با سلام لطفا بفرمایید ایا ایه ای در قران وجود دارد که دلیل خلقت جهان را به خاطر وجود مبارک اهل بیت عنوان کند؟ ایا ایه ای در قران در مورد روایتهایی که از اهل بیت عنوان میکنند وجود دارد؟ چه گونه میتوانیم مطمئن شویم روایاتی که از اهل بیت نقل میشود درست است؟

پرسش: اهل بيت و قران
با سلام لطفا بفرماييد ايا ايه اي در قران وجود دارد كه دليل خلقت جهان را به خاطر وجود مبارك اهل بيت عنوان كند؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم شما سه سؤال كرده ايد كه جدا جدا جواب مي دهيم.
آيات زيادي از قرآن دلالت دارد كه جهان خلق شده تا محيط مناسبي براي رشد و تكامل بشر به وجود آيد. در اين محيط مناسب، انسان_ كه غايت خلقت است_ با عبادت و بندگي به معرفت خدا برسد و خدا گونه شود.
خدا گونه شدن انسان و رسيدن به اوج بندگي و عبوديت، فلسفه خلقت جهان و انسان است. تنها انسان است كه چنين ظرفيتي دارد. بقيه موجودات از چنين ظرفيتي برخوردار نيستند.
در بين انسان ها هم آن كه به كمال عبوديت مي رسد و آيت تمام نماي خدا مي گردد، غايت است. چهارده معصوم به عبوديت مطلق و اوج كمال انساني رسيده اند. به همين جهت آنان غايت خلقت هستند.
در روايت قدسي هم دارد كه وقتي حضرت آدم و حوا انوار معصومين را بر ساق عرش ملاحظه كردند، آنان را در بالاترين مقام يافتند . از خدا در مورد هويت آنان سوال كردند. خداوند اعلام كرد كه اينان برگزيدگان من هستند كه به خاطر آنان بهشت و دوزخ و دنيا و آخرت و ...را آفريدم.
از آن جا كه معصومين (ع) همه نور واحد و شجره طيبه يگانه اي هستند كه خدا براي خود برگزيده و خلقت به خاطر آنان صورت گرفته، مي توان همه خلقت را طفيل وجود همه آنان دانست. مي توان همه خلقت را طفيل وجود بعض آنان كه همان نور واحد است، دانست.
همه خلقت براي وجود چهارده معصوم وجود يافته است، همچنان كه همه خلقت و و همه معصومين طفيل وجود رسول خدايند. همه خلقت و رسول خدا و امام علي خلق شده اند تا زهراي مرضيه وجود يابد. اينان چون همگي نور واحد هستند و سالك يك طريق و رهپوي يك مقصدند، يك حقيقت مي باشند. من و شما هم اگر سالك اين طريق و رهپوي اين حقيقت گرديم، از برگ و بار همين شجره خواهيم شد. به همان حقيقت واحد وصل خواهيم گرديد.
بنا بر اين در اين جا زهراي مرضيه نه يك زن بلكه مصداق انسان كامل و همراه تمام عيار رسول خدا است. در آن مقام ديگر مرد و زن بودن تفاوتي ندارد و ملاك، انسانيت است و عبوديت.
اگر جهان براي زهرا خلق شده ،بدان رو است كه ايشان تحقق بخش غايت خلقت است . هر كس مي تواند به حظ و توان خود تحقق بخش اين غايت باشد، گر چه هيچ بلند پروازي را به غايت سيمرغ راه نيست.
وقتي غايت خلق رسيدن به عبوديت است، شما هم مي تواني تحقق بخش اين غايت گردي. طبيعي است كه در مقام تحقق ، آن كه به اوج رسيده، غايت را تحقق بخشيده است. زهراي مرضيه و پدر و شوهر و فرزندانش اين غايت را به تمامي تحقق بخشيده اند. اين فضيلت را به تمامي مالك شده اند و اين حاصل تلاش آنان است، نه تبعيض و ظلم در حق ديگران.

