وحدت وجود

معناشناسی عبارت «بازگشت همه به سوی خداست»
برداشت‌های متفاوت از «رجعت به خدا»، میان «آگاهی از حقیقت همیشگیِ وابستگی وجودی» و «حضور در محکمه عدل الهی» است.

پرسش:

عبارت «بازگشت همه به سوی خداست» به چه معناست؟ وقتی خدا همه جاست و حتی از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، چطور با مرگ به سوی او باز می‌گردیم؟

پاسخ:

عبارت قرآنی «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»، با وجود کاربرد روزمره‌اش در تسلی مصیبت‌ها، یکی از عمیق‌ترین مفاهیم الهیاتی را در خود نهفته دارد. این آیه پرسشی بنیادین را در ذهن هر متفکری ایجاد می‌کند: اگر خداوند حضوری مطلق و فراگیر دارد و به تعبیر قرآن «از رگ گردن به ما نزدیک‌تر» است (1)، «بازگشت» به سوی او چه معنایی دارد؟ مگر می‌توان به سمتی حرکت کرد که هم‌اکنون در آن قرار داریم و از آن جدا نیستیم؟ این چالش ظاهری، بستری برای شکل‌گیری دو برداشت و تفسیر کلان در میان اندیشمندان اسلامی شده است. برداشت نخست با رویکردی عرفانی، این بازگشت را از منظر «احاطه وجودی» و رفع حجاب‌ها می‌نگرد؛ درحالی‌که برداشت دوم با تمرکز بر ظواهر ادله، آن را به معنای حضور در محکمه عدل الهی برای حسابرسی و مواجهه با حقیقت مطلق حاکمیت پروردگار تفسیر می‌کند. فهم این دو برداشت، نیازمند بررسی عمیق مبانی هر یک است.

نکتۀ اول: احاطه وجودی خداوند و برطرف‌شدن حجاب‌ها پس از مرگ

در برداشت نخست که ریشه در نگاه عارفان و حکمای اسلامی دارد، عبارت «ما از آنِ خدا هستیم و به ‌سوی او باز می‌گردیم» (2)، معنایی وجودی و شهودی دارد. اساس این دیدگاه بر درک عمیق از «احاطه وجودی» خداوند است. حقیقت امر در این دیدگاه آن است که در این دنیا، تعلقات مادی و ذهنِ کثرت‌بین، «حجابی» بر حقیقت کشیده‌اند؛ ازاین‌رو این حجاب‌ها با مرگ از میان می‌روند و انسان این حقیقت را به‌روشنی درمی‌یابد که اساساً هیچ‌گونه استقلال ذاتی و وجودی از خداوند ندارد و مالکیت حقیقی تنها از آنِ اوست. محیی‌الدین ابن‌عربی این بازگشت و رجوع را به ‌معنای زوال تعینات امکانی و شهود وحدتِ حق پس از رفع حجابِ کثرت تبیین می‌کند. در این رویکرد، بازگشت به ‌سوی خدا به معنای رفع حجاب کثرت و شهود وحدت است (3).

به بیان ساده‌تر، بازگشت به خدا یک سفر فیزیکی و مکانی نیست، بلکه کنار‌رفتنِ پرده‌های توهمِ دنیاست تا انسان با تمام وجود بیدار شود و دریابد که از ابتدا هم هیچ هستیِ مستقلی جز خداوند وجود نداشته است و دیگران فقط جلوه‌ای از آن هستیِ ناب هستند. این همان حقیقتی است که در لسان اهل معرفت به درک فقر محض مخلوق و عدم استقلال او در برابر غنای حق تعبیر می‌شود (4).

