سلام علیکم. ما شیعیان معتقدیم که قران فعلی تحریف یافته و تا زمان ظهور مهدی موعود علیه السلام باید به همین کتابی که بین دو جلد است ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا ایشان قران اصلی را بیاورد چون احادیثی هست که دلالت بر این موضوع دارد در کتب ما شیعیان و در تفاسیر قران امده انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون در اصل منظور قران اصلی است که حضرت علی علیه السلام نوشته و اکنون در دست امام مهدی است و عدم ذکر نام ائمه الهدی علیهم السلام و مهمتر از اینها ولایت حضرت علی علیه السلام در قران فعلی دلیل محکمی است که خلافاء سه گانه قران را تحریف کردند چون ولایت حضرت علی علیه السلام به این مهمی که بهشت و جهنم ما است مگر میشود در قران اصلا ذکر نشده باشد و قیاس ان با عدم ذکر مثلا تعداد رکعات نماز در قران و موارد دیگر اصلا درست نیست و در طول تاریخ دانشمندان بسیاری از شیعه معتقد به این اصل بوده اند و کتب فراوانی در این مورد نوشته اند مانند محدث نوری و علامه جزائری و غیره و هرگز نیز دانشمندان فعلی شیعه انها را به خاطر این فکر نه تنها تکفیر نرکده اند بلکه همواره از انها هم تمجید شده و کنگره های یاد بود نیز برای انها بپا کرده اند} این نظر یک عالم شیعه عراقی بود که به من فرمودند ایا این افکار درست است؟ من به عنوان یک شیعه وقتی تحقیق کردم در قران و احادیث و کتب علماء پیشین مانند محدث نوری و ... به این اعتقاد یقین پیدا کردم. نظر شما چیست؟
اللهم عجل لولیک الفرج
با سلام و عرض تبریک سال نو و آرزوي سال پرخیر و برکت برای شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم اجماع عالمان شيعه بر اين است كه قرآن از لحاظ لفظ تحريف و كم و زياد نشده است و قرآن فعلي همان قرآني است كه بر قلب رسول خدا نازل شده و به دست ما رسيده است و نظر سست يكي دو نفر در اين مورد ارزش توجه كردن ندارد و به اجماع ضرري نمي زند. دلايل عقلي و نقلي بر تحريف نشدن قرآن فراوان است از جمله:
1. استدلال عقلي:
نازل كننده قرآن خداست كه قادر مطلق است و همان گونه كه با گماردن ملائكه نگهبان بر وحي ، آن را سالم از تحريف و دستبرد هر شيطاني از لوح محفوظ به قلب رسول نازل كرده و از زبان ايشان به قلب بندگان رسانده است، همان خداي قادر اراده كرده آن را براي ابد بشر سالم نگه دارد. زيرا حجت خدا بر بشر تا قيامت است و خدا حافظ حجت خويش است و بر حفظ حجتش توانا و كسي را قدرت ضربه زدن به حجت خدا كه در كنف حفظ خداست، نمي باشد.
آيات قرآن دلالت دارد كه قرآن در لوح محفوظ است و توسط جبرئيل امين و ملائكه مقرب از آنجا به قلب رسول خدا نازل شده و ملائكه نگهبان مراقبند تا اين آيات از لوح محفوظ تا قلب رسول خدا و از آنجا تا قلب بندگان در امان از تحريف باشد:
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً (1)
داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آنها قرار مىدهد تا بداند پيامبرانش رسالتهاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را احصار كرده است!»
وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ (2)
و اين كتابى است قطعاً شكست ناپذير كه هيچ گونه باطلى، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمىآيد چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است!
اگر خداوند قرآنش را كه حجت هدايتگر اوست تا قيامت در امان از تحريف به بندگان نرساند، نمي تواند در قيامت آنان را برگمراهي توبيخ مند و چون اين قرآن حجت بر بندگان تا قيامت است، پس بايد تا قيامت در امان از تحريف باقي بماند و اين اراده خدا بايد باشد وگرنه آيندگان بر گمراهي خود توجيه خواهند داشت. پس بر خدا لازم است همان گونه كه قرآن را در امان از تحريف از لوح محفوظ به قلب پيامبر و از آنجا به سمع و فهم بندگان معاصر رسانده براي هميشه تاريخ هم در امان از تحريف آن را نگه دارد و قطعا خدا بر اراده خود غالب است و كسي نمي تواند بر اراده خدا غالب شده و در قرآن دخل و تصرف كند. آيه زير ناظر به اين وجوب عقلي است كه خدا بر خود قرار داده است:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون (3)
ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم!
