باسلام
1-چراخدا ماراآفرید وچرابه هرکس یک ظرفیت دادوسپس طبق آن ظرفیتش بااوبرخورد نمود راز تفاوت گذاشتن اولیه چیست
2-من دوست نداشتم خلق شوم چرا خدامرا آفرید که الان گناه کنم وبه جهنم بروم ونمی خواستم به کمال برسم همان هیچ بهتر از جهنم وعذاب نیست
3- آیا می شد خدامارانمی آفرید
کتاب عدل شهیدمطهری مراقانع نکردلطفا کتاب هم معرفی نایید

در مورد راز آفرینش انسان و اینکه چرا خداوند ما را آفرید ؟ با توجه به این نکته که خداوند متعال خود همه کمالات را به صورت مطلق دارد و هیچ نقص و نیازی در مورد او متصور نیست؛ لذا قطعا خلق انسان نیز ناشی از نیاز خداوند به داشتن مخلوق نمی باشد ، بلکه چون خود دارنده همه کمالات می باشد دوست دارد که تجلی کمالات خود را در خلقت موجودات که هر کدام از یک زاویه نمایانگر عظمت او هستند مشاهده نماید و هم دوست دارد که با خلق سایر موجودات که امکان خلقت آنها و بهره مند نمودن آنها از این کمالات و فیوضات وجود دارد ، آنها را هم به فیض برساند ،لذا خداوند در عین بی نیاز بودن خود بیان می کند که از خلقت انسان و سایر موجودات هدفی داشته (1) که رساندن انسان به سعادت و کمال روشنترین هدف می باشد و اگر علت و هدف خلقت را در یک جا آزمایش نمودن انسان(2) و در جای دیگر عبادت کردن (3) بیان می کند نیز در همین راستا می باشد . اما اینکه چرا دراین فیض رسانی بین موجودات و حتی بین انسانها تفاوت وجود دارد و به تعبیر دیگر راز این تفاوت ظرفیت افراد در دریافت فیض وکمالات الهی چیست ،این نکته لازم به ذکر است که اگر چه بنا بر اقتضاء نظام خلقت در ظرفیت های وجودی موجودات تفاوت هائی به چشم می خورد اما حقیقتا این تفاوت برآمده از اراده اولیه خداوند نمی باشد بلکه لازمه خلقت یک نظام منسجم و همانهگ و کارآمد وجود تفاوت در ناحیه ظرفیت های اولیه افراد می باشد ولی این به معنای محدودیت حقیقی در ظرفیت و پذیرش موجودات و همچنین محدودیت در کسب کمالات نمی باشد زیرا همین ظرفیت نیز با تلاش فرد قابل ارتقاء وتکامل می باشد ،و کم ظرفیت ترین انسانها به لحاظ شرایط اولیه خلقت این امکان را دارند که با تلاش و سعی ظرفیت خود را به کمال برسانند.و بر اساس قانون عدالت الهی هر کس به میزان تلاش و ارتقاء درجه خود نتیجه می گیرد و پاداش دریافت می نماید (4) نه بر اساس ظرفیت اولیه خود و لذا این تفاوتهای اولیه در نهایت جبران می گردد ،اما در مورد اینکه فردی بگوید من اصلا میل نداشتم خلق شوم تا در این دنیا در معرض آزمایش قرار گیرم و احتمالا جهنمی گردم و خلق نشدنم بهتر از جهنمی شدن است ، لازم به ذکر است که برخلاف تصور عموم مردم که با توجه به عملکرد نامناسب خود تصور می کنند جایگاه ابدی آنها جهنم خواهد بود ، در بسیاری از موارد بر اساس عدالت الهی و در نهایت غلبه رحمت و مغفرت خداوند در سرنوشت انسان حقیقتا اگر کسی خود از روی اختیار طالب رفتن به جهنم نباشد جهنمی نمیشود ،مگر عمدا و با کشف مسیر صحیح و درست باز هم راه هدایت را رها کند و از روی اختیار بخواهد جهنمی شود ،لذا این احتمال عملا وجود ندارد که فردی با معرفت به جایگاه خود در نظام خلقت و شناخت بهشت و جهنم باز هم مسیر هدایت الهی را رها نماید و طالب رفتن به جهنم باشد و عملا جهنمی شود ،اما بر فرض هم که از روی غفلت و کوتاهی در طول زندگی برخی از خطاها را انجام داده باشد راه جبران و عدم ابتلا به عذاب الهی با توبه همیشه برای او وجود دارد ،و حتی در صورت کوتاهی عمدی و عدم توبه از گناهان نیز متناسب با نوع گناهان نیز بسیار اندکند کسانی که در جهنم ماندنی و ابدی باشند و بالاخره پس از تطهیر از جهنم خارج گشته و وارد بهشت ابدی الهی می شوند(5) لذا دراین صورت نیز باز هم تحمل مدتی محدود از عذاب در مقابل آسایش و لذتی ابدی ارزش دارد ،اما به هر حال انسان در اصل خلقت اختیار ندارد و ناخواسته به دنیا می آید اما با توجه به اینکه اصل خلقت خود کمال محسوب می شود ،و اعطای کمال به دیگری ولو بدون اذن او قبیح نیست لذا خداوند همواره چنین عملی را انجام می دهد ،و اگر چه عقلا این امکان وجود داشت که خداوند ما را خلق نکند ولی با توجه به اینکه اصل خلقت برای هر موجود که امکان خلق شدن دارد فیض و رحمتی است از جانب خداوند و هیچ مانعی نیز قب از خلقت بر سر راه وجود ندارد لذا به صورت طبیعی گفته می شود که خلق کردن اقتضاء ذات خداوند است و اتفاقا اگر خداوند خلق نمی کرد جای سؤال داشت چرا موجودی که می توانست از خداوند کسب فیض نماید و به کمال برسد خلق نکرد؟
جهت مطالعه بیشتر می توانید به منابع زیر مراجعه فرمائید:

کتاب «انسان و سرنوشت» -استاد مطهری،
کتاب « جبر و اختیار»-استاد جعفر سبحانی،
کتاب «علم پیشین الهی و اختیار انسان» سعیدی مهر

پى نوشت‏ها:
1. ص (38) آیه 27.
2. الملک (67) آیه 2.
3. الذاریات (51) آیه 56.
4.نجم (53) آیه 39
5.علامه طباطبائی،تفسیر المیزان، ج 11، ص 39 انتشارات اسلامی ،1417ق