعتقاد خودشان می باشد بیسار ناچیز می باشد. لذا با مشاهده چند فرد معدود و قدرت طلب متظاهر به مذهب و دین در بین سایر متدینین و نسبت دادن این مساله به همه مؤمنان و متدینان قضاوتی منفعلانه و غیر واقعی است .
5. دوست بزرگوار! اگر چه نظام و حکومت اسلامی در ایران بر اساس قانون و برنامه حکومتی اسلام برپا شده است و تلاش بر این بوده که همه قوانین منطبق بر اسلام باشد و عملیاتی گردد، ولی با توجه به تدریجی بودن امر اصلاح جامعه نمی توان ادعا نمود که همه آنچه که تاکنون محقق شده خالی از اشتباه و کوتاهی بوده است و میان واقعیت های موجود و جامعه آرمانی دینی فاصله زیادی وجود دارد. ولی این به معنای نقص در توان ماست نه نقص در اصل دین و مذهب .لذا نباید قصور و کوتاهی فردی را در اجرا ،به حساب نقصان مذهب قرار دهید. لذا هرگز عملکرد افراد منسوب به یک دین نمی تواند راهنمای خوب و کافی برای شناخت یک دین و مذهب باشد؛ بلکه حقیقت دین و مذهب با مطالعه و تدبر و تفکر در دستورات و آموزه های آن دین به دست می آید.
لذا در دین اسلام تاکید فراوانی بر روی تفکر و تعقل و اندیشیدن می شود (1) ،اگر چه نماز شب هائی که خواندید و قرائت های قرآنی که داشتید امر خوبی بود، ولی هرگز چنین عبادت هائی بدون تفکر و تعقل بر معرفت و شناخت انسان نمی افزاید، به همین دلیل در آموزه های دین اسلام بیان می شود که «یک ساعت تفکر و تدبر بهتر است از شصت سال عبادت کردن محسوب می گردد».(2) و همچنین اندیشیدن و تعقل در یک ساعت را بهتر از خواندن نماز شب بیان می نمایند. (3)
پی نوشتها:
1. روم (30) آیه 8؛ آل عمران (3) آیه 191؛ جاثیه (45) آیه 13و ... .
2. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج66، ص 293، الوفاء بیروت،1404 ق
3. همان ، ج68، ص 320.