يعني بر ما چون هدايتگريم، هم قرآن را نازل كرديم و هم آن را حفظ خواهيم كرد.
با توجه به اين استدلال محكم عقلي ما يقين داريم قرآن در امان از دستبرد و تحريف و كم و زياد به دست ما رسيده و اگر چندين برابر روايات موجود هم روايت دلالت كننده بر تحريف داشته باشيم، بدان اعتنا نخواهيم كرد.
2. . قرآن بر قلب رسول خدا نازل شد و بر آن قلب حك گرديد. رسول خدا خود اولين حافظ قرآن بود كه همه آيات را در قلب خود و در امان از تصرف شيطان و فراموشي و سهو و اشتباه داشت. هر سال جبرئيل همه قرآن نازل شده را يك بار بر ايشان عرضه مي كرد و سلامت آن را از دستبرد هر شيطاني اعلام مي نمود و بعد از ايشان امامان كه مانند ايشان به امر خدا قرآن در قلبشان حك شده بود. حافظ قرآن بودند.
3. رسول خدا به امر خدا قرآن را بر مردم تلاوت مي كرد. آنان مستقيم به گوش خود قرآن و نحوه خواندن آن را از زبان رسول خدا مي شنيدند و حفظ مي كردند. در زمان رسول خدا همه مسلمانان حافظ همه يا قسمت هايي از قرآن بودند، به خصوص كه در حجاز خواندن و نوشتن مرسوم نبود و بيش تر اتكاي مردم به قوه حافظه شان بود.
4. رسول خدا افرادي را كه قرآن را به خوبي حفظ داشتند و تلاوت مي كردند، به عنوان قاري معين كرده بود كه وظيفه آموزش قرآن به مردم را داشتند. اينان كه حافظ قرآن در قلب خود و از لحاظ ايمان و خداترسي و راستگويي امتحان شده بودند، زير نظر پيامبر به مردم خواندن صحيح قرآن را آموزش مي دادند.
5. به امر پيامبر تعدادي از افراد كه نوشتن بلد بودند، وظيفه داشتند آيات قرآن را بر نوشت افزار هاي مرسوم آن روز بنويسند. همه قرآن در لوح هاي گلي و سنگي و...نوشته شده و در همياني پشت منبر رسول خدا نگهداري مي شد. افرادي نيز براي خود قرآن را به طور كامل يا قسمت هايي از آن را نوشته و در خانه خود داشتند.
6. علاوه بر قرآن جمع آوري شده توسط برخي صحابه كه مورد اتفاق بود، بسياري از اصحاب هم خودشان براي تلاوت شخصي، نسخه هايي كامل يا ناقص از قرآن داشتند. گاهي در لابلاي آيات كلمات توضيحي كه از رسول خدا شنيده بودند، نوشته بودند كه فهم مراد آيه برايشان آسان تر و روشن تر باشد. با توجه به اين نسخه ها و تفاوت لهجه افرادي كه به اسلام وارد مي شدند و قرآن را تلاوت مي كردند و تفاوت لغات قبايل مختلف قريش، تغييرات جزيي در نسخه هاي قرآن پديدار شد. گر چه به معناي كلي آيات ضرر نمي زد، ولي در صورت ادامه يافتن خطرناك مي نمود. از اين رو خليفه سوم با نظارت حضرت علي دستور داده شد همه نسخه هاي ديگر جمع آوري و معدوم شود. فقط از روي نسخه جمع آوري شده توسط خليفه اول، نسخه هايي تكثير شده و به عنوان نسخه هاي مرجع به سراسر جهان اسلام فرستاده شود. بدين وسيله سلامت قرآن در گذر زمان تضمين شد.
7. عقل انسان به صورت عادي و طبيعي حكم مي كند كه احتمال هر گونه تغيير و تبديل از قرآن كريم به دور است، زيرا قرآن كتابي است كه از روز اوّل مورد عنايت و اهتمام مسلمانان بوده. قرآن براي مسلمانان همه چيز بوده است: قانون اساسي، دستور عمل زندگي، برنامه حكومت، كتاب مقدس آسماني و رمز عبادت و بندگي.
قرآن كتابي بود كه مسلمانانِ نخستين همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در ميدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانيت مكتب از آن استفاده مي كردند.
از تواريخ اسلامي استفاده مي شود كه تعليم قرآن را مِهر زنان قرار مي دادند. اصولاً تنها كتابي كه در همه محافل مطرح بوده و هر كودكي را از آغاز عمر با آن آشنا مي كردند و هر كس مي خواست درسي از اسلام بخواند، آن را به او تعليم مي دادند، قرآن مجيد بود.