نکتۀ دوم: حضور در محکمۀ عدل الهی

در برداشت دوم با استناد به دسته‌ای از روایات اهل‌بیت علیهم ‌السلام و ظواهر آیات، «بازگشت به ‌سوی خدا» به حضور در محکمۀ عدل الهی در روز قیامت تفسیر می‌شود. در این نگاه نیز پذیرفته شده است که در این دنیا، اسباب مادی ما را از فقر ذاتی خود و غنای مطلق پروردگار غافل می‌کنند. با مرگ این تکیه‌گاه‌های خیالی فرو می‌ریزند و انسان خود را در برابر حاکمیت مطلق خداوند می‌بیند. بر اساس روایتی از امیرالمؤمنین علی علیه ‌السلام که در مجمع‌البیان نقل شده است، جملۀ «ما از آنِ خداییم» (5)، اقرار ما به بندگی و مملوک‌بودن برای خداست و جمله «به سوی او باز می‌گردیم» (6)، اقرار به مردن و برانگیخته‌شدن در روز قیامت است (7). علامه مجلسی رحمة الله علیه نیز در همین راستا توضیح می‌دهد که این عبارت، اقرار به بندگی و تسلیم است و «بازگشت به سوی او» اقرار به برپایی روز قیامت و حسابرسی است؛ روزی که حتی اعضای بدن انسان علیه او شهادت می‌دهند (8). بنابراین تأکید این برداشت بر جنبه حسابرسی و مواجهه با نتایج اعمال در روز جزاست.

نکتۀ سوم: بررسی تطبیقی و تفاوت‌های دو دیدگاه

یکی از تفاوت‌های ظریف ادبی میان این دو نگاه، در تفسیر حرف «لام» در عبارت «إِنَّا لِلَّهِ» خود را نشان می‌دهد. در رویکرد نخست، این عبارت با نگاه به وابستگی محض وجودی تفسیر می‌شود؛ به این معنا که حرف «لام» صرفاً بیان‌کنندۀ مالکیت قراردادی و اعتباری نیست، بلکه نشان‌دهنده «اختصاص وجودی» است؛ یعنی هستیِ مخلوق عینِ فقر و تعلق به مبدأ خویش است و هیچ استقلالی از خود ندارد؛ ازاین‌رو تمامِ حقیقتِ او متعلق به مبدأ هستی‌بخش است. اما اندیشمندانِ رویکرد دوم تأکید دارند که «لام» در «لِلَّهِ»، فقط «لام مالکیت» است؛ یعنی «ما مملوک خدا هستیم».

یکی دیگر از تفاوت‌های این دو دیدگاه، در شیوه توضیح رابطه خالق و مخلوق آشکار می‌شود. برداشت دوم بر جدایی کامل میان آفریننده و آفریده تأکید می‌کند و هرگونه تصور از سنخیت میان آن دو را نادرست می‌داند. در این نگاه، آفریننده دارای حقیقتی یگانه و بی‌همتاست و مخلوقات هیچ پیوند ذاتی با او ندارند. بنابراین رابطه میان آنها تنها نسبت سازنده و ساخته است؛ نسبتی که بر پایه استقلال مطلق خالق و وابستگی کامل مخلوق شکل می‌گیرد. از این منظر، بازگشت نهایی مخلوق فقط حضور در پیشگاه خالق برای سنجش و داوری اعمال است (9).

نتیجه:

دیدگاه‌ها درباره حقیقت «بازگشت به سوی خدا» در آیۀ «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» متفاوت است؛ با این حال روشن است که این بازگشت، یک سفر فیزیکی و مکانی نیست. دیدگاه عرفانی پاسخ می‌دهد که چون هستی خداوند بی‌نهایت است، بازگشتِ ما درواقع همان کنار‌رفتن حجاب‌ها و دیدن همین حقیقت است. انسان با مرگ بیدار می‌شود و با تمام وجود درمی‌یابد که هیچ هستیِ مستقلی از خود ندارد و سراسر نیازمندِ اوست. در مقابل، گروهی با تأکید بر تفاوت ذاتی خالق و مخلوق، این بازگشت را به معنای حضورِ بی‌واسطه در پیشگاه و محکمه الهی می‌دانند. در این نگرش، مرگ یعنی فروریختن تکیه‌گاه‌های خیالیِ دنیا و تسلیم‌شدن در برابر حاکمیت و مالکیت مطلق پروردگار. بنابراین پاسخ نهایی این است که بازگشت به ‌سوی خدا به معنای جابجایی در مکان نیست، بلکه بیداری از خوابِ دنیا و روبروشدن با حقیقتی است که همواره از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، اما از آن غافل هستیم.

پی‌نوشت‌ها:

1. «... وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» (ق: 16).

