با سلام بين اراده انسان و فكر كردن كدام معلول و كدام علت است؟
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز.
گرچه اراده عمومیت دارد و در غیر انسان نیز مطرح است، ولی فکر و اندیشه از خصایص آدمی است . برای روشن شدن رابطه یاد شده در پرسش بین فکر و اراده با دو رویکرد و نگاه باید بحث نمود قبل از همه در ابتدا باید تفکر و اندیشه بازشناسی شود : تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یکدیگر برای به دست آوردن معلوم جدید . تبدیل کردن یک مجهول به معلوم. در حقیقت تفکر عبارت است از سیر و حرکت ذهنی از یک مطلوب مجهول به سوی مقدمات معلوم، سپس حرکت از مقدمات معلوم به سوی مطلوب برای تبدیل به معلوم. از این رو در علم منطق ( که علم میزان و سنجش درست بودن اندیشه است) تصریح گردیده که تفکر عبارت است از ترتیب امور معلوم برای به دست آوردن امر مجهول.
ذهن آن گاه که فکر میکند و میخواهد از ترکیب کردن معلومات خویش ،مجهول را تبدیل به معلوم کند، باید به معلومات شکل و نظم و صورت خاص بدهد، یعنی معلومات قبلی ذهن تنها در صورتی مولد و منتج میشوند که شکل و صورت خاصی به آن ها داده شود. منطق، قواعد و قوانین این نظم و شکل را بیان میکند، یعنی منطق به ما توضیح میدهد که معلومات ذهنی قبلی تنها در صورتی زاینده خواهند بود که بر اساس مقررات منطقی شکل و صورت گرفته باشد.
عمل فکر کردن، چیزی جز نظم دادن به معلومات و پایه قرار دادن آن ها برای کشف یک امر جدید نیست، پس وقتی که میگوییم: منطق قانون صحیح فکر کردن است، از طرف دیگر میگوییم: فکر عبارت است از حرکت و سیر ذهن از مقدمات به نتایج ،معنایش این میشود که: منطق کارش این است که قوانین درست حرکت کردن ذهن را نشان میدهد، درست کردن ذهن چیزی جز درست ترتیب دادن و درست شکل و صورت دادن به معلومات نیست. (1) با توجه به معنای فکر باید گفت : در انسان گاهی تفکر مولود اراده است و گاهی برعکس اراده زایده تفکر اوست ، زیرا انسان از یک سوی در هر کاری که می خواهد انجام دهد، اول در باره آن می اندیشد و فکر می کند .بعد اراده می نماید آن کار را انجام دهد .انجام عمل پدیده ای است که بعد از تفکر در باره آثار و فواید آن کار در انسان به وجود می آید در این رویکرد اراده مولود فکر است . در نگاه دیگر چون فکر خود یک نوع کار ذهنی و فکری است، نیاز به اراده دارد . این جاست که برای فکر نمودن اول باید اراده کند که تفکر نماید . در باره فلان کار تصمیم بگیرد . برای چنین تفکری باید قبل از تفکر اراده آن را داشته باشد. در این رویکرد فکر زایده اراده است . پس موارد متفاوت است. گاهی اراده زایده فکر و گاهی برعکس است .
پینوشت:
1 . شهید مطهری، کلیات علوم اسلامی (منطق) نشر صدرا، 1387 ش.ص 22 ،






