با عرض سلام و خدا قوت خدمت
اين سوال ماههاست كه دغدغه ذهني من شده، و صبح و شب بهش فكر ميكنم به يه نتايجي رسيدم، اما نميدونم درسته يا نه. ميخواستم با جواب دادن به اين سوالات من رو كمك كنيد تا به آرامش برسم و تكليفم معلوم بشه.
1. آيا انسان دوستي در اسلام منحصر به همه افراد خوب و بد است؟
2. آيا در مسير هدايت همه بشر، بايد آنها را دوست داشت و به آنها محبت كرد؟ (مثل: محبت حضرت علي عليه السلام به ابن ملجم و دادن كاسه شير) و... كه جاي نوشتن ندارد
3. براي هدايت بشر و تاثير كلام، بايد قلبا آنها را دوست داشت هر چند در ابتدا مخالف و معاند با اسلام و مذهب ما هستند، ولي بالاخره تا آنها را قلبا دوست نداشته باشيم و محبت نكنيم كه به حرف ما گوش نميكنند و راغب نميشوند، نظر دين چيست؟آيا بايد همه را دوست داشت؟ نظر من اين است كه در راه هدايت بايد همه را دوست داشت ولي همه را تاييد نكرد. آيا اين درست است؟
4. آيا گناه است كه در مسير هدايت گناهكار و مخالف دين را دوست داشته باشيم؟
منتظر جواب ديني و منطقي شما هستم.
و من الله توفيق
موفق باشيد
علي
جوان دانشجو
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
لازم است به چند نکته توجه کنید :
1- اسلام دین مهر و محبت و خوشرفتاری، عطوفت، گذشت و عدالت است. این قوانین نسبت به بشر اعمال میشود. در این گونه امور فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نیست.
2- در اسلام مرزهاي امور مختلف و معارف گوناگون مانند امور شرعي با اخلاقي و عقيدتي كاملا متمايز و حساب شده تبيين شده است. در عين ارتباط محكم بين اين امور هرگز امور گوناگون با هم تداخل و تضاد ندارند . در حوزه هاي گوناگون موارد مهم و ضروري بر امور غير مهم و غير ضروري ترجيح داده مي شوند.
3- اسلام در مورد غير مسلمانان دستورات اخلاقي و انساني مختلفي صادر نموده، در طول تاريخ بهترين رابطه و تعامل بين جوامع اسلامي با ساير ملل وجود داشته است.
در واقع اسلام در نگاه اخلاقي و انساني و متاثر از آن به لحاظ قوانین و سیره عملی نسبت به غیر مسلمانان بهترین برخورد را دارد. اگر منظورتان از دوست داشتن در سوال سوم، محبت به آن ها برای جلب محبت ایشان است. آری این سخن صحیح است. آموزههای بسیاری در سيره و رفتار و دستورات بزرگان دين در این رابطه وجود دارد كه قابل توجه است. روشنترين آن در کلام امیر المؤمنین خطاب به مالک اشتر استاندار مصر آمده است:
«و اشعر قلبک الراحة للرعیة و المحبّة لهم و اللطف بهم، فانّهم صنفان أمّا أخٌ لک فی الدین أو نظیر لک فی الخلق؛(1) مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش، زیرا مردم دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو(مسلمانند)، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش میباشند( غير مسلمان اما همانند تو انسانند) ».
اسلام حتي براي غير مسلمانان شهروند در حكومت اسلامي چنان ارزشي قائل است كه امام علي عليه السلام فرمود:
«به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانة زن مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده، وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشوارههای آن ها را به غارت برده، در حالی که هیچ وسیلهای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشتهاند. اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است».(2)
اما حساب کفار معاند و محارب که همواره در صدد نابودی اسلامند، با افراد دیگر تفاوت دارد. اما افراد عادی از غیر مسلمانها همانند هر انسان ديگري حق حيات داشته و دين شان براي خودشان محترم است. ما هر چند عقيده آنان را باطل مي دانيم اما به خود حق توهين و تمسخر به آنان و عقايدشان را نمي دهيم.
نگاه انساني به آنان نبايد به قيمت همسان دانستن شان با ديگر مسلمانان يا افراد داراي دين و عقيده اي آسماني باشد تا انحراف عميق آنان و اشتباه فاحش و مهلك در تفكر و عمل شان به هيچ انگاشته شود و بروز و تجلي خارجي نداشته باشد و مهرباني و محبت تا آن جا پيش رود كه توده جامعه به كافران تا حدي نزديك گردند . چه بسا متاثر از آزادي ها و بي قيدي هاي آنان قرار گرفته، نسبت به ديدگاه و تفكر و تعهدات ديني خود سست و رويگردان شوند. نبايد ارزش هاي اخلاقي را به بهانه دستوري شرعي و اجتماعي به كنار نهاد. در عين حال نبايد به دليل رعايت برخي نكات انساني و اخلاقي،حقيقت و ماهيت حقيقي و ارزش هاي بنيادين انساني را هم ناديده گرفت.
پی نوشت ها:
1. امام على بن ابى طالب عليه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم، نامه 53.
2. همان، خطبه 27.






