با سلام چند سوال دارم که خواهشمندم پاسخگو باشید.
دختری مبتلا به گناه خودارضائی ( استمنا ) شده و بعد از مدتها متوجه کبیره بودن این گناه و خشم خدا از این گناه شده ، حال بسیار افسرده و عصبی و ناراحت است جون این گناه کبیره بوده و دیگر امیدی به بخشش گناهش و عذاب نشدن در آن دنیا ندارد و احساس بیهودگی و پوچی می کند. هر کاری که انجام می دهد مثل نماز خواندن ، با ناامیدی انجام می دهد.چون شنیده است که نماز چنین فردی تا 40 روز قبول نیست و فکر میکنه تموم اعمال خوبش تا 40 روز بیفایده است . آیا در اسلام برای این گونه افراد امید بخششی هست ؟
سوال بعدی این است که آیا برای این عمل زشت باید غسل جنابت کرد؟
سوال دوم : یکی از اقوام اسم فرزند خود را فاطیما گذاشته است با توجه به سرگذشتی که در مورد نام فاطیما شنیده ایم آیا گذاشتن این نام بر روی فرزند توهین به حضرت فاطمه است ؟ و آیا فرد به خاطر نامی که بر رویش است در آن دنیا عذاب می بیند؟
سوال سوم :پدربزرگ یک فرد در عرض کمتر از یک سال مبتلا به سرطان مغز شد و فوت کرد.این فرد در دوران زندگی اش باقیات صالحات زیادی بر جای گذاشته است یکی از آنهاخدمت در بازسازی مزار شاه سلیمان علی است در ایام اوج مریضی نوه ی این فرد به خاطر ناراحتی و فشار روحی ناشی از مریضی پدربزرگ از شاه سلیمان علی شفای وی را خواست و گفت: والله که دیگه نمیام زیارتت مگر با پدربزرگم . چند هفته بعد پدربزرگ فوت کرد و حالا که حدود 60 روز از فوت او گذشته دلش هوای زیارت مزار رو کرده .ولی به خاطر سوگندی که خورد و کلمه ی والله را به زبان آورد می ترسد .آیا در اوج ناراحتی قسم پذیرفته است؟
سوال بعد در مورد حق الناس است غیبت یکی از آن موارد است که خیلی عادی شده با اینکه گناه کبیره است من اصلا روم نمیشه برم پیش افرادی که غیبتشون رو کردم، بهشون تهمت زدم ،آبروشون رو بردم و ...و ازشون حلالیت بخوام آیا راهی هست که بتونم جبران کنم و حق الناسی به گردنم نباشه؟
سوال بعدی که یکی از دوستان پرسید در مورد احترام به والدین بود:او می گفت بیش از 20 سال از خدا عمر گرفته و در این مدت جز بی احترامی کاری برای پدر و مادرش نکرده یکی از دلایلش هم اخلاق بد و تند پدرش هست که باعث شده همه توی خونه بر ضد و مخالفش باشند.پدرش خیلی بد دهن است و دائما از بقیه خوبی ها رو میبینه و از اونا بدی . دائما به همه ی کاراشون گیر میده و خلاصه به قول این دوست همیشه تو خونشون دعواست و همه با هم قهرند این فرد گفته خوب منم جوونم و بارها گفتم که اگه بچه ها هم می تونستند حتما تا الان پدرم رو عاق می کردم کینه ای بزرگ از او به دل دارم ولی وقتی میگن احترام به والدین بعد از اطاعت خداست هم میترسم هم حرصم میگیره که چرا خدا به ما جوونا حق نمیده.سوال اینه به فرض که از امروز با تمام فشار و اکراه و فقط چون خدا گفته به پدرم احترام بگذارم ،این بیست و خورده ای سال که احترام نذاشتم رو چکار کنم چون جبرانش محاله آیا جای من با این وضع در قعر جهنم است؟
با تشکر خواهشمندیم پاسخگوی این سوالات ما چند نفر باشید تا ما را از سردرگمی نجات دهید.
پرسش 1:
يکي از اقوام اسم فرزند خود را فاطيما گذاشته است با توجه به سرگذشتي که در مورد نام فاطيما شنيده ايم. آيا گذاشتن اين نام بر روي فرزند توهين به حضرت فاطمه است ؟ و آيا فرد به خاطر نامي که بر رويش است در آن دنيا عذاب مي بيند؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و تشکر از ارتباطتان با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني.
خير؛ فاطيما ظاهرا فاطمه است که در زبان اروپايي به نام فاطيما ناميده شده، بنابراين نامگذاري دختر به اين نام اشکال ندارد ،گرچه نام فاطمه بهتر است .