2. «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (بقره: 156).

3. ر.ک: محیی‌الدین محمد بن علی ابن‌عربی؛ الفتوحات المکیه؛ بیروت: دارصادر، [بی‌تا]، ج ۲، ص ۶۰۴ و ج ۳، ص ۴۰۸.

4. ر.ک: صدرالدین شیرازی؛ الحکمة المتعالیه فی الأسفار العقلیه الأربعه؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی، 1401 ق، ج ۲، ص ۲۹۲. صدرالدین شیرازی؛ سه رساله فلسفی؛ به تصحیح و اهتمام سید‌جلال‌الدین آشتیانی؛ قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1375 ش، ص ۱۴۶.

5. «إِنَّا لِلَّهِ» (بقره: 156).

6. «وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» (بقره: 156).

7. «إِنَّ قَوْلَنَا «إِنَّا لِلَّهِ» إِقْرَارٌ مِنَّا بِالْمُلْکِ، وَ قَوْلَنَا «وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» إِقْرَارٌ مِنَّا بِالْهُلْکِ» (فضل بن الحسن طبرسی؛ مجمع ‌البیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1415 ق، ج ۱، ص ۴۶۷).

8. «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ» (یس: ۶۵). ر.ک: محمدباقر مجلسی؛ مرآة ‌العقول فی شرح اخبار آل الرسول؛ تصحیح: السیدهاشم الرسولی المحلاتی؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1404 ق، ج ۱۴، ص ۵۹.

9. برای مطالعه بیشتر، ر.ک: سیدحسن افتخارزاده و محمدرضا نوروزی؛ «نقد و بررسی معنای رجوع به پروردگار از دیدگاه عرفان»؛ فصلنامه تخصصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، ش 45، زمستان 1393 ش، ص 164 ـ 181.

از سوی گروه علمی کلام مرکز ملی پاسخگویی برگزار شد:
در این نشست علمی ابعاد مختلف مساله وحدت وجود توسط دکتر مجید احسن مطرح و همچنین سوالات مرتبط با رویکرد پاسخ به سوالات دینی بررسی شد.
مجید احسن

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، با توجه به سوالات متعدد از این مرکز درباره وحدت وجود، لذا به تشخیص گروه علمی کلام و اعتقادات طی جلسه ای این مبحث مهم و ابعاد مختلف آن با حضور دکتر مجید احسن از اساتید مدعو گروه فلسفه دانشگاه امام صادق علیه السلام مورد واکاوی قرار گرفت.

در ابتدای نشست دکتر مجید احسن مساله وحدت وجود یا وحدت شخصیه وجود را بنیادی ترین مساله و در عین حال پر چالش ترین مساله در عرفان برشمرد و گفت: در این موضوع موافقین و مخالفین در مقابل هم صف کشیده و توحید ناب تا کفر محض را محصول این دیدگاه می دانند.

وی افزود: بحث از این مساله به دلیل ماهیت خاص آن که با مهمترین آموزه دینی یعنی خدا گره خورده است در حصار اهل تخصص باقی نمانده و متعاطیان غیر تخصصی نیز پیدا کرده است که البته نقش فقها و اندیشمندان مخالف را نیز در این باره نباید نادیده گرفت.

این پژوهشگر فلسفه در ادامه بحث خود با اشاره به مسائلی همچون تبیین جایگاه وحدت و کثرت در سنت عرفانی، تبیین آموزه وحدت وجود، تبیین تقریرهای مختلف از این آموزه، بررسی ادله عقلی و نقلی و شواهد ارائه شده در اثبات آن، بررسی لوازم قول به این دیدگاه در تفسیر متون دینی، بیان دیدگاههای مخالف و بررسی دلائل آنها در نقد نظریه وحدت وجود و... توضیح داد که انتظار بررسی همه این عناوین در یک نشست ممکن نیست؛ اگرچه بدون آگاهی دقیق از آنها، فهم مواضع مخالف و موافق در این باب را مشکل و بلکه ناممکن می سازد و بر این اساس  تلاش خواهیم کرد تا با امعان نظر به مساله «جایگاه وحدت و کثرت و نسبت میان آن دو در سنت عرفانی» بحث را پی بگیریم.