مسلمانان سخت به يادگرفتن و حفظ آن اهميت مي دادند. اصولاً شخصيت افراد در آن عصر تا حد زيادي به اين شناخته مي شد كه چه اندازه از آيات را حفظ كرده باشد. شمار حافظان قرآن به اندازه اي زياد بود كه در تواريخ مي خوانيم در يكي از جنگ ها كه زمان ابوبكر واقع شد، چهارصد نفر از قاريان قرآن به قتل رسيدند. در داستان "بئر معونه" (يكي از آبادي هاي نزديك مدينه) و جنگي كه در آن منطقه در زمان حيات پيامبر(ص) اتفاق افتاد مي خوانيم كه جمع كثيري از قاريان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشيدند.
با توجه به اين دلايل و دلايل فراوان ديگر كه در كتاب هايي كه در زمينه عدم تحريف قرآن نوشته شده، علما و دانشمندان و مفسران اسلامي، با قاطعيت تمام، تحريف قرآن را ردّ كرده و معتقد شده اند كه قرآن مجيد به هيچ وجه تحريف نشده و تحريف نخواهد شد، زيرا با وجود اراده خدا و حساسيت پيامبر و امامان و مسلمانان و اقدامات آنان در اين زمينه، امكان تحريف دراين كتاب آسماني راه ندارد و هر اقدامي در اين زمينه محكوم به شكست است و خواري و رسوايي اقدام كننده را در پي دارد.
امروز قرآن هايي كه در جهان چاپ مي شود، قبل از چاپ توسط سازمان هايي كه در اين زمينه مسئوليت دارند، به دقت كنترل مي شوند و اگر توسط دشمنان در گوشه اي از جهان قرآني تحريف شده چاپ شود، به سرعت توسط مسلمانان و دولت هاي اسلامي شناخته شده و مورد برخورد شديد قرار مي گيرد و از اين رو است كه هيچ كس حتي غير مسلمان ها جرأت دستكاري قرآن را ندارند.
بله تحريف معنايي در قرآن صورت گرفته و امامان و بعد از آنان عالمان كه وارثانشان مي باشند، در صدد نفي تحريف هاي معنوي بوده اند.
در مورد امامت و امامان هم مطلب به اندازه كافي در قرآن آمده و امامان در آيات تطهير، مباهله، ولايت، ابلاغ و ... به وصف و اشاره رساتر از تصريح معرفي شده اند و خداوند به دلايلي كه خودش مي داند صلاح ندانسته نام امامان را در قرآن بياورد و نام بردن از آنان را به بيان رسولش واگذار كرده است. روايت صحيح و معتبر زير بر اين معنا دلالت صريح دارد:
عن ابى بصير قال: سألت ابا عبداللَّه عليه السلام عن قول اللَّه عز و جل: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» فقال: نزلت في على بن أبى طالب والحسن والحسين عليهم السلام. فقلت له: إن الناس يقولون: فما له لم يسمّ علياً واهل بيته عليهم السلام في كتاب اللَّه عز و جل؟ قال: فقال: قولوا لهم: ان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نزلت عليه الصلوة ولم يسمّ اللَّه لهم ثلاثاً ولا أربعاً حتى كان رسول اللَّه هو الذي فسرّ ذلك لهم .... (4)
از امام صادق در باره آيه اطيعوا الله و اطيعوا الرسول پرسيدم كه فرمود: در باره امامت امام علي و فرزندانش است.
پرسيدم: مردم مي گويند: چرا خدا نام آنان را در كتابش ذكر نكرده است؟
فرمود: بگو مگر خدا كه نماز را واجيب كرده تعداد ركعات و اين كه هر نماز چند ركعت باشد را ذكر كرده است؟ مگر اين را به بيان پيامبر واگذار نكرده است؟ در اين مورد هم تفسير و بيان مصداق ها به عهده رسول خدا نهاده شده است.
با توجه به مطالب بالا گفته هاي آن روحاني هيچ مبناي محكمي ندارد و براي شناختن امامان بيان كافي در قرآن و روايات پيامبر وجود دارد و نقصاني نيست تا كسي بخواهد ايراد بگيرد.
محدث نوري و ... هم برداشت هاي غلطي داشته اند كه بعد از آن در صدد اصلاح برآمده اند و برداشت غلط يك مجتهد سبب كافر شدن او نمي گردد و ما نمي توانيم او را كافر بشماريم و به اين جهت عالمان با اين كه مذمت كرده و نقد نموده اند ولي تكفير نكرده اند.
پينوشتها :
1. حجر (7) آية 9.
2. فصلت (41) آيه 41-42.
3. حجر (15) آيه 9.
4. كليني، كافي، تهران، اسلاميه، 1367 ش، ج1، ص 286.






