با سلام واحترام
اهمیت و ضرورت رجوع به متخصص در هر رشته ای چیز غیر قابل انکار است بخصوص برا ی افراد که با تحصیل و تجربیات کسب کرده خود در رشته و زمینه ای خاص
متخصص به شمار می آیند.
به عنوان مثال وقتی افراد از ما به عنوان یک کارشناس فنی نظر میخواهند تا طبق آن عمل کند واضح است که عمل معقول و منطقی انجام داده اند و کسی نمی تواند بابت این کار آن ها رابه سخره بگیرد ّ لذا یقینا وقتی ما در مسائل دینی به یک متخصص مراجع می کنیم قطعا صحیح ترین کار را نجام داده ایم.
تااینجا را نوشتم که بداید در مورد ضروت و اهمیت تقلید از مجت جامع الشریط هیچ شک تردیدی ندارم ام آنچه که برایم جای سوال است این است که چطور شد و از کجا وچه زمانی ما بجایی رسدیم که ضروری شداز افراد خاصی به عنوان مجتهد جامع الشرایط تقلید کنیم آیا بعد از غیبت ولی عصر(عج) چنین شرایط بر جامعهاسلامی حاکم شد؟
---دوم اینکه یکی از شرایط مرجعیت عدالت میباشد اما بعضا اینطور دیده می شود که برخی مراجع مورد تایید جامعه مدرسین نیز به علت گرایش و یا وابستگی به یک شخص و یا ائتلاف سیاسی برخی رخدادها را بسیار بزرگ و مذموم جلوه می دهند و درمور برخی اهانت ها موضع سکوت را اختیار می کنند.
ذکر چند مثا نیزخالی از لطف نیست:
در 8سال دوران اصلاحات اشخاص سمت های کلیدی را بر عهده می گرفتند که حتی بسیاری از مسائل شرعی واخلاقی دین مبین اسلام را نه تنها اجرا نمی کرند بلکه چنی مسائلی را به سخره هم می گرفتند اگر بخواهم مثال بزنم مثلا چرا بخاطر نمی آوریم که در دوران اصلاحات دم به دم مرجع تقلدی با بیانیه های خوداشخاصی از جمله عطاء الله مهاجرانی یا تاج زاده و یا حتی شخص رئیس جمهور را که عمدا اسلام را ضایع میکردند زیر سوال ببرند و مردم را از تخلفات دینی چنین اشخاصی مطلع نمایند.
اما حالا شاید در ماه چندین بیانیه ازسوی مراجع صادر شود و عملکرد شخص رئیس جهور و افرادی همچون اسفندیار رحیم مشایی را زیر سواببرد بطوری که کار بجایی رسیده که دشمنان نظام درداخل و خارج کشور دولت نهم و دهم را- که درجموع با تلاش های مستمر خود نسبت به دوره های قبل خدمات بسیارارزنده و ماندگاری را ارائه نمودند-به دلتی دین گریز و اسلام ستیز معرفی میکنند
بله قبول دارم افرادی چون رحیم مشایی دائما مرتکب خطاهای عمدی یا سهوی میگردند اما ما دراین دولت یک یا چند نفر انگشت شمار امثال رحمیم مشایی را داریم .
این در حالی استکه شاید اگر بگوییم در دوران اصلاحات تقریبا همه اعضای هیئت دولت مثل رحیم مشای و حتی بدتر از وی بودند دغ نگفته ایم.
اما چرا ن موقع مرجع تقلیدی نبود ه این همه بیانیه صادر کند و دولت ر زیر سوال ببرد آیا این شرط عدالت مجتدی را که به عنوان مرجع تقلید مطرح شده زیر سوال نمی برد.
یا یک نمونه دیگر اینکه وقتی در سال آخر دولت هشتم ضمن حضور رئیس جمهور در یکی از دانشگاه های کشور با عدم استقبال دانشجویان و شعار هایی بر یه خود موجه شد یکی از مراجع ما با صدو بیانیه ای رئیس جمهور وقت را مظلوم خطاب کرد و دانشجیو یان آن دانشگاه راسرزنش نمود.(که ابته با یک جستجوی ساده در اینترنت می توانیم سخنان این مرجع تقلید را در این مورد بیابیم)
در مقابل وقتی با حضور ئیس جمهور دولت نهم در یکی یر از دانشگاههای کشور عده ای از داشجویان شدیدا رئیس جمهور مورد اهانت قرار داده و حتی عکس های ایشان را نیز در حضور وی به آتش کشیدند اما اینبار از سوی مرجع تقلیدی که از رئیس جمهور قبلی به عنوان نماینده مردم دفاع کرد سخنی به گوش مان نرسید چرا؟ مگر اینبار ریس جمور منتخب و ناینده مردم نبود؟
بههر حل برای همه ما پرواضح است که در دوره اصلاحات بیش از 100 نمونه دولتمرد بد تراز رحیم مشایی داشتیم اما ماجع اینقدرولت را به چال نمی کشیدند
یقینا این یک مصداق بارز بای بی عدالتی است؟
لطفا شما در این مورد نظر ارشمند خود را ارائه فرمائید
"با سپس فراوان از همهه عزیزان بزرگوار پایگاه اینترنتی پاسخگو"
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مراجع بيش تر از همه ما به وظايف خود آشنا هستند. آنان اگر تشخيص دهند که درباره فلان مسأله موضعگيري نمايند، طبعاً اين کار را انجام ميدهند. همین طور اگر درباره مسألهاي سکوت نموده اند، اين امر نيز مبتني بر مصلحت است. باید بر رسی نمود: چرا فلان مرجع در خصوص فلان مساله سکوت نموده است ؟ سکوت مرجع معنایش این نیست که وی در برابر سردرگمی مردم بی تفاوت می باشد و یا وظیفه خود را تشخیص نداده است ، بلکه سکوت وی مبتنی بر مسایلی می باشد که ما از آن آگاهی نداریم.
افزون بر آن مراجع هر کدام درباره برخی مطالبی ديدگاه هاي متفاوت دارند. اگر چه همگان بر اين مسئله اتفاق نظر داشتند که بايد نظام را حفظ نمائیم و از مسائلي که موجب تضعيف نظام و ولايت فقيه مي گردد، پرهيز نمائیم، زيرا حفظ نظام از اهم واجبات است.
در ضمن انتظار می رود همه ما نسبت به مراجع تقلید احترام داشته و از قضاوت های سطحی درباره آنان پر هیز نمائیم، زیرا آنان به مراتب - بیش تر- از ما به وظایف خود آشنا هستند. بین رهبری و مراجع تقلید رابطه صمیمی وجود دارد . آنان برای رهبری احترام قایل هستند. اطاعت از رهبری را -در امور حکومتی - لازم می دانند.
اگر فردی از علما تخلفی انجام دهند،حوزه علمیه قم وجامعه محترم مدرسین ،اقدام مناسب انجام می دهند.
ما از مسائلی که مطرح نمودید،آگاهی دقیق نداریم. از اظهار نظر معذوریم . توجه دارید که تعداد زیادی از ائمه جمعه و عالمانی چون آیت الله مصباح یزدی هم از برخی کارهائی که توسط دولت انجام می شود ،انتقاد کرده، وظیفه علماست که نسبت به تخلفاتی که دولت انجام می دهد، اظهار نظر نمایند . برای آنان فرق نمی کند که در راس دولت چه کسی باشد. علما و فقهای عالیقدر نسبت به انجام کارهای مثبت به صورتی که خود صلاح می دانند، تقدیر و از کارهای خلاف انتقاد می کنند.






