همچنين در مورد سوال اول ميخواهم بدانم آيا امام هم معزه دارد؟

پرسش: يك تعريف جامع و مانع در مورد وحي و اينكه معجزه چيست و فرقش با كرامت چيست؟
شرح : همچنين در مورد سوال اول مي خواهم بدانم آيا امام هم معزه دارد؟
پاسخ:

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
وحی در لغت معنای اشاره تند و سریع است و به همین خاطر هركاری كه به سرعت انجام گیرد آن را وحی می‌گویند و این ممكن است در كلامی رمزی و كنایه‌ای باشد و یا آوازی باشد مجرد از الفاظ و كلمات و یا به صورت اشاره به بعضی از اعضاء و یا به نوشتن (1) و اما در اصطلاح علم كلام اين واژه بر يك معناي خاصي اطلاق شده كه عبارت است از ارتباط تشريعي خداوند با پيامبران و رسولان برگزيده‌اش. البته در اين‌جا هم معناي لغوي كه همان "آگاهي بخشي سريع و نهاني" باشد، محفوظ است و وجه نام گذاري اين ارتباط ويژه به وحي؛ همان دقت، سرعت و خفاي آن از غير پيامبر است.
بنابراين وحي در اصطلاح علم كلام وحي عبارت است از رابطه‌اي اختصاصي كه بين خداوند و انسان‌هاي برگزيده‌اش (پيامبران) كه مأمور هدايت مردم هستند، برقرار مي‌شود، براي دريافت پيام‌ها و دستورات الهي، كه آن ادراك و تفهيم از راه غير عادي (يعني نه از راه‌هاي عمومي و طبيعي شناخت از قبيل: حس و عقل و...) باشد تا آن‌كه آن انسان بعد از يادگيري و دريافت، آن مطالب را به مردم ابلاغ و اعلام نمايد. (2)
معجزه در لغت از ريشه عجز به معناي ضعف و ناتواني (3) و در اصطلاح عبارتست از امر خارق العاده‌اى كه با اراده خداى متعال از شخص مدّعى نبوت يا امامت ظاهر شود (4) و نشانه صدق ادّعاى وى باشد لذا چنانكه ملاحظه مى‌شود اين تعريف، مشتمل بر سه مطلب است:
الف- پديده هاى خارق العاده‌اى وجود دارد كه از راه اسباب و علل عادى و متعارف، پديد نمى‌آيد.
ب- برخى از اين امور خارق العاده، با اراده الهى و با اذن خاص خداى متعال، از پيامبر و يا امام ظهور مى‌كند.
ج- چنين امر خارق العاده‌اى مى‌تواند نشانه صدق ادّعاى پيامبر و يا امام باشد و در اين صورت، اصطلاحاً «معجزه» ناميده مى‌شود. چنان که قرآن از دو معجزه بزرگ موسي (ع) در برابر فرعونيان يعني معجزه عصا و يد بيضاء، تعبير به برهان کرده و مي‏فرمايد: "ِ ...فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّك ..." (5) اين دو (عصا و يد بيضاء) دو برهان از طرف پروردگارت مي‏باشند.»یا درباره ناقه صالح معجزه حضرت صالح پيامبر، مي‏فرمايد"هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَة " (6) اين شتر الهي براي شما معجزه‏اي است"
و اما کرامت در لغت به معناي شرافت، حرمت داشتن و بزرگوار شدن است آنچنانکه قرآن می فرماید"وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ ... وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً" (7) ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم ... و بر بسيارى از مخلوقات خويش برتريشان نهاديم و اما در اصطلاح کرامت از حیث ماهیت همان معجزه اما بدون ادعای نبوت و يا امامت است. (8)‏
حال با این تعریف روشن می شود که ائمه نيز مانند پيغمبران داراى معجزاتى بوده و قادر بودند عنداللزوم امور خارق‏العاده‏اى را انجام دهند بر این اساس در مجموع براي فرق معجزه و كرامت می توان گفت كه کرامت خواسته مومن است که از جانب خدا مستجاب مي‌شود. امّا معجزه گاهي خواسته و دعاي شخص معصوم است و گاهي صرفاً دستور خدا است. يعني ممکن است معصوم آن را از خدا نخواسته باشد. لذا محدود به شرائط خاصی است. اما کرامت ‏يک امر خارق العاده است که صرفا اثر قوت روحي و قداست نفساني يک انسان کامل يا نيمه کامل است و براي اثبات منظور الهي خاصي نيست. اين چنين امري فراوان رخ مي‏دهد و حتي مي‏توان گفت‏ يک امر عادي است و مشروط به شرطي نيست.
