با عرض سلام و وقت بخیر

آیا دسته بندی علوم به دینی و غیر دینی درست است ؟
آیا علم غیر دینی وجود دارد ؟

با تشکر

پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
بین اهل علم از دیر باز این بحث مطرح بوده و بر اساس تعریفهای مختلفی که از علم و علم دینی و علم غیر دینی ارائه می شده تقسیم بندی های متفاوتی در مورد دینی و غیر دینی بودن علوم ارائه می شده است که اگر چه هرکدام از منظری خاص به علم دین نگریسته اند، ولی اجمالا به برخی از این تقسیمات اشاره می نمائیم :
الف) علومی که به لحاظ منبع و منشاء شناخت عمدتا بر وحی و ارتباط با عالم غیب تکیه دارند علم دینی محسوب شده و علومی که به صورت عمده بر حس و تجربه تکیه دارند غیر دینی معرفی می گردند.
ب) علومی که هدف از یادگیری آنها تامین سعادت دنیا و آخرت با هم می باشد علم دینی محسوب شده و علومی که مقصود از آموزش و یادگیری و به کار بردن آنها فقط تامین آسایش و رفاه در دنیا می باشد علوم غیر دینی محسوب می گردد.
ج) علومی که به لحاظ محتوا از سنخ علوم انسانی و معنوی بوده دینی محسوب می شود و علومی که از سنخ مادی و تجربی است غیر دینی محسوب می گردد.
د) علومی که مستقیما مربوط به مسائل اعتقادی یا اخلاقی یا عملی دین است و همچنین علومی که مقدمه یاد گرفتن معارف یا دستورها و احکام دین است از قبیل ادبیات عرب یا منطق و ...علوم دینی قلمداد شده سایر علوم را غیر دینی نامیده اند. (1)
اما با توجه به چند نکته مشخص می گردد که اگر چه تقسیمات فوق هر کدام با توجه به معنای خاص خود و در حوزه خاصی معنی پیدا می کند ولی تقسیمی صرفا اعتباری است و الا با دقت در چند نکته روشن می شود که در منظر الهی حقیقتا تقسیم علم به دینی و غیر دینی معنائی ندارد زیرا :
1. ماهیت و حقیقت علم روشن گری آن و واقع نمائی و بیان حقائق می باشد لذا هر گزاره ای که برآمده و گویای حقیقت باشد و از واقع بهره ای برده باشد علم محسوب می شود و غیر از این اساسا علم نیست تا چه رسد به این که قابل تقسیم باشد. (2)
2. اگر چه متون اصلی و منابع دین که همان کتاب الهی و سنت پیامبر (ص) و ائمه دین (علیهم السلام) و عقل سلیم انسان می باشد مشخص و محدود می باشد. اما با ملاحظه همین متون مشاهده می شود همه علوم انسانی که به نوعی جنبه حقیقت نمائی در آنها وجود دارد و به حال دنیا و یا آخرت انسان مفید می باشد ریشه در همین منابع دارد و مورد تایید دین بوده و آموختن و نشر آن سفارش گردیده است لذا پیامبر به صورت مطلق دستور می دهد که مسلمان باید طالب علم باشد(هر علمی که به حال دنیا و آخرت آنها مفید باشد) ولو اینکه چنین علمی در دور ترین نقطه عالم باشد (3) از علوم وحیانی نظیر تفسیر قرآن گرفته تا علوم تجربی نظیر پزشکی و طبابت و شیمی و... لذا حقیقتا اگر علمی وجود داشته باشد دیگر تقسیم آن به دینی و غیر دینی معنا ندارد. (4)
3. با توجه به هدف و جهتی که دین برای آموختن علم به انسان می دهد مشخص می گردد که در منظر دینی علم حقیقتا به دانشی گفته می شود که نیت و هدف الهی داشته باشد (و تامین نیاز حقیقی دنیا و آخرت جامعه و خود فرد در آن وجود داشته باشد) و الا صرف جمع آوری اطلاعات مختلف در ذهن به هدفی غیر الهی ، جنبه واقع نمائی دانش را کمرنگ نموده و از بین می برد و جز گمراهی برای صاحب خود چیزی به ارمغان نخواهد آورد ،ولو این که چنین دانشی علم تفسیر و قرائت قرآن باشد.
پس اگر هم در جائی در مورد دینی بودن یا نبودن علمی بحث می شود، حقیقتا بحث بر سر علم بودن و یا نبودن آن دانش می باشد. (5)
پی نوشتها:
1. شهید مطهری، ده گفتار، ص 173-171، نشر صدرا، 1374 ش.
2. مجله پاسدار اسلام ، شماره 247 ،مقاله علم و دین ، آیت الله جوادی.
3. علامه مجلسی، بحارالانوار ،ج1، ص 177، الوفاء بیروت، 1404ق.
4. ده گفتار ،همان.
5. همان.