سلام آیا خداوند، قرآن یا معصومین سفارشی برای غلبه بر وسواس فکری دارند؟
ممنون از توجهتون

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداي متعال در كتابش به اين موضوع اشاره كرده است كه وسوسه چيزي جز شر و آفت روح و جان آدمي نيست و درمان و غلبه بر آن فقط در سايه پناه بردن به قلعه و دژ محكمي ايمان و اعتقاد و عمل صالح و حاضر بودن در تمام اوقات نزد حضرت حق ميسر است.
خداي متعال در سوره ناس به طور مستقيم به انسان ها دستور مي دهد كه خدايي دارند، پناهگاهي دارند، صاحب و مالكي دارند كه بايد به او پناه ببرند و اگر وسوسه ها به او روي آورد، به خداي شان پناه ببرند.
اگر به اين سوره توجه كنيم و آن را با عنايت به فهم معاني آياتش بخوانيم نتيجه آن مي شود كه از هر نوع وسوسه اي در امان خواهيم بود، زيرا پناه بردن به خداي متعال يعني دور شدن از همه وسوسه هاي فكري و رواني و روحي و مي دانيم انساني كه خود را به پناهي عظيم مي رساند وارد دژي مستحكم مي شود. دژي كه هيچ وسوسه و آفتي نمي تواند در آن نفوذ كند.
شيخ طبرسي- از مفسرين بزرگ- در توضيح وسوسه جن و انس نوشته است:
فيه أقوال أحدها أن معناه من شرّ الوسوسة الواقعة من الجنة و الوسواس حديث النفس بما هو كالصوت الخفي و أصله الصوت الخفي و الوسوسة كالهمهمة"(1)
يكي از معاني وسوسه اي كه از جن و انس ايجاد مي شود حديث نفس است كه همان صوت ضعيف (نجواي دروني) مي باشد و وسوسه مثل هم مهمه است.
يعني صدايي كه آشكار و واضح نيست، نجوايي گنگ كه موجب گمراهي انسان مي شود و منشايي شيطاني دارد. چنين نجوايي، از جنيان گمراه و انسان هاي شيطان صفت در باطن آدمي القاء مي شود، زيرا خوب و بد صداي آشكار با خود صدا همراه است و انسان ها غالبا مي توانند آن را تشخيص دهند، اما نجوا يا صداي ضعيف كه به صورت همهمه باشد،موجب شك در مسير تشخيص مي شود.
درمان وسواس فكري و روحي و غلبه بر آن از ديدگاه روايات:
علاوه بر كتاب خدا كه به همه انسان ها خط سيري كلي در باره وسواس ارائه مي دهد و داروي آن پناه بردن به خداي متعال مي باشد،اولياي دين سلام الله عليهم اجمعين نيز توصيه هايي در مورد درمان وسواس فرمودند كه به نمونه هايي اشاره مي شود.
1. مولاي متقيان(ع) فرمود:
"ذِكْرُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ شِفَاءٌ مِنَ الْوَعْكِ وَ الْأَسْقَامِ وَ وَسْوَاسِ الرَّيْبِ وَ حُبُّنَا رِضَى الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏"(2)
يعني ذكر ما اهل بيت، شفاي از تب و درد و مريضي و شفاي از وسوسه ها و شك ها است و معلوم است كه وسواس ريب به معناي وسوسه هاي نفساني و شيطاني است كه موجب شك مي شود.(3)
ذكر اهل بيت، فقط بردن نام ايشان بر زبان نيست، بلكه گوش سپردن به توصيه ها و پيروي از راه ايشان است كه انسان را از خطر وسوسه و سقوط باز مي دارد.
2. امام صادق(ع) فرمود:" مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِي جَوْفِهِ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ (4) وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ"(5)
هر مؤمنى داراى دو گوش در باطن خود مي باشد، گوشى كه وسواس خناس در آن مى ‏دمد، و گوشى كه فرشته در آن مي دمد و خداوند به وسيله فرشته او را تاييد مى ‏نمايد و اين است معنى "وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ"
3. بزرگان گفتن ذكر لا اله الا الله، صلوات و...نيز سفارش مي كنند.
اما ما توصيه مي كنيم شما قبل از گفتن اذكار با بخش تلفني اخلاق ما هم به شماره 09640 حتما صحبت كنيد.
پي نوشت ها:
1. مجلسي محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، انتشارات اسلاميه، چاپ مكرر، ج‏67، ص 48.
2. همان، ج‏2، ص 146.
3. همان.
4. همان، ج‏67، ص 47.
5. سوره مجادله، آيه 22.
موفق باشید.