معجزه زبان خداست که شخصي را تاييد مي‏کند، ولي کرامت چنين زباني نيست (9) لذا کرامت هم از معصوم (امام یا نبی) صادر مي‌شود، هم از مومن غیر معصوم بر خلاف معجزه که فقط از نبی و يا امام صادر می شود.
پی نوشت ها:
1. راغب اصفهانی، المفردات في غريب القرآن، چ دارالعلم، بیروت،1412ق. ص 858.
2. مصباح، محمد تقي، راهنما شناسي، چ مركز مديريت حوزه علميه قم، 1367، ص 21.
3. ابوالحسين احمد بن فارس بن زكريا، معجم مقاييس اللغه، مكتب الاعلام الاسلامي، 1404 هـ ق، ج 4، ص 232.
4. ر. ك.طيب‏، سيد عبد الحسين،كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام‏،چ كتابخانه اسلام‏، 1362 ه ش، ص 358.
5. قصص (28) آیه 32.
6. هود (11) آیه 64.
7. اسراء(17) آیه 70.
8. ر.ک پژوهشكده تحقيقات اسلامى، فرهنگ شيعه‏، چ زمزم هدايت‏، بی تا، ص 417.
9- مطهري، مرتضي، مجموعه آثار ،چ صدرا،1370ش،ج 2، ص 206 .

پرسش: منظور از كثرت گرايي-حصرگرايي و شمول گرايي چيست و اسلام كدام يك را قبول دارد/
پاسخ:

در برخورد با اديان مختلف و حقانيت آنها و رستگاري بخشي آنها ، نظرات گوناگون و مختلفي از طرف فيلسوفان دين و متكلمين و علماي اديان مختلف ارائه شده است كه برخي از اين ديدگاه ها و نظريات عبارتند از:
(Exclusivism)انحصار گرایی
انحصار گرایی که دیدگاه غالب در بین اندیشمندان و دین داران می باشد، نجات و رستگاری را منحصر در یک دین می داند و بقیه ادیان را منسوخ می داند؛ «انحصارگرایان معتقدند رستگاری، رهایی، کمال یا هر چیز دیگر که هدف نهایی دین تلقی می شود، منحصرا در یک دین خاص وجود دارد یا از طریق یک دین خاص به دست می آید.» ادیان دیگر نیز حاصل حقایقی هستند، امّا منحصرا یک دین حق وجود دارد؛ دینی که راه رستگاری و رهایی را پیش روی ما می نهد. به این ترتیب، پیروان سایر ادیان، حتی اگر دین دارانی اصیل و به لحاظ اخلاقی درستکار باشند، نمی توانند از طریق دین خود رستگار شوند. برای نجات دادن این افراد باید یگانه راه رستگاری را به ایشان نشان داد. و «دین داران به دلیل داشتن چنین اعتقادات انحصارگرایانه ای است که با غیرت و اشتیاق دین خود را تبلیغ می کنند». (1)
(Inclusivism)شمول گرایی
رویکرد دیگر، یعنی شمول گرایی با نقد فرض پیشین (انحصارگرایی) آغاز می شود، که بیشتر با نام کارل رانر (زحذخچزدزچد) متاله کاتولیک ، گره خورده است . در این نظریه اعتقاد بر این است که سایر ادیان نیز عناصری از حقیقت را در بر دارند ; عناصری که به طور مطلق و کامل تر در سنت خودی وجود دارد . مسیحیت مدعی است که جامع حقیقتی است که در سایر ادیان یا به صورت سر بسته و ضمنی وجود دارد یا به طور ناقص فهمیده شده است.
به تعبير ديگر : شمول گرایی اعتقاد به این ایده است که در همه ادیان، خدای واحدی پرستش می شود، ولی کامل ترین شناخت از او را باید در سنت مسیحی سراغ گرفت . مسیحیت حسرتها و آرزوهای مبهمی را که در سایر ادیان ابراز شده اند، ارضا می کند.
