آیا ارواح و فرشتگان هم بعد از صور اسرافیل اول میمیرند؟ چگونه؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قرآن کریم دربارة پیامد نفخ صور فرمود:
«و نُفخ فی الصور فصعق من فی السموات و الأرض إلاّ من شاء الله ثمّ نفخ فیه أُخرى فإذا هم قیامٌ ینظرون؛(1)
در صور دمیده می‌شود . تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند ،مگر کسانی که خدا بخواهد، پس بار دیگر در صور دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار حساب و جزا هستند».
در این آیه به چند نکته اشاره شده، از جمله دو نکتة آن مربوط به پرسش و پاسخ مورد بحث ماست.
نکته اول: طبق این آیه همه موجودات زنده در پی صور اسرافیل به کام مرگ فرو می‌روند . در این جا تردیدی نیست.
نکته دوم: عده‌ای از موجودات از این رخداد جان سالم به در می‌برند و گرفتار مرگ نمی‌شوند، حال باید دید که آن ها کدام موجودات‌اند؟
مفسر حکیم علامه طباطبایی در این باره گفته است:
جمله «إلاّ ما شاء الله» استثنایی است از اهل آسمان‌ها و زمین اما این که استثنا شدگان چه کسانی هستند؟ بعضی گفته‌اند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل که پیشوایان فرشتگانند. چون این فرشته‌های بزرگ در نفخ صور نمی‌میرند.
بعضی گفته‌اند: آن چهار نفر با حاملان عرش‌اند.(2)
در این باره که ممکن است مراد استثنا شدگان آن چهار فرشته بزرگ و یا حاملان عرش باشند ،در روایات نیز نکته‌هایی آمده است.(3)
چنان که در کلام علامه طباطبایی اشاره شده و دیگران نیز گفته‌اند ،گرچه ممکن است آن چهار فرشته بزرگ با صور اسرافیل به کام مرگ فرو نروند ،ولی بالاخره آن ها نیز می‌میرند. شرایط طوری می‌شود که در سراسر عالم هستی موجودی زنده غیر از خداوند متعال نخواهد بود. سایر موجودات همه می‌میرند حتى فرشتگان.(4)
اما این فرشتگان از جمله چهار فرشته بزرگ سرانجام چگونه می‌میرند، باید گفت:
گرچه حسب ظاهر آنچه از مرگ فهمیده می‌شود، جدایی روح از جسد است(5) ولی به نظر می‌رسد مرگ هر چیز به حسب خودش و متناسب ساختار وجودی اوست ،مثلاً مرگ آدمیان از طریق فاصله گرفتن روح از بدن حاصل می‌شود، هم چنین سایر جانداران، ولی مرگ فرشتگان چنین نیست ،چون منزّه از بدن‌اند و موجودات مجرد هستند.
از این رو مرگ آنان یقیناً از مرگ جانداران مثل انسان و حیوانات متفاوت است.
قرآن فرمود:
«کل شیء هالک إلا وجهه و له الحکم و إلیه ترجعون؛(6) جز ذات او همه چیز نابود شونده است، فرمان از آن اوست و به سوی او بازگردانیده می‌شوید».
از این اصل کلی مرگ همگان حتى فرشتگان مقرب به خوبی معلوم می‌شود. اما نحوة مرگ آنان برای کسی معلوم نیست، چون در آموزه‌های وحیانی در این باره چیزی بیان نشده است.
اما بر اساس این قاعده که مرگ هر موجودی متناسب با ساختار وجود خود اوست، شاید مرگ فرشتگان به مفهوم محو و فنای هستی آنان در نور عظمت و جلال و شوکت هستی بی‌کران حق تعالى باشد. آنان در قیامت با دمیده شدن صور مانند قطرات در دریای بی‌کران نامتناهی حق فانی خواهند شد. به گفتة سعدی:
چو سلطان عزت عَلَم بر کشد جهان سر به جیب عدم در کشد(7)
بنابراین نحوة مرگ فرشتگان جز این که بگوییم فنای هستی آنان در هستی بی‌کران حق و محو قطرات وجود آن ها در دریای بی‌کران هستی خداوند است، چیزی دیگری را به آسانی نمی‌توان گفت. چه این که مرگ ارواح نیز نظیر مرگ فرشتگان درکش آسان نخواهد بود،ولی اصل فنای آنان در پیشگاه هستی بی کران حق مطرح است، گرچه نحوه آن فنا برای ما قابل درک نیست.
پی‌نوشت‌ها:
1. زمر (39) آیه 68.
2. تفسیر المیزان، با ترجمه موسوی همدانی، نشر دفتر انتشارات اسلامی 1367ش. ج 17، ص 444.
3. تفسیر نمونه،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1379ش. ج 19، ص 540.
4. همان، ص 541.
5. المیزان، ج 17، ص 444.
6. قصص (28) آیه 88.
7. بوستان سعدی، نشر دوستان تهران 1370 ش، باب 3، ص 90.