با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما . مدتی طولانی است که مسئله جاودانگی و سوالات پیرامون آن مرا آزار می دهد و افسرده ام کرده است خواهش می کنم با پاسخ خودتان مشکل مرا حل بفرمایید با سپاس فراوان از شما.
سوال چرا جاودانگی خوب و هدفی والاست؟ در حالی که جاودانگی ملال آور است به هر صورتی که باشد. اینکه شما همیشه در بهشت نیک زندگی کنید آیا ملال آور نیست؟ انسان دیگر در بهشت دغدغه ای ندارد که بدنبال آن برود و مشکلش را حل کند. داشتن آرزو و هدف است که انسان را به حرکت و تلاش وا می دارد و هنگامی که بدان می رسد بسیار لذت بخش است البته زود گذر. در حالی که پس از مرگ اگر به بهشت بروید هر آرزویی بکنید بدان بسادگی خواهید رسید . و اگر هم رسیدن بدان آرزو سخت باشد چون میدانید جاودانه اید بالاخره بدان خواهید رسید. این مسئله هیچ انگیزه و لذتی برای انسان ندارد. حتی اگر شما هر روز در کنار نهر عسل باشید بالاخره از آن دل زده خواهید شد. البته هر لذتی که آنچا می برید بالاخره ملال آور خواهد بود. اینجا دیگر بنظرم مرگ و فانی شدن و نبودن بسیار بهتر است. منتظر پاسختان هستم. با تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ميل به جاودانگي در وجود و فطرت انسان قرار داده شده است به اين جهت است كه جاودانگي عالم آخرت و بهشت، خواسته فطري و دروني انسان است كه هميشه آن را مي خواهد؛ بنابراين عالم آخرت و بهشت، پاسخي به خواسته دروني آدمي است و اگر نگراني و ناخوشايندي در اين امر مي بيند نسبت به اصل جاودانگي نيست. بلكه از كم و كيف حيات جاودانه است كه اين امر نيز نتيجه عدم وجود شناخت ما از عالم آخرت است.
اصولا عالم آخرت محل بر طرف شدن محدوديت ها و سرآغاز زندگي سراسر كمال و خوشي است، تكامل و رشد در ابعاد گوناگون در آن وجود دارد و امكان تعالي و تكامل روحي و معرفتي و.... به طور نامحدود براي بشر در آن جهان اقتضا مي كند كه حيات در آن سرا هم نامحدود باشد.
البته چگونگي حيات در آخرت به صورت كامل و واضح براي ما كه در دنيا و با محدوديت هاي ماده زندگي مي كنيم، قابل درك نيست و چه بسا بخش عمده تحير و افسردگي شما در اين زمينه هم به ابهام كم و كيف عالم آخرت و زندگي در آن بر گردد، اما در مجموع وقتي امكان تكامل و رشد علمي و معرفتي در آخرت به مراتب بهتر و بيش تر از دنيا فراهم باشد، پس بسياري از اهداف خلقت انسان هم چنان در آخرت باقي است و با اين وجود تصور انتها براي آن لذت بي نهايت و با شكوه اندوه بار و نگران كننده تر خواهد بود.
اما در مورد احتمال تكراري و ملالت بار شدن اين زندگي و لذت ها بايد گفت:
در بهشت هم انسان مي تواند با افزودن به درجات معرفت و شناخت خود مراتب بالاتري از قابليت هاي انساني را براي خود رقم بزند و به كمالات بيش تري دست يابد. شوق رسيدن به مراتب بالاتر و بهره هاي روجي و معنوي همراه آن خود بالاترين انگيزه و هدف براي انسان بهشتي است.
هرچند بر فرض كه زندگي بهشتيان تنها لذت محض و بهره هاي التذاذي از حيات ابدي بهشت باشد، در آن عالم نيز هر لحظه و آن، چيز تازه اي تحقق مي يابد. خلقت تداوم يافته و هر لحظه چيزي نو پديد مي يابد. نوعي حيات ناشناخته در همه موجودات وجود دارد كه شوق و ميلي جديد را آن به آن تجديد مي سازد؛ تصور هر نوع ملالت و يكنواختي ناشي از زندگي ما در عالم دنياست كه غرق در محدوديت ها و كاستي است.