شمول گرایی دیدگاهی است که در آن من ایمان های دیگر را بعنوان گونه های پنهان ایمان خویش تفسیر می کنم . من ایمان شما را با تفسیر آن به نحوی که آنرا گونه ای از ایمان خود بدانم، در ایمان خود مندرج می کنم . بنابراین شمولگرایی مسیحی می تواند بگوید مسلمانان بدون آنکه بدانند مسیحی اند، آنها «مسیحیان بی نام » اند . در ایمان خود مندرج می کنم . بنابراین شمولگرایی مسیحی می تواند بگوید مسلمانان بدون آنکه مسیحی اند، آنها «مسیحیان بی نام » اند . این نوع امپریالیسم دینی است که نسبت به هویت مستقل سایر سنت های دینی رویکرد عادلانه ندارد. (2)
Religious pluralism پلورالیسم دینی
«پلورالیسم دینی» در باب تکثر ادیان، یکی دیگر از رویکردها می باشد که امروزه بر سر زبانها جاری است و واکنشهای مختلفی را برانگیخته است. کثرت گرایی دینی نظریه ای است در باب حق بودن ادیان و محق بودن دین داران و بر آن است که کثرتی که در عالم دین ورزی پدید آمده است، حادثه ای است طبیعی که از حق بودن ادیان و محق بودن دین داران پرده برمی دارد. کثرت گرایان معتقدند ادیان مختلف، می تواند پاسخها و واکنشهای گوناگونی نسبت به واقعیت غایی، در راه رستگاری انسان باشند. (3)
و «علی رغم این واقعیت که ادیان، دعاوی متناقضی نسبت به حق، نجات، درست و نادرست و یا باید و نبایدها، تاریخ و بشر دارند، کثرت گرایان دینی مدعی هستند که همه این اقوال می توانند نسبت به جهان بینیهایی که خاستگاه آن اقوال هستند، صحیح باشند». (4)
به طور خلاصه، پلورالیست ها مدعی اند که تمامی ادیان، مذاهب و مکاتبی که در جهان وجود دارند، می توانند انسان را به نجات و حقیقت برسانند و موجب سعادت و رستگاری او بشوند؛ هر چند که این ادیان، ادعاهای متفاوت و متعارضی نسبت به یک حقیقت دارند؛ مانند اینکه: مسیحیت به «تثلیث» (پدر، پسر، روح القدوس) و اسلام به «توحید، و...» قائل است. بنابراین، به نظر اینان، اختلافات ادیان، هیچ اشکالی ندارد و همه آنها از یک حقیقت سخن می گویند و در نهایت، انسان را به نجات و رستگاری می رسانند.
هر كدام از تئوري هاي حصر گرائي و شمول گرائي و كثرت گرائي ديني ،‌داراي دو وجه و رويكرد مي باشد:
1- رويكرد حقيقت شناختي.
2- رويكرد نجات بخشي.
رويكرد حقيقت شناختي به اين معناي است كه آيا كدام يك از دينهاي حاضر از حقيقت برخوردار است : آيا يكي از حقيقت برخوردار است و بقيه باطل مي باشند ( حصرگرائي ) يا همه اديان از حقيقت يكسان برخوردارند ؟ (كثرت گرائي ) يا يك دين از حقيقت اصيل برخوردار است و بقيه اديان نيز جلوه هائي از آن حقيقت مي باشند ( شمول گرائي )
رويكرد نجات بخشي به اين معنا است كه فارغ از اين كه كدام دين حق است يا باطل ،‌آيا يك دين فقط نجات بخش انسان خواهد بود و بقيه اديان هيچ بهره اي از نجات بخشي ندارند ؟ ( حصرگرائي ) يا همه اديان به يك اندازه نجات بخش انسان خواهند بود ؟‌( كثرت گرائي ) يا يك دين نجات بخش اصلي است ولي بقيه اديان نيز به اندازه مطابقتشان با دين اصلي نجات بخش مي باشند ( شمول گرائي )
از ديدگاه اسلام و قرآن در رويكرد صدق و حقيقت شناختي ،‌درستي از آن حصر گرائي است. يعني در هر زمان فقط و فقط يك دين حق مي باشد و بقيه اديان باطل هستند.
