ضمن عرض سلام و ادب
اگه خواستگاری خودش شرایط لازم رو داشته باشه اما خانوادش نه ، رد کردن اون جایزه؟
من و خانواده ام تقریبا مذهبی و با حجاب هستیم. اخیرا خواستگاری برام آمد که از ایمان خودش خیلی تعریف کردن اما پدرش به دل ما نبود بعد از تحقیقی که کردیم یکی از دوستان پدرم از بی بند و باری اخلاقی پدرش گفته بود . اما خود پسر رو با اینکه فقط عکسش رو دیدم به نظرم خیلی مناسب و با ایمان آمد حتی گفتن نماز شب هم میخونه. البته مادرش به ظاهر خوب و با حجاب بود اما خواهرش اصلا...
خلاصه همه گفتن اشتباه کردین ردشون کردین باید با خود پسر هم صحبت میکردین و بهشون پیغام بدین که دوباره بیان.
به نظر شما این پسر چه گناهی کرده که باید چوب خانوادش رو بخوره در حالی که نه من و نه شاید هیچ دختری مثل من که ایمان و اخلاق براش مهم هست چنین شخصی رو با این خانواده قبول نمیکنه.
اگه ممکنه من رو راهنمایی کنید و بفرمایید در برخورد با خواستگارهایی که خودشون خوبن اما خانواده هاشون نه چه کار باید کرد؟
ممنون
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
به نظر می رسد تحقیقات شما در رابطه با میزان اصالت خانوادگی و تقید به مسائل اخلاقی خانواده و شخص خواستگار محترم تان ناکافی بوده است؛ ما هم معتقدیم که در رد کردن این خواستگار کمی عجله به خرج داده اید. اما دلیل نمی شود تا در همین لحظه تصمیم بگیرید که آن ها را برگردانید. قبل از هر اقدامی تحقیقات تکمیلی را توسط افراد بی غرض و با ایمان انجام داده و در صورت فراهم بودن شرائط، آن ها را برگردانید. باید قبول کرد هیچ انسانی را نمی توان از روی عکس یا تعریف دیگران به اندازه کافی شناخت. ضمن اینکه ملاک خوب بودن برای هر فردی می تواند متفاوت باشد. شاید ملاک هایی که دیگران برای خوب بودن خواستگارتان در نظر داشتند، چیزی نباشد که به آن معتقد هستید. علاوه بر این، مومن بودن و حتی نماز شب خواندن ، نشانه تضمین کننده اخلاق ایده آل نیست. در ادامه مطالبی راجع اصالت خانوادگی بیان می گردد، که امید است جواب سوال خود را در آن بیابید.
اصالت خانوادگی به معنای سلامت نفس خانواده و صالح و خوشنام بودن آنان است. هر قدر گستره اش بیش تر باشد (نسل های پی در پی) بهتر است. تاکید بر ویژگی اصالت، برای خانواده های اصیل است تا بینشان همتایی وجود داشته باشد.
بر خلاف جامعه غربی که خانواده های دو طرف تأثیر چندانی در ازدواج فرزندان خود ندارند، در جامعه ایران به لحاظ ساختار سنتی آن، ارتباطات فامیلی جدی است و نمی توان آن را نادیده گرفت. در ایران، پدر و مادر همسر آینده، پدر و مادر بزرگ فرزند؛ برادر خانم، دایی؛ خواهر خانم، خاله؛ برادر آقا، عمو و خواهر آقا، عمه آنان خواهند شد و به شدت بر فرزندان تأثیر خواهند داشت . چاره ای از ارتباط با آنان نخواهید داشت؛ چون هم فرزندان تان به ایشان نیاز دارند و هم اسلام عزیز بر صله رحم با نزدیکان تأکید جدی دارد. پس در ازدواج خود، حتما به همتایی دو خانواده از جهت اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی توجه داشته باشید.
اما اگر بپرسید می خواهم با خواستگارم زندگی کنم و نه با خانواده اش؛ آیا می توان گفت رفتار والدین فرد بر خود او تأثير داشته ؟ باید جواب داد که:
سؤال از دو زاويه قابل بررسي است:
1. تأثير وراثت در تربيت.
2. همانند سازي از رفتار والدين.
وراثت: طبق قانون وراثت، فرزندان همان طوري كه در مورد صفات ظاهري و ساختمان فيزيكي، از پدر و مادر و اَجداد ارث مي برند، از خُلق و خو و صفات زشت و زيبا نيز متأثر مي شوند. ژن ها تنها حامل صفات جسماني نيستند، بلكه صفات اخلاقي نيز به فرزندان منتقل مي شود. نخستين مدرسه، رحم مادر و صلب پدر است كه زمينه را براي بروز صفات خوب يا ناپسند فرزندان شان فراهم مي سازد. در خانواده هاي پاك غالباً فرزنداني با فضيلت پرورش مي يابند و بالعكس.
اما وراثت، فقط زمينه ساز صفات و روحيات مثبت و منفي در فرزندان است و تأثير جبري غير قابل تغيير ندارد. چه بسا انسان با تقويت اراده و تمرين و رياضت، صفات ناپسند به جا مانده از پيشينيان را اصلاح كند و خود را به صفات پسنديده بيارايد، زيرا اراده آدمي از عوامل تأثير گذار ديگر قوي تر است. خداوند نيروي تهذيب و پالايش نفس را در نهاد همه قرار داده است تا بر اساس آن بتوانند بر عوامل دروني و بيروني غلبه نمايند، از اين رو مسئوليت از فرزندان ساقط نمي شود.
از زاويه ديگر از آن جا كه اولين مدرسه براي آموزش و پرورش كودك محيط خانواده است، بسياري از زمينه هاي اخلاقي در آن جا رشد و نمو مي كند. خمير مايه شخصيت كودكان در كانون خانواده شكل مي گيرد. به تعبير "اتيارد" بنيانگذار روان شناسي باليني، ذهن كودكان مانند صفحه سفيدي است كه آماده نگاشتن تجارب محيطي است كه در آن زندگي مي كنند. امام علي(ع) پيش از اين، بر موضوع فوق تأكيد نموده و فرموده اند: دل كودك همچون زميني خالي است كه هر بذري در آن پاشيده شود مي پذيرد ( نهج البلاغه، نامه 31).
"گزل" روان شناس شهير گفته است: كودك در 5 و 6 سالگي نسخه كوچك جواني است كه بعداً خواهد شد. بچه ها در سن دبستان عمدتاً در مرحله ديگر پيروي و همانند سازي هستند، يعني از ديگران الگو مي گيرند و نقش پذيري دارند.
پس پدر و مادر از دو راه در وضع اخلاقي فرزند اثر مي گذارند: از طريق تكوين و تشريع. منظور از تكوين، صفاتي است كه درون نطفه ثبت است و از طريق ناخودآگاه به فرزند منتقل مي شود. منظور از تشريع، تعليم و تربيتي است كه آگاهانه انجام مي گيرد و منشأ پرورش صفات خوب و بد مي شود. البته هيچ كدام از اين دو جبري نيست، ولي بدون شك زمينه ساز صفات و روحيات انسان ها است. با این توصیفات خواهید دید که براحتی نمی توان گفت خانواده فردی بد باشند. اما خود فرد دارای کمالات انسانی باشد.






