سلام.
فلسفه ی محرم بودن محارم و نامحرم بودن مردان نامحرم به یک زن چیست؟
اگر صرفا یک تعریف انتزاعی است، فبها.
اما اگر دلیل آن مربوط به آن است که به عنوان مثال، دیده شدن زینت زن توسط
پسر خاله ی او، موجب تحريک پسر خاله ی او می شود، و ممکن است او به گناه بیفتد،
چه تضمینی وجود دارد که عموی آن زن از ديدن او تحريک نشود؟
حالتی را در نظر بگيرید که زن و عموی او سالها، حتی از زمان تولد زن تا 30 سالگی
او یکدیگر را ندیده اند و هیچ انس و الفت و شناختی ندارند. درست مثل دو غریبه!
اما آن زن و پسر خاله ی او مانند دو خواهر و برادر با هم بزرگ شده اند...
متشکرم.
با سلام و سپاس از ارتباط شما پرسشگر گرامی با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
به چند نکته توجه فرمائید:
1. در منظر دینی تمام احکام الهی و شرعى تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است، یعنى هر حکم الهی و هر امر شرعی حاکی از وجود مصلحتی ضروری است. (1)
هر نهى الهی و شرعى ناشى از وجود مفسدهاى است که باید ترک شود. خدا براى این که بشر را به مصالح واقعى که سعادت او در آن است برساند، امورى را واجب یا مستحب کرده است . براى این که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پارهاى کارها منع نموده است.
اگر مصالح و مفاسد نبود، نه حلالی مطرح بود و نه حرامی و نه امرى بود و نه نهیى. این مصالح و مفاسد و به تعبیر دیگر حکمتها به گونهاى است که اگر عقل انسان به آنها آگاه گردد، عقل نیز همان حکم را مىکند که شرع بیان کرده است. (2)
لکن محدودیت شناخت عقل نسبت به درک همه مصالح و مفاسد مانع می شود که تمام حکمت احکام الهی برای عقل روشن گردد هر چند بسیاری از همین حکمتها توسط آيات قرآن و يا اهل بیت عصمت و طهارت (ع) که وصل به علم الهی هستند نظير فلسفه وجوب روزه (3) و يا علت حرمت شراب (4) و ... بیان شده است و البته بسیاری از اين حکمت ها نیز بواسطه عقل درک می شوند.
2. با توجه به نكته گذشته روشن است كه محرم و نامحرم بودن افراد نسبت به يك زن صرفا اعتباري نمي باشد و قطعا مصالحي اقتضا مي نمايد كه چنين محدوديتي در روابط زن با ساير مردان نامحرم باشد، اگر چه يكي از فلسفه هاي حجاب و پوشاندن زينت ها در مقابل نامحرم جلوگيري از تحريك شهواني افراد مي باشد. ولي نمي توان تحريك شدن و يا نشدن فرد مقابل را تنها دليل نامحرم شدن فردي بيان كرد زيرا وجوب پوشاندن بدن خود و زينت هاي خود مخصوص نامحرم نيست و حتي اگر زني احساس كند كه عموي او و يا حتي فرزند خودش به خاطر ديدن زينتهاي خاص او شهوتش تحريك مي شود و امكان افتادن او به گناه وجود دارد لازم است از چنين محارمي نيز زينت هاي خود را بپوشاند (5) و از آن طرف حتي اگر فردي نظير پسر عمو و يا پسر خاله كه دختر از كودكي با او بزرگ شده است و كاملا براي او مثل برادرش مي ماند هنگام رسيدن به سن تكليف حفظ حجاب را در مقابل او لازم مي داند لذا ملاك نا محرم شدن فرا تر از تحريك شدن مي باشد.
3. به صورت كلي تحريك شدن و يا نشدن يك مرد با ديدن زينت هاي خاص يك زن ربطي به آشنا بودن و يا غريبه بودن با آن زن ندارد زيرا تحريك پذيري جنسي مردان فرايندي پيچيده اي مي باشد است كه نقش مؤلفه هاي شخصيتي و تربيتي و فيزيكي و ژنتيكي خود مرد در آن بيشترين نقش را ايفا مي كند ،ميزان ترشح هورمون هاي جنسي در فرد نيز يكي از عوامل تاثير گذار مي باشد كه در كنار ساير مؤلفه ها مجموعا سرد مزاجي و گرم مزاجي افراد و ميزان تحريك شهواني يك مرد را با ديدن يك فرد از جنس مخالف تعيين مي كند ،لذا نسبت به افراد مختلف متفاوت جلوه مي كند لذا ممكن است فردي غريبه و كاملا ناآشنا با يك زن ، كمترين تحريك را با ديدن او داشته باشد ولي فردي نزديك و كاملا مانوس با آن زن تحريك پذيري بيشتري داشته باشد، اگر چه انكار نمي كنيم كه در شرايط مساوي مانوس بودن با يك فرد از دوران كودكي و به چشم خواهر نگريستن به او از گذشته زمينه تحريك پذيري نسبت به او را كاهش مي دهد، اما هرگز از بين نمي برد؛ لذا اتفاقا بسياري از ازدواج هاي فاميلي از همين قبيل مي باشند و طرفين قبلا در عين صميميت نسبت به هم ظاهرا احساس جنسي نداشتند .به هر حال با توجه به اهميت موضوع و اختلاف افراد در اين باره اصلا نمي توان موضوع محرم و نا محرم بودن افراد را با غريبه بودن و آشنا بودن طرف مقابل خلط نمود.
4.بر خلاف معنائي كه در ذهن عموم مردم شكل گرفته ،همانطور كه از معناي لفظ محرم (حرام شده و يا كسي كه ازدواج با او حرام است) و نامحرم (حرام نشده و يا كسي كه ازدواج با او ذاتا حرام نيست) (6) مشخص مي گردد ،علت تقسيم بندي افراد به محارم و غير محارم اتفاقا محدوديتي است كه افراد محرم نسبت به فرد دارند و آن عدم امكان ازدواج با فرد محرم مي باشد ،و به دنبال آن بحث وجوب حجاب و پوشش در مقابل نا محرم مطرح مي گردد لذا در قوانين ديني كساني كه يك دختر مي تواند با آن ها ازدواج نمايد نا محرم تلقي مي شوند ولو اين كه آشنا باشند.
پی نوشت ها:
1. علامه مجلسی ، بحار الانوار ج4 ص 104،الوفاء بیروت ،1404ق.
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 20، ص 52. نشر صدرا، 1376ش.
3. بقره (2) آیه 183 .
4. مائده (5) آیه91.
5. استفتائات امام (ره)، ج3، ص262، س16.
6. ابن اثير، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ج،1 ص373،بي جا ،بي تا.