شهيد مطهري رحمه الله در اين مورد مي فرمايد :
دین حق در هر زمانی یکی بیش نیست و بر همه کس لازم است از آن پیروی کنند . این اندیشه که میان برخی از مدعیان روشنفکری اخیرا رایج شده است که می گویند همه ادیان آسمانی از لحاظ اعتبار در همه وقت یکسانند، اندیشه نادرستی است . البته صحیح است که میان پیامبران خدا اختلاف و نزاعی وجود ندارد . پیامبران خدا همگی به سوی یک هدف و یک خدا دعوت می کنند، آنان نیامده اند که در میان بشر فرقه ها و گروه های متناقض به وجود آورند، ولی این سخن به این معنا نیست که در هر زمانی چندین دین حق وجود دارد . (5)
یکی از ادله بطلان کثرت گرایی دینی و اثبات حقانیت دین اسلام، «خاتمیت » دین اسلام و جاودانگی آن می باشد . اسلام ضمن اعلام ختم نبوت، جاویدان ماندن خویش را اعلام کرد.
«حلال محمد (ص) حلال ابدا الی یوم القیامة و حرامه حرام ابدا الی یوم القیامة... .» " حلال محمد صل الله عليه و آله و سلم حلال است تا روز قيامت و حرام او حرام است تا روز قيامت. (6)
بنابراین در عصر حاضر انسانها مامور به متابعت از یک دین، یعنی دینی که به آخرین فرستاده خدا (حضرت محمد (ص)) وحی شد.
اما مسئله نجات بخشي اديان مختلف :
سوال اين است كه آيا بنابراین که فقط دین اسلام، دین حق است، آیا نجات نیز به مسلمانان اختصاص دارد یا پیروان سایر ادیان نیز اهل نجاتند؟
به عبارت دیگر، چه کسانی اهل بهشت و چه کسانی اهل جهنم و عذاب الهی هستند . این بحثی است که با مسئله «عدل الهی » مرتبط است و استاد مطهری در بخش آخر کتاب عدل الهی به تفصیل از آن بحث کرده است .
از دیدگاه استاد مطهری به این پرسش ممکن است به دو صورت پاسخ داده شود: (7)
1 . مقتضای عدالت الهی این است که هیچ فرقی میان مسلمانان و غیر آنها وجود ندارد و لذا همه انسانها اهل نجاتند .
2 . فقط عده خاصی اهل نجاتند ; یعنی تنها کسانی که به یک دین یا یک مذهب خاص (مثلا شیعیان) ایمان آورده، منجی اند . بنابراین، اهل نجات در میان انسان ها بسیار اندک است .
استاد مطهری پس از نقد و بررسی دو دیدگاه فوق، دیدگاه سومی را پیش می کشد که دیدگاه قرآن کریم است . ایشان ، مباحث کلیدی و جالبی را در این بخش مورد بحث و بررسی قرار می دهند که به منظور جلوگيري از اطاله پاسخ از ذكر آن موارد خودداري مي كنيم و براي اطلاع از آن ها شما را به مطالعه كتاب عدل الهي ، توصيه مي كنيم. (8)
براي مطالعه بيشتر در باره تئوري هاي مختلف در باب حقانيت و نجات بخشي اديان ر.ك :
1- درآمدي بر كلام جديد ‌، هادي صادقي.
2- عقل و اعتقاد ديني ، مايكل پترسون و ديگران.
3- عدل الهي ، مرتضي مطهري.

پي نوشت :
1. عقل و اعتقاد دینی، مایکل پترسون و دیگران، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی (طرح نو)، ص402.
2. ر.ک: مقاله «تعدد ادیان» جان هیک، در: دین پژوهی، ویراسته میرچا الیاده، ص341.
3. ر.ک: پلورالیسم: دین، حقیقت، کثرت، هادی صادقی، (مؤسسه طه)، ص55.
4. اسلام و کثرت گرایی دینی، محمد لگنهاوزن، ترجمه نرجس جواندل (موسسه طه)، ص36.
5. مرتضي مطهري ،‌مجموعه آثار ،‌ قم ،‌صدرا ،‌ بيتا‌، ج 1 ،‌ص 275.
6. محمد بن يعقوب كليني ، الكافي ، دارالكتب الاسلاميه ،‌ تهران ، 1365 هـ.ش ، ج 1، ص 58.
7. مرتضي مطهري ، پيشين ، صص 278-279.
8. ر.ك : همان ، بخش ( عمل خير از غير مسلمانان).