البته عذابي هم متوجه شخصي كه با اين اسم نامگذاري شده است نمي شود.
پرسش 2:
سوال سوم :پدربزرگ يک فرد در عرض کمتر از يک سال مبتلا به سرطان مغز شد و فوت کرد.اين فرد در دوران زندگي اش باقيات صالحات زيادي بر جاي گذاشته است يکي از آنهاخدمت در بازسازي مزار شاه سليمان علي است در ايام اوج مريضي نوه ي اين فرد به خاطر ناراحتي و فشار روحي ناشي از مريضي پدربزرگ از شاه سليمان علي شفاي وي را خواست و گفت: والله که ديگه نميام زيارتت مگر با پدربزرگم . چند هفته بعد پدربزرگ فوت کرد و حالا که حدود 60 روز از فوت او گذشته دلش هواي زيارت مزار رو کرده .ولي به خاطر سوگندي که خورد و کلمه ي والله را به زبان آورد مي ترسد .آيا در اوج ناراحتي قسم پذيرفته است؟
پاسخ:
شکستن قسمي كه خورده حرام نيست و کفاره ندارد. چراکه از شرايط قسم خوردن اين است که نبايد براي ترک يک کار مستحب قسم بخورد. (1) بنا بر اين چون زيارت امامزاده يک امر مستحب است، قسمي که براي نرفتن به زيارت خورده است اثري ندارد. و همينطور کفاره اي بر عهده وي نيامده است.
لطفا هرگاه سوال شرعي مي پرسيد ،نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم
پي نوشت ها :
1. امام خميني، توضيح المسائل، مسأله 2671.
پرسش 3:
در مورد حق الناس است غيبت يکي از آن موارد است که خيلي عادي شده با اينکه گناه کبيره است من اصلا روم نميشه برم پيش افرادي که غيبتشون رو کردم، بهشون تهمت زدم ،آبروشون رو بردم و ...و ازشون حلاليت بخوام آيا راهي هست که بتونم جبران کنم و حق الناسي به گردنم نباشه؟
پاسخ:
در مورد غيبت صورتي که ممکن باشد هر چند به صورت کلي، از آن ها حلاليت طلب کنيد، اما اگر حلاليت طلبيدن مفسده داشته باشد، مثلا باعث نزاع و درگيري و کدورت شود، لازم نيست مورد غيبت را با خود انها بگوئيد؛ بلکه توبه کنيد کفايت مي کند، هم چنين اگر شخصي را که به او تهمت زده ايد و يا آبروي او را برده ايد، در صورتي که طلب حلاليت ممکن باشد،حلاليت طلب کنيد و اگر ممکن نباشد نزد کساني که تهمت به او زده ايد و يا آبروي او را برده ايد ابروي رفته اي او را بر گردانيد يعني به آنها بگوئيد آنچه را گفتم تهمت بود و درست نبوده است.
اگر اين افراد را نمي شناسيد و دسترسي به آنها نداريد، در حق کساني که غيبت کرده ايد يا تهمت زده ايد، استغفار کنيد و از خداوند براي آن ها طلب بخشش کنيد. در برابر خداوند از گناهي که کرده ايد، توبه کنيد. (1)
بهتر است براي آن ها کار خير انجام دهيد و ثوابش را برايشان هديه نماييد. مانند اين که به نيت آن ها صدقه بدهيد.
پي نوشت
1. امام خميني، استفتاءات، ج 2، بحث گناهان کبيره ،سؤال 15 و 16 و 21.
پرسش 4:
سوال بعدي که يکي از دوستان پرسيد در مورد احترام به والدين بود:او مي گفت بيش از 20 سال از خدا عمر گرفته و در اين مدت جز بي احترامي کاري براي پدر و مادرش نکرده يکي از دلايلش هم اخلاق بد و تند پدرش هست که باعث شده همه توي خونه بر ضد و مخالفش باشند.پدرش خيلي بد دهن است و دائما از بقيه خوبي ها رو مي بينه و از اونا بدي. دائما به همه ي کاراشون گير ميده و خلاصه به قول اين دوست هميشه تو خونشون دعواست و همه با هم قهرند اين فرد گفته خوب منم جوونم و بارها گفتم که اگه بچه ها هم مي تونستند حتما تا الان پدرم رو عاق مي کردم. کينه اي بزرگ از او به دل دارم. ولي وقتي ميگن احترام به والدين بعد از اطاعت خداست هم مي ترسم هم حرصم مي گيره که چرا خدا به ما جوونا حق نميده.سوال اينه به فرض که از امروز با تمام فشار و اکراه و فقط چون خدا گفته به پدرم احترام بگذارم ،اين بيست و خورده اي سال که احترام نذاشتم رو چکار کنم چون جبرانش محاله آيا جاي من با اين وضع در قعر جهنم است؟ با تشکر خواهشمنديم پاسخگوي اين سوالات ما چند نفر باشيد تا ما را از سردرگمي نجات دهيد.
