با عرض سلام میخواستم بپرسم که با وجود تفاسیر متعدد از قران کریم این تفسیر به رای و تحریف معنای قران نیست.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تفسير كه به معناى بيان معانى آيات قرآنى، و كشف مقاصد و مداليل آنست، از قديمى‏ترين اشتغالات علمى است، كه دانشمندان اسلامى را به خود جلب و مشغول كرده است. و تاريخ اين نوع بحث كه نامش تفسير است، از عصر نزول قرآن شروع شده است و اولين مفسر و مبين قرآن خود پيامبر اكرم(ص) بودند.
اگر تفسير قرآن بر اساس قاعده و روش صحيح انجام گيرد، تفسير صحيح و معتبر خواهد بود. تفاسيري كه در طول تاريخ بعد از نزول قرآن نوشته شده بر اساس عقيده مفسر و شيوه و روش او در تفسير آيات، مختلف شده است. از اينرو بعضي تفاسير روايي است يعني مفسر در توضيح آيات فقط به روايات معصومين(ع) اكتفا نموده است. بعضي تفاسير هم اجتهادي است يعني مفسر علاوه بر استفاده از آيات و روايات به ذوق و اجتهاد خود هم عمل كرده است و از اين جهت كسي كه بيشتر با ادبيات آشنا بوده تفسير ادبي نوشته و كسي كه بيشتر با فلسفه و كلام آشنا بوده تفسير كلامي نوشته و تفسير عرفاني و... كه مرحوم علامه طباطبايي در مقدمه تفسير الميزان مفصل به اين بحث پرداخته و شيوه هاي متعدد تفسيري را بررسي كرده اند.(1)
بنابراين اگر مفسر در فهم و توضيح آيه برداشت قبلي نداشته باشد و نخواهد برداشت و راي خود را بر قرآن تحميل كند و از قرآن براي راي خود دليل و تاييد درست كند، و برداشتش از قرآن بر اساس قواعد تفسيري عقلي و نقلي از جمله آيات قرآن، روايات، شان نزول، لغت و... باشد و به قرائن توجه و استناد كرده باشد، تفسير او مستند و معتبر است و اين تفسير به رأي محسوب نمي شود. اما تفسير به راي آن است كه فرد نمي خواهد بدون پيشداوري به محضر قرآن مشرف شود و به شنيدن پيام قرآن گوش بسپارد. بلكه از قبل راي و عقيده اي دارد و مي خواهد از آيات قرآن براي خود مؤيد و دليل دست و پا كند. در چنين مواردي مراجعه كننده، آيه يا آياتي را بدون توجه به اين كه خاص است يا عام، ناسخ است يا منسوخ، مطلق است يا مقيد و... و بدون استناد به روايات و شان نزول، به عنوان دليل و مؤيد خود ارائه مي دهد و برداشتش را از قرآن بيان مي كند. اينگونه تفسير و فهم قرآن نكوهش و نهي شده است و موجب تحريف معناي واقعي قرآن مي گردد و آيت الله معرفت هم آن را يكي از اقسام تحريف در اصطلاح دانسته و مي نويسد: «تحريف در دلالت كلام يعني تفسير و تاويل ناروا به گونه اي كه لغت با تفسير هماهنگ نبوده و وضع و قرينه اي بر آن دلالت نداشته باشد. صرفا طبق دلخواه خود تفسير و تاويل گرديده باشد. اينگونه تاويل غير مستند را تاويل باطل و تفسير به راي مي شمرند. پيامبر اكرم(ص) فرموده است: «من فسّر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النار»(2)؛ هر كسي قرآن را به دلخواه خود تفسير كند بايد جايگاه خود را در آتش مشخص سازد.(3)
بنابراين تفاسير متعدد و مختلف اگر از روي قاعده و روش تفسيري معتبر شكل گرفته باشد و مستند قرآني و روايي داشته باشد نه تنها تفسير به راي و تحريف معناي قرآن نيست، بلكه فهم و برداشت و بيان مقصود خداوند است و اختلاف مفسرين در تفسير مانند اختلاف فقها در فتوا و فقه است كه بخاطر اختلاف مباني و ديدگاه ها و برداشت هاي آنها از آيات و روايات شكل مي گيرد و هيچ اشكالي هم ندارد. بله حقيقت يكي بيشتر نيست. اما چه كنيم در دوران غيب كه نمي توانيم دست روي دست گذاشته و بي تفاوت شويم و درهاي علم و استنباط را به روي خودمان ببنديم و خود را از نظريات بزرگان بي بهره سازيم اگرچه برخي نظريات با واقع ساگار نباشد.
پي نوشت ها:
1. ر. ك: طباطبايي، محمد حسين، الميزان، انتشارات جامعه مدرسين، ج1، ص4، مقدمه.
2. ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي، انتشارات دار النشر، ج4، ص104.
3. معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، انتشارات موسسه التمهيد، ص371.
موفق باشید.