سلام.
باتوجه به این که ایمان و اعتقاد دینی، زمانی ارزشمند تر است که به بوته ی
آزمايش گذاشته شود و فرد مومن در معرض انجام گناه قرار بگیرد اما آن را انجام
ندهد، چرا گاهی توصیه می شود که برای جلو گیری از بروز گناه، از زمينه ي آن دوری
کنیم؟
حتی شنیده ام که قرار دادن خود در زمینه ی گناه نیز خود گناه است!
متشکرم.
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
گناه در لغت فارسی به معنای بزه، جرم، نافرمانی و امثال این الفاظ آمده است و در لغت عرب از آن به ذنب و اثم و معصیت تعبیر شده است. معنائی که در هر دوی آنها صادق و بلکه جامع همه معانی است، همان نافرمانی و انجام عملی بر خلاف قانون و یا سرپیچی از قانون است. (1)
خداوند در قران بعد از اینکه یک سلسه از احکام الهی را ذکر میکند می فرماید: «تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ؛ (2) اينها مرزهاى الهى است و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، (و قوانين او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغهايى از بهشت وارد مىكند كه همواره، آب از زير درختانش جارى است جاودانه در آن مىمانند و اين، پيروزى بزرگى است! و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مىكند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركنندهاى است».
بنا بر این گناه یعنی سرپیچی از قانون و حد و مرزی که خداوند آن را مشخص کرده است. یعنی این حد و مرزها را باید رعایت کرد و نباید از این حد و مرزها تخطی نمود. به نظر می رسد که یرسشگر به یک نکته اساسی توجه نداشته اند و همین باعث شده تا اشتباه و خلطی صورت بگیرد. در اسلام به این نکته تأکید شده که نه تنها انسان باید خود را در معرض گناه قرار ندهد؛ بلکه زمینه گناه را نیز برای خود فراهم نکند.
ما روایات فراوانی داریم که انسان را از گناه باز داشته اند بلکه بالاتر، او را از فکر گناه نیز، که زمینه ساز انجام گناه است، باز داشته اند. حضرت علی(ع) در این باره می فرمایند: «من کثر فکره فی المعاصی دعته الیها؛ (3) كسى كه زياد درباره گناهان بينديشد، گناهان او را به به طرف خود بكشانند.
بنا بر این در روایات تأکید شده که انسان زمینه گناه را برای خود فراهم نکند. چرا که وقتی بستر یک چیزی فراهم شد، و وقتی بستر رشد بذر گناه به وجود آمد، آن گناه سبز خواهد شود و آن بذر گناه وقتی ریشه دوانید و تبدیل به درخت تنومندی شد، مقابله با آن و قطع ریشه آن کار دشواری خواهد بود، به خاطر همین است که اسلام از اول با به وجود آمدن زمینه و بستر گناه مقابله کرده است. بله نکته ای که به درستی شما به آن اشاره کرده اید این است که ایمانی ارزشمند است که هنگامی که در معرض گناه قرار گرفت و زمینه گناه به وجود آمد، انسان را از آن گناه باز دارد شاعر چه خوب سروده است:
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان * تا سيهروى شود هر كه در او غش باش
ولی این هرگز به این معنی نیست که انسان خود را در معرض گناه قرار دهد. زمینه گناه را برای خود فراهم کردن یک چیز است و سنجش و محک ایمان فرد چیز دیگری است که مورد توجه قرار نگرفته است.
اینکه در روایات تأکید شده انسان فکر گناه را به ذهن خود راه ندهد به خاطر این است که فکر گناه زمینه ساز انجام گناه خواهد بود و سرانجام انسان را به انجام گناه مبتلا می کند. بله اینکه انسان در معرض گناه قرار بگیرد و آن گناه را انجام ندهد خیلی ارزشمند است ولی این هرگز به این معنی نیست که انسان خود ، زمینه گناه را به وجود بیاورد چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که انسان آن گناه را انجام ندهد. افراد زیادی در تاریخ سراغ داریم که با وجود سوابق بسیار خوبی که در گذشته داشته اند در این میدان لغزیده اند چرا که وقتی زمینه گناه فراهم شد. شیطان تمام توان خود را به کار می گیرد تا انسان آن گناه را انجام دهد. به این مثال دقت کنید انسان شجاع هر چه قدر هم شجاع باشد زمینه خطر را برای خود فراهم نمی کند ولی اگر در معرض خطر قرار گرفت شجاعت خویش را نشان می دهد و با تمام شجاعت به مقابله با آن خطر می پردازد بنا بر این هیچ انسان عاقلی در جایی که خطر جانی وجود دارد زمینه خطر را برای خود فراهم نمی کند.
نکته ای که در پایان لازم است به آن اشاره کنیم این است که فکر گناه و یا در زمینه گناه واقع شدن تا زمانی که منجر به انجام آن گناه نشود ، گناه نیست. ولی خالی از تأثیر نیست و روایات بسیار زیادی در این زمینه وارد شده که انسان را از فکر گناه نیز باز داشته اند.
موفق باشید.
پی نوشت:
1. رسولی محلاتی ، سید هاشم ، کیفر گناه ، انتشارات کتابخانه صدر ، چاپ دهم ، 1368هش، ص 2 و 4 از بخش اول.
2. نساء (4) آیات 13و 14.
3. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم ، دار الحدیث، ج9، حدیث 16394.