پاسخ:
قبلا در اين باره شما شبيه اين سؤال را براي ما فرستاده بوديد؛ توصيه هاي قبلي را مدّ نظر داشته باشيد و يقين بدانيد که راه توبه از گناه باز است. توبه داراي دو شرط اساسي است:
1- پشيماني؛
2- عزم بر ترک و جبران گناه و خطايي که در گذشته انسان مرتکب آن شده است.
بنا بر اين با توجه به اينکه دوست شما از رفتار خود با پدرشان پشيمان هستند، نخستين گام را در راه توبه برداشته اند و براي جبران اشتباهاتي که در گذشته انجام داده اند علاوه بر تصميم به اين که ديگر مرتکب چنين کارهايي نشوند، سعي کنند که با پدر خود با مهرباني و عطوفت برخورد کنند بي احترامي به والدين را و لو اينکه به ايشان بي احترامي کنند، ترک کنند و با کارهاي خوبي که انجام مي دهند به نوعي گذشته خود را جبران کنند و به اصطلاح معروف از دل پدر و مادرشان بيرون بياورند.
اما توصيه و راهکار ما در رابطه با اخلاق تند و بد پدر ايشان اين است که:
1- طبق آموزه هاي ديني وظيفه ما فقط احترام به پدر و مادر است. هرچند پدر و مادر کافر باشند. پس به خدا توکل داشته باشند و در برابر رفتار بد پدر خود صبور باشند و اگر مي توانند، سعي کنند که با حفظ احترام او، نظرات خود را ابراز کنند و او را از رفتار نامناسبش باز دارند. مطمئن باشيد خداوند حتما شما را ياري خواهد کرد. بنا بر اين توصيه مؤکد ما اين است که در مرحله اول به والدين احترام بگذارند و تحت هيچ شرايطي با گفتار و کردار خود ايشان را ناراحت نکنند.
2- به زحماتي که پدر ايشان برايشان کشيده اند، بيش تر فکر کنند. زحمات ايشان را در ذهن و درون خود بزرگ تر و نمايان تر کنند. اين مسئله در آرامش روان و در انجام بهتر مسئوليت ها در مقابل والدين به ايشان کمک مي کند و قدرت تحملشان را در برابر رفتار تند و نا مناسب پدرشان بالا مي برد.
3- به اين نکته توجه داشته باشند که وظيفه شما در هر صورت احترام به پدرشان است و مسلما تحمل و رفتار خوب دوست شما در رابطه با رفتار بد پدرشان از ديد خداوند پنهان نيست. در روايات وارد شده همانطوري که فرزند در برابر کوتاهي و آزار و اذيت والدين ممکن است مورد عاق والدين قرار گيرد والدين نيز، در برابر کوتاهي نسبت به فرزندان خود ممکن است مورد عاق آن ها قرار گيرند. پيامبر اسلام (ص) در اين باره خطاب به امير المؤمنين مي فرمايند: اى على! والدين، عاقّ فرزند خود مىشوند، همان گونه كه فرزند، عاقّ پدر و مادر مىگردد. (1)
موفق باشيد.
پي نوشت:
1. صفاخواه، محمد حسين ، گلچين صدوق، تهران ، فيض کاشاني ، 1376هش، ج2، ص106.
پرسش 5:
آيا براي اين عمل زشت(استمنا) بايد غسل جنابت کرد؟
پاسخ:
اگر بر اثر استمنا به اوج لذت رسيده باشد و در ان حال مايعي خارج شده باشد جنب شده و بايد غسل جنابت کند. در غير اين صورت غسل لازم نيست.
توضيح:
اگر زن بر اثر تحريک هاي جنسي به قدري تحريک شود که به اوج لذت و شهوت جنسي برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود جنب مي شو و بايد غسل جنابت کند. و اگر به اوج لذت نرسد و مايع خارج شود و يا به اوج لذت برسد. ولي مايعي خارج نشود و يا شک کند که مايعي خارج شد يا نه جنب نمي شود و غسل لازم نيست. به ديگر سخن زن اگر يقين به خارج شدن مني پيدا کند جنب مي شود و اگر يقين پيدا نکند جنب نمي شود.
