سلام. ممنون از سایت خوبتون. من یه دختر 17 ساله هستم و توی یه مدرسه ی خیلی خوب درس می خونم.. اکثر دانش آموزان مدرسه ی ما از نظر اخلاقی و درسی واقعا تحسین برانگیز و بسیار موجه هستند.. دختران باشخصیت و جذاب بین ما کم نیست.. یکیش خودم...( شوخی کردم... ) نمیدونم شاید به همین دلیل علاقه به همجنس بین ما خیلی زیاد به چشم می خوره.. شاید تا الان فکر کردید این موضوع برای من پیش اومده.. نه بالعکس... یعنی توی مدرسه بچه های زیادی هستند که به قول خودشون عاشق من هستند و دیوانه وار منو دوست دارند.. این موضوع واقعا داره منو دیوونه می کنه.. شاید باورتون نشه ولی من صد برابر اونها اذیت میشم... ببینید من کاملا این بچه ها رو درک می کنم و می فهمم که به خاطر مقتضیات دوران بلوغ ممکنه همچین حسی توی تک تکشون بوجود بیاد.. اما واقعا نمیدونین چقدر بین این آدما و نگاهاشون قرار گرفتن سخته.. وقتی حس کنی همش زیر نگاهی... یا یه انگشت اشاره به سمت توئه و داری نشون داده می شی... واااااااای.. هر چی بگم کم گفتم.. الان سوال من اینه که من واقعا چی جوری باید باهاشون برخورد کنم..؟ این آخری ها متاسفانه من دل یکی از این بچه ها رو خیلی بد شکستم... باهاش جوری برخورد کردم که ازم متنفر بشه... واقعا ته قلبم نمی خواستم ناراحتش کنم.. اصلا هیچوقت دوست نداشتم تا آخر عمرم کسی رو از خودم برنجونم.. اما متاسفانه این اتفاق افتاد.. ولی باور کنید به همون خدایی که اینقدر دوستش دارم من به خاطر خودش که داشت زندگیش مختل میشد این کارو کردم.. الان احساس می کنم با این که وقتی منو میبینه یه جوری میشه اما ازم بدش میاد و من براش عادی شدم.. نه دوست داشتم اونجوری دوسم داشته باشه نه انقدر متنفر.. نمیدونم اصلا دارم چیکار میکنم... به هر حال الان من شدیدا عذاب وجدان دارم و میدونم یه دل شکسته رو دارم با خودم به یدک می کشم.. تموم زندگیم بهم دریخته.. شبا تا دیر وقت گریه می کنم.. درسم یه ذره افت کرده.. نمی خواستم امسال که امتحان نهایی داریم فکرمو به چیزی جز درس مشغول کنم اما متاسفانه این دختر هم خودشو داغون کرد هم منو... فقط دارم از این عذاب وجدان له میشم.. آخه بیچاره خیلی گریه کرد.. من واقعا متاسفم.. الان اگه برم باهاش حرف بزنم دوباره دلش هوایی میشه ولی.. فقط بگید من چیکار کنم تا هم اون و هم خدا منو ببخشه..
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از آنجا كه دختران معمولاً عاطفي تر و احساسي تر از پسران هستند، معمولاً مقوله عشق افراطي و وابستگي رواني در آنها زياد ديده مي شود. البته در سنين كودكي و دبستاني تا حدودي طبيعي است. اما در نوجواني و جواني مطلوب نيست. از طرف ديگر در بعضي از خانواده ها نياز عاطفي كودكان به درستي ارضا و برطرف نمي گردد و آنها در محيط خانه و خانواده به ميزان لازم از پدر و مادر و ديگر نزديكان خود محبت نمي بينند و مورد محبت كافي واقع نمي شوند، اين نياز عاطفي و كمبود محبت در آنها تشديد شده و باعث گرديده كه آنها آن را در خارج از خانه و خانواده و در محيط مدرسه، خوابگاه و ارتباطات ديگر جستجو كنند.
البته اگر منظور از عشق و عاشقي بچه ها به يكديگر، محبت و دوست داشتن معمولي باشد، خيلي مشكلي را ايجاد نمي كند. اما اگر محبت و دوست داشتن جنبه افراطي به خود بگيرد و چنان شدت يابد كه افراد را از پرداختن به امور مهم تر زندگي و تحصيل بازدارد و فكر و ذهن آنها را شديداً مشغول سازد، در اين صورت، يقيناً مطلوب نمي باشد و مي تواند نشانگر برخي ناكامي ها، احساس حقارت و برخي آشفتگي هاي روحي و رواني ديگر باشد.
فضاي مدرسه و ارتباط صميمي حاكم در آن فرصت مناسبي است براي دختراني كه به نوعي دچار كمبود محبت هستند تا بتوانند با ارتباط با همجنسان خود و عشق ورزيدن به آنها اين نياز باطني خود را تا حدودي ارضا كنند بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه عشق به همجنس چيز خيلي عجيبي نيست خصوصاً در عصر حاضر كه ارتباط عاطفي فرزندان با پدر و مادر به خاطر شاغل بودن والدين و برخي مسائل ديگر بسيار كمرنگ شده است و فرزندان خلأ عاطفي زيادي را در درون خانواده احساس مي كنند و به ناچار آن را در ارتباطات ديگر جستجو مي كنند.