همه لذت ها در آن جا از خلوص تمام برخوردار است. به علاوه ظرفيت ما در درك آن ها مانند دنيا نيست. در واقع همان احساس ميل به غذاي لذيذ كه پس از مدتي در همان انسان سير بي ميل به غذا دوباره شكل مي گيرد، در بهشتيان بدون فاصله محقق مي شود. تفاوت مهم بين نعمت ها و انسان هاي بهشتي و دنيايي است.
ً نعمت هاي بهشت همواره جسماني نيستند. بلكه در بسياري از موارد روحاني خالص يا مخلوطي از نعمت جسماني و روحاني اند كه در آن ها محدوديت هاي مادي و جسماني وجود ندارد؛ آيا در عشق يك عالم بزرگ به مطالعه و تحقيق و لذت روحي كه از آن مي برد، تكرار و يكنواختي معنا پيدا مي كند؟ يا لذت هائي مانند بودن در كنار همسر مورد علاقه و يا لذت حاصل از نوازش پدرانه و يا مادرانه و ... اگر چه با جسم درك مي شوند، لكن مادي نيستند، در نتيجه در بهشت نيز همين نعمت ها مي تواند در افقي وسيع تر و در اوج بيشتر وجود داشته باشد كه هيچگاه رنگ تكرار و ملالت را به خود نگيرد.
حتي در مورد نعمات جسماني و حسي بهشت نيز همين اصل برقرار است. زيرا از آن جا كه ذات و صفات خدا بي نهايت است، بدون شك جلوه هاي او نيز بي پايان است. هر روز لطف و عنايت تازه اي و هر دم رحمت جديدي از آن خزانه غيب به بهشتيان مي رسد، به گونه­اي كه اصلاً تكراري در آن نيست.
در آن عالم هر لحظه و هر آن، چيز تازه اي تحقق مي يابد و خلقت تداوم يافته و هر لحظه چيزي نو پديد مي آيد. چون در آن جا نوعي حيات ناشناخته در همه موجودات وجود دارد كه شوق و ميلي جديد را در همه ساكنان بهشت در مورد اين نعمات آن به آن پديد مي آورد و بر اين اساس تصور هر نوع ملالت و يكنواختي ناشي از زندگي در عالم آخرت و يا تحير و نگراني و ترس از آن تنها مربوط به همين عالم دنياست كه غرق در محدوديت ها و كاستي است، ولي در آن عالم اين ترديدها و نگراني ها كاملا برطرف مي گردد.
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند بهشتى آفريده كه هيچ چشمى نديده و هيچ مخلوقى از آن آگاه نيست. خداوند هر صبحگاه آن را مى گشايد و مى گويد: بوى خوشت را افزون كن و نسيمت را بيفزا». (1) بنا بر اين براي بهشتيان هيچ گونه ملال و دلزدگي از بهشت و نعماتش معني و مفهوم ندارد.
«براي اهل بهشت سفره هايي مي گسترانند كه بر آن، آنچه مورد علاقه آن هاست، قرار داده مي شود. طعام هايي كه از آن لذيذتر و معطر تر نيست». (2)
در نتيجه مي توان گفت در بهشت نوعي تكامل وجود دارد، در همه چيز حتي در خود بهشتيان. هر تكاملي جلوه جديدي از زيبايي هاي همان منظر واحد را به انسان مي نماياند، چه رسد به اينكه همان منظر نيز در حال تكامل است؛ در روايتي آمده است:
«سوگند به خدايي كه قرآن را بر محمد نازل كرد! اهل بهشت پيوسته بر جمال و زيبايي شان افزوده مي شود، همچنان كه در دنيا بر پيري و فرتوتي آنان افزوده مي شد». (3)
براي مطالعه بيش تر مي توانيد به اين منابع مراجعه نماييد:
1. جوادي آملي، تفسير موضوعي قران كريم (معاد در قران) ج 5، نشر مركز اسرا.
2. گفتار فلسفي، معاد از نظر روح و جسم، ج 2، هيئت نشر معارف اسلامي.
3. ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 6، نشر دارالكتب الاسلاميه تهران.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 81.
2. بحرانى سيد هاشم‏، البرهان فى تفسير القرآن‏، بنياد بعثت‏، تهران‏، 1416 ه ق‏، ج4، ص 394.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 ه ق، ج8، ص199.
موفق باشید.