پرسش: آيا آيه اي در قرآن در مورد روايتهايي كه از اهل بيت عنوان مي كنند وجود دارد؟
چه گونه مي توانيم مطمئن شويم رواياتي كه از اهل بيت نقل مي شود درست است؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اگر منظورتان اين است كه آيا قرآن ما را به اطاعت از روايات اهل بيت فراخوانده است؟ جواب اين است كه آري.
به بيان قرآن رسول خدا الگو و اسوه و بيان كننده قرآن است:
لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (1)
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود.
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم(2)
و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى.
پس رسول خدا بيان كننده و مفسر قرآن است و به همين جهت هم قرآنم دستور داده كه هر چه امر و نهي مي كند، بايد اطاعت شود:
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (3)
آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد(و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد.
بنا بر اين آيات و آيات فراوان ديگر اطاعت از سخن و سيره رسول خدا عين اطاعت از خدا واجب است(4) و بنا بر حديث ثقلين، پيامبر بعد از خودش عترت و اهل بيت را به جاي خود به مقام بيان و تفسير دين نصب كرد و چون آنان مطهَّر و برگزيده خدا بودند، اطاعت از از سخن و رفتار آنان هم مانند اطاعت از سخن و رفتار رسول خدا واجب مي باشد و احاديث همه حكايتگر سخن و رفتار معصوم هستند واگر به طريق معتبر به دست ما برسند، بايد اطاعت شوند.
پي نوشت ها:
1. احزاب(33) آيه 21.
2. نحل(16) آيه44.
3. حشر(59) آيه7.
4. سيد علي ميلاني، حديث الثقلين، قم، مركز الابحاث العقائديه، 1421ق.
پرسش: چه گونه مي توانيم مطمئن شويم رواياتي كه از اهل بيت نقل مي شود درست است؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم در احكام به حكم عقل و شرع بايد به خبر موثق و مورد اعتماد ترتيب اثر داد و اگر چنين خبري را قبول نكنيم و بدان ترتيب اثر ندهيم، همه عاقلان ما را محكوم مي كنند و در صورت رسيدن ضرر، خود مسبب آن مي باشيم.
ترتيب اثر دادن به خبر افراد مورد اعتماد، حكم عقل است و همه عاقلان آن را قبول دارند و شرع هم اين حكم عقلي را تاييد كرده است.
ما نمي توانيم اگر فرد مطمئن، با ايمان و راستگويي ما را از خطري در خارح از محدوده ديد ما، مطلع كرد، به خبر او بها ندهيم و بها ندادن به خبر او عين جهالت و بي عقلي است.
بله اگر فرد خبر دهنده ناشناخته است، دروغگو است، مقيد نمي باشد يا ... ، در اين صورت بايد بررسي كرد و اگر نشانه هايي بر صحت خبر او بود، بدان ترتيب اثر داد و گر نه بدان اعتنا نكرد.
قرآن همين رويه عاقلانه را تاييد كرده و مي فرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ (1)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد!
بنا بر مفهوم اين آيه اگر فرد راستگو، مؤمن و مقيدي ما را خبر داد كه از معصوم شنيده كه اين سخن را گفته است يا ديده كه معصوم اين كار را انجام داده، به حكم عقل و شرع نمي توانيم سخن او را نشنيده گرفته و بدان بها ندهيم.
با توجه به اين بناي عقلي و تاييد شرعي است كه در احكام به خبر و روايتي كه فرد مؤمن و صادق و عادل و مورد اطمينان از معصوم روايت مي كند، بايد ترتيب اثر دهيم و اگر ترتيب اثر نداديم، سزاوار است كه توبيخ شويم.
البته رواياتي كه توسط افراد عادل و مورد اطمينان نقل مي شوند، حجت هستند از اين رو از همان زمان صدر اسلام با راهنمايي پيامبر و امامان دو علم "رجال" و "درايه الحديث" پايه گذاري شد. علم رجال به شناساندن راويان همت گمارد و عالمان رجال به بحث و بررسي در مورد راويان پرداختند و آنان را معرفي كردند و نقاط ضعف و قوتشان را آشكار ساختند و معلوم كردند كدام راويان در درجه بالاي وثاقت و اطمينان هستند و كدام در درجات متوسط و كدام ضعيف و كدام غير قابل قبول مي باشند.
علاوه بر آن با توجه به وجود نهضت شوم جعل حديث، پيامبر و امامان به ارائه ملاك هايي همت گماردند كه نشان از صحت محتواي حديث مي دهد يا از جعلي و دورغين بودن متن خبر مي دهد مثلا پيامبر و امامان دستور دادند روايات به قرآن و سنت قطعي عرضه شوند و اگر با قرآن و سنت قطعي منافات و ناسازگاري داشتند، آنها را ترتيب اثر ندهند:
هشام بن الحكم أنه سمع أبا عبد الله(ع) يقول: لا تقبلوا علينا حديثا إلا ما وافق القرآن والسنة أو تجدون معه شاهدا من أحاديثنا المتقدمة، فإن المغيرة بن سعيد لعنه الله دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي، فاتقوا الله ولا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالى وسنة نبينا محمد(ص)، فإنا إذا حدثنا قلنا : قال الله عز وجل، وقال رسول الله(ص).(2)
هشام گويد از امام صادق (ع) شنيدم كه مي فرمود: سخني را از ما ندانيد. مگر آنچه موافق قرآن و سنت قطعي باشد يا قرينه اي از احاديث قطعي آن را تاييد كند. زيرا مغيره بن سعيد در كتاب هاي اصحاب پدرم دست برد و سخناني به نام پدرم در آنها وارد كرد. پس از خدا بترسيد و سخن مخالف قرآن و سنت پيامبر را بر ما نپذيريد. زيرا ما از خدا و پيامبر سخن مي گوييم.
با توجه به آنچه آمد، ما روايتي را مي پذيريم كه با سند متصل به معصوم به ما رسيده و افراد سند شناخته شده و مورد تاييد عالمان رجال باشند و محتواي حديث هم با قرآن و سنت قطعي مخالف نباشد يا اگر روايت سند متصل ندارد يا بعض افراد روايت ناشناخته يا ضعيف هستند، قرينه هاي ديگري از روايات معتبر بر صحت آن گواهي دهد. در اين مورد عالمان به تبع دستورهاي امامان بسيار سخت گير هستند.
بله در احكام مستحبي با توجه به دستور امامان نوعي تسامح و آسان گيري وجود دارد. امامان فرموده اند اگر بنا به روايتي از رسول خدا بر انجام فعلي وعده پاداشي داده شد و كسي به اميد آن پاداش به آن روايت عمل كرد، به آن پاداش مي رسد. حتي اگر آن روايت سخن واقعي پيامبر نباشد.(3) با توجه به اين روايات معتبر، عالمان در سند روايات مربوط به مستحبات به نوعي آسان گيري كرده اند.
پي نوشت ها:
1. حجرات (49) آيه 6.
2. مجلسي، بحارالانوار، بيروت، الوفا ، 1403 ق، ج 2، ص 250.

موفق باشید.