بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
انجام هزينههاي فراوان براي ساخت ضريح مطهر حضرت سيدالشهداء سلام الله عليه با چه توجيهي انجام ميگيريد؟ آيا اين عمل در اولويت قرار دارد؟
متشكرم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست گرامي ! دقت و حساسيت شما نسبت به اجراي صحيح آموزه هاي اسلامي و زدودن مشكلات اجتماعي ستودني و قابل تقدير است. به پرسشي كه مطرح نموديد مي توان از ديدگاه هاي مختلف پاسخ گفت؛ البته نظير اين پرسش را مي توان در امور مختلف مرتبط با امكان ديني و هزينه هاي رايج در موضوعات ديني مطرح نمود اما ما پاسخ خود را متمركز بر همان مصداق ضريح امام حسين(ع) يا سايرهزينه هاي حرم هاي معصومان مانند گنبد طلا و ...مي كنيم و در اين باره نكاتي چند را ارائه مي دهيم:
1- ساختن ضريح و حرم براي قبور رهبران مذهبي، به عنوان يك رسم و سنتي اجتماعي، قرن هاست كه در جوامع گوناگون به وجود آمده، منظور كساني كه اين كار انجام ميدهند، يك نوع احترام و تجليل نسبت به آن شخصيت است . از منظر دين اسلام اين گونه اعمال بيانگر تجليل و تكريم از شخصيت هاست؛ اگر اين افراد در زمره علما و بزرگان دين به خصوص امامان معصوم و فرزندان آنان باشند، اين اعمال مصداق تعظيم شعائر الهي است كه در قرآن نشانه تقوي و بسيار ارزشمند دانسته شده است.(1)
به علاوه اين گونه رفتارها در خصوص فرزندان رسول خدا نوعي اظهار مودت و محبتي است كه از فروع دين و مزد رسالت حضرت دانسته شده و در قرآن بر انجام آن سفارش شده است (2) و در ساحت ايمان شيعي از جايگاه رفيع و والايي برخوردار است؛ در نتيجه اين گونه امور تنها شكل خارجي و بروز بروني تجليل و تعظيم از اين بزرگواران است كه هم ماهيتي ديني دارد و هم به نتايج مثبت و ارزشمندي منتهي مي گردد.
البته قبول داريم كه در خصوص مصداق خارجي اين تعظيم و تجليل و نوع تزيين و تنقيش بارگاه ها يا كم و كيف توليد و هزينه ضريح ها و گنبد و ... ممكن است در مواردي اشتباهات و زياده روي هايي صورت بپذيرد و ضرورت ها در برخي موارد فراموش شود، اما اصل اين هزينه ها و تهيه زيباترين ضريح