از سوي ديگر، جذابيت هاي ظاهري برخي دختران، حس زيبادوستي ديگران را برمي انگيزاند و باعث مي شود كه افرادي كه زيبا نيستند و يا از جذابيت و زيبايي كمتري بهره مند هستند به افراد زيبا و جذاب عشق بورزند و دوست داشته باشند دائماً در كنار اين گونه افراد قرار گيرند. اين طوري احساس خوشايندي به آنها دست مي دهند و بخشي از كمبودها و خلأ روحي و رواني آنها ارضا مي شود.
با اين اوصاف، احتمال آشفتگي روحي و رواني برخي از هم مدرسه اي هاي شما وجود دارد كه مي توانيد به عنوان راهكار كلي از اولياي مدرسه، معلمان و مديران بخواهيد كه مشاورين و روانشناسان باتجربه اي را به مدرسه تان دعوت كنند تا با كمك آنان و نيز همكاري خانواده هاي دانش آموزان، زمينه آشفتگي رواني آنها را شناسايي كنند و از بين ببريد تا آنها مجبور نباشند براي آرامش روحي و رواني خود، ارضاي نياز عاطفي و جبران كمبود محبت به رفتارهاي افراطي عاشقانه روي بياورند. روانشناسان همچنين مي تواند با فنون و تكنيك هايي عشق افراطي آنان را تعديل كنند و يا آن را با عشق حقيقي و عشق به خدا جايگزين گرداند و نيز راه هاي رهايي از عشق افراطي و وابستگي رواني را به آنان آموزش بدهد و توجه آنها را به ارزش وجودي خود معطوف سازند.
به هر حال، براي اين كه اين گونه افراد عاشق پيشه را از خودتان دور كنيد، نيازي به دلشكستن و يا طرد كامل آنها نيست. بلكه بهترين و كم آسيبترين راه براي كنترل رفتارهاي افراطي عاشقانه اين گونه افراد، ترغيب و تشويق فرد عاشق به مراجعه به روانشناس و روانپزشك باتجربه ميباشد تا از طريق درمان اختلالات رواني، علاقه و وابستگي افراطي درمان گردد. فردي كه از عزت نفس بالايي برخوردار است و از افسردگي و اضطراب رنج نمي برد، هيچ گاه در مقابل يك فرد معمولي مثل من و شما سر فرود نمي آورد. براي به دست آوردن دل طرف دست به هر آب و آتشي (مثل محبتهاي افراطي، بيش مراقبتهاي مادرانه، فداكاري غير معقول و...) نمي زند، پس در هر صورت توصيه مي كنيم كه بدون اين كه با هم مدرسه اي هاي خود برخورد تندي داشته باشيد و آنها را از خود طرد كنيد به آنها پيشنهاد كنيد كه در اسرع وقت به كلينك مشاوره و روانشناسي معتبر مراجعه كنند و با كمك گرفتن از روانشناس و مشاور، زمينه هاي اختلالات رواني خود را بشناسند و آن را درمان كنند.
نكته ديگري كه رعايت آن ضروري است و در كاهش عشق و علاقه افراطي هممدرسهاي هاي شما نقش دارد، كاستن از برخي جذابيت هاي ظاهري است. اگرچه انسان ها دوست دارند زيبا باشند و ديگران آنها را زيبا بدانند. اما گاهي وقت ها اگر زيبايي و جذابيت ظاهري باعث دردسر گردد، چاره اي جزء كاستن جذابيت هاي ظاهري نيست به همين خاطر، پيشنهاد مي شود در برخورد با همجنسان خود در مدرسه و خارج آن گاهي از جذابيت هاي ظاهري خود بكاهيد. متانت و سنگيني خود را حفظ كنيد و يا شوخي زياد را كنار بگذاريد تا بدين وسيله از وابستگي زياد برخي دانش آموزان به خودتان جلوگيري به عمل آوريد تا آنها آرامش زندگي شما را مختل نكنند و شما نيز از اين ناحيه آسيب نبينيد. گاهي تغيير مدرسه مي تواند براي مدتي آرامش را به شما بازگرداند.
با يك عذرخواهي ساده و توبه معمولي مي توانيد دل شكسته هممدرسهاي خود را به دست آوريد و خود را از عذاب وجدان برهانيد. اما عذرخواهي به معناي دامن زدن به عشق افراطي او نيست. بلكه اگر بتوانيد او را غير مستقيم به مراكز مشاوره اي ارجاع دهيد كار پسندانه تري انجام داده ايد و او را از وابستگي مجدد باز داشته ايد.
موفق باشید.






