با سلام واحترام ، ...و ميدانيم ظاهر و باطن از هم تأثير پذير هستند بعنوان مثال اگر بدن درد بكشد روح هم در سختي به سر ميبرد....و ميدانيم خدا روح خود را در بدن من انسان به وديعه گذاشته است . پس اينجا جهنم چگونه معنا پيدا ميكند؟
يعني اگر بدن من در آتش بسوزد نعوذبالله روح خدا در سختي به سر ميبرد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
از آنجا كه ماهيت اين پرسش به آيه 29 سوره حجر ( و نفخت فيه من روحي ) بر مي گردد ، ابتدا باید معنای روح خدا در اين آيه چيست تا پاسخ سوال داده شود.
بديهي است كه خدا نه جسم دارد و نه روح . بر اين اساس پس نسبت دادن روح به خدا (روحی) به چه معناست، در ادبيات عرب اضافه يك چيز به چيز ديگر به چند صورت است، گاهي اضافه عادي است كه در تعابير فارسي هم زياد به كار مي رود مانند دست من ، خانه ما ، كلاس شما و...؛ اما گاهي اين اضافه به اصطلاح "اضافه تشریفی" است، یعنی پسوند و مضاف اليه خاصي ذكر مي شود تا شرافت و مقام مضاف را افزايش دهد.
در اين مورد خاص هم همين گونه است و ذكر حدا در ادامه روح دلیل بر این است که روحی بسیار پرعظمت در کالبد انسان دمیده شده ،همان گونه که کعبه را به خاطر عظمتش "بیت الله" می خوانند. ماه مبارک رمضان را به خاطر برکتش "شهر الله" (ماه خدا) می نامند، زیرا می دانیم همه ماه ها و همه مکان ها از آن خدا است. لیکن وقتی گفته می شود خانه خدا، یعنی خانه ای که از نظر شرف و منزلت چنان با عظمت است که به خداوند نسبت داده شده است.
بر این اساس مفهوم آیه این می شود که در انسان، مخلوقی که روح نام دارد و از نظر شرافت، اهمیت و توانمندی به خداوند منسوب است دمیدم؛ پس معنای آیه این نیست که از وجود خود بخشی را جدا ساخته و در قالب آدمی جا سازی نموده است و در آینده اگر این روح را عذاب کند، گویا بخشی از حقیقت وجودی خود را عذاب نموده است ؛ بلکه خداوند نه جسم دارد و نه روح. اصولا خداوند حقیقتی است که از هر جزء و محدودیت مبراست. جدا شدن بخشی از خدا عین محدودیت و ترکیب خداوند است که محال است.