بنا بر اين مواقعي که زن بر اثر تحريک هاي شهواني مقداري لذت مي برد و در آن حال رطوبتي از او خارج مي شود چون به اوج شهوت نرسيده جنب نمي شود و رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو و غسل را باطل نمي کند. (1)
اوج لذت و شهوت به حالتي گفته مي شود. که در آن حال معمولا انسان از خود بي خود مي شود و لذت زيادي مي برد و مني بيرون مي ريزد. و بعد از تمام شدن آن حال انسان احساس تخليه شدن و ارضامي کند و حالت شهوتش تمام مي شود و بدنش سست مي شود و حالت تحريک آميزي که قبل از تخليه شدن داشت ديگر آن حالت را ندارد. مثل اين که انسان گرسنه دلش غذا مي خواهد ولي وقتي غذا خورد و سير شد ديگر ميل به غذا ندارد.
پي نوشت:
1. امام خميني، استفتاآت، ج1 سوال 101-104.
پرسش 6:
والاتي از طرف چند جوان
شرح : با سلام چند سوال دارم که خواهشمندم پاسخگو باشيد. دختري مبتلا به گناه خودارضائي ( استمنا ) شده و بعد از مدتها متوجه کبيره بودن اين گناه و خشم خدا از اين گناه شده ، حال بسيار افسرده و عصبي و ناراحت است جون اين گناه کبيره بوده و ديگر اميدي به بخشش گناهش و عذاب نشدن در آن دنيا ندارد و احساس بيهودگي و پوچي مي کند. هر کاري که انجام مي دهد مثل نماز خواندن ، با نااميدي انجام مي دهد.چون شنيده است که نماز چنين فردي تا 40 روز قبول نيست و فکر ميکنه تموم اعمال خوبش تا 40 روز بيفايده است . آيا در اسلام براي اين گونه افراد اميد بخششي هست ؟ سوال بعدي اين است که آيا براي اين عمل زشت بايد غسل جنابت کرد؟
پاسخ:
خواهر گرامي!
خداوند در قرآن کريم به پيامبرش مي فرمايد به بندگان گنهکار نويد بده که:« قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم؛بگو:اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است».(1)
شرط آمرزش گناه را در آيه اي مي فرمايد:«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار؛اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسوى خدا توبه كنيد، توبهاى خالص اميد است با اين كار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند».(2)
توب? نصوح و واقعي را اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايد چهار شرط دارد:«التّوبة ندم بالقلب، و استغفار باللّسان، و ترك بالجوارح، و إضمار أن لا يعود؛ (3) توبه پشيمانى دل است، طلب آمرزش به زبان، ترك كردن گناه، و تصميم به عدم بازگشت به گناه».
پس توبه کننده اگر قلباً پشيمان شود و تصميم بگيرد که ديگر گناه را مرتکب نشود،چنين توبه اي پذيرفته شده است چرا که:«وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئات؛(4)او كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و بديها را مىبخشد».
حال که توبه نمود پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمودند:«التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛ کسي که از گناه توبه کند، مثل کسي است که گناهي نکرده است».(5)
بعد از توبه و بخشش الهي ، بايد خود را ملتزم به انجام اعمال صالح و خير نمود تا آثار و گرد و غباري که براثر گناه بر دل و جان انسان نشسته از بين رفته و سيئات به حسنات تبديل شود،«إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات؛حسنات، سيئات و آثار آنها را از بين مىبرند».(6)
لذا نگراني شما بي مورد است زيرا با توبه حتما مورد عفو و رحمت خدا قرار خواهيد گرفت ، اگر رواياتي هم مبني بر قبول نشدن اعمال است براي کساني است که توبه نکردند.حتي خداوند فرموده:« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ ؛ (7) خداوند توبه کنندگان را دوست دارد». يعني شما با توبه جز دوستان خدا خواهيد شد.
اما در مورد غسل اگر به اوج لذت رسيده ايد غسل واجب است اما در مورد اينکه آيا واجب بوده يا نه با بخش تلفني اين مرکز با شماره (09640) تماس گرفته و سؤال خود را مطرح نماييد تا همکاران ما شما را راهنمايي نمايند.
موفق باشيد.
پي نوشت ها:
1.زمر(39) آيه 53
2.تحريم (66) آيه 8
3.عبدالواحدبن محمد تميمي آمدي،تصنيف غرر الحکم، ص 194، انتشارات دفتر تبليغات، قم، 1366 ش.
4.شوري(42) آيه 24
5.علامه مجلسي،بحارالانوار، اسلاميه، تهران، ج 16، ص 75.
6.هود(11) آيه 114
7.بقره (2) آيه 222