احسن افزود: جایگاه نفس الامری وحدت و کثرت در نگاه عارفان محل تامل در این جلسه محل بحث است و  لذا باید میان وحدت شهود عرفانی و وحدت وجود عرفانی تفکیک قائل شویم.

ارزیاب گروه اعتقادات مرکز ملی پاسخگویی گفت: فرق است میان "وحدت بینی" که حیث روانشناختی داشته و لزوما بنیادی هستی شناختی ندارد و "وحدت بودی" که حیث نفس الامری و انتولوژیک دارد. وی سپس کوشید با تقریر نظریات متکلمان و فلاسفه به نحو سلبی نشان دهد که نظریه وحدت وجود عرفانی چه تمایزی با دیگر نظریات دارد.

وی به عنوان نمونه به دیدگاه های قائل به اشتراک لفظی وجود به نحو مطلق و اشتراک لفظی وجود میان واجب و ممکن و توضیح لوازم خاص دیدگاه آنها همچون لزوم تعطیل امکان شناخت حضرت حق و الهیات سلبی و ...، نظریه تشکیک عامی و کثرت تباینی مشائی و نیز تشکیک خاصی اشراقی و صدرایی اشاره کرد و سپس با اصطلاحات فنی فلسفی، کوشید تا نسبت وحدت و کثرت را در هر یک از آنها تنسیق نماید.

احسن در ادامه در راستای تلاش برای واکاوی نسبت وحدت و کثرت در دیدگاه عرفای مسلمان بیانات و عین عبارات برخی از مشاهیر عرفانی را قرائت کرده و بیان کرد که کثرت در سنت عرفانی هرگز انکار نمی شود بلکه صرفا موطن آن عوض می شود. در این رویکرد، کثرت دیگر امری مقابلِ وحدت نیست پس نفی هر کثرت مقابل، به معنای نفی کثرت نمی باشد. ایشان با اشاره به بحثهای عرفا از تمایز احاطی، حضرات خمس، اعیان ثابته و اعیان خارجه، تشکیک و...  بیان کرد در صورت نسبت نفی کثرت به ایشان، این مباحث معنای محصلی نخواهد داشت. ایشان در ادامه اشاره کرد طرح کثرت در عرفان اسلامی چنان گسترده و غلیظ است که می توان  مدعی شد که گستره کثرتی که در عرفان طرح می شود چنان است که احدی از غیر عارفین به آن پی نبرده اند.

استاد مدعو گروه فلسفه دانشگاه تهران با استفاده از تعبیر هیچ فیلسوف و متکلمی در قول به کثرت به گرد پای عارفان نرسیده است تشریح کرد: بر این اساس، قول به "همه کثرت خدایی" و یا "نفی هر کثرتیو توهم محض شمردن کثرات" به دلیل لوازم باطل عقلی و نقلی شان قرائت مقبول و رایج عرفان اسلامی نمی باشد چرا که در نگاه ایشان عینیت در تلقی عرفی و تمایز عُزلی به نحو توامان مورد انکار قرار می گیرد. از دیدگاه دکتر احسن اینها محکماتی است که متشابهات عارفان تنها به فنای فی الله رسیده را باید با آنها تطبیق و توجیه نمود و نه برعکس.

وی در انتهای بحث با تمرکز بر اطلاق مقسمی و مساله عدم تناهی حضرت حق کوشید تصویر  برخی عارفان مسلمان از مساله وحدت شخصیه وجود را تبیین نماید.

پرسش و پاسخ حول این مساله و ارائه برخی راهکارها به کارشناسان گروه اعتقادات مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی در پاسخ به سوالات پرتکرار مردمی در باب این مساله خصوصا با توجه به اختلاف فقها و علما درباره آن، پایان بخش این نشست دو ساعته بود.

شایان ذکر است نشست‏های علمی در بخش‏ پشتیبانی علمی مرکز در گروه های قرآن و حدیث، احکام، اخلاق، مشاوره، کلام و تاریخ، با رویکرد پاسخگویی به طور پیوسته با حضور اساتید مبرز برگزار می‏شود.

همچنین این جلسات با رعایت تمامی دستورالعمل های بهداشتی برگزار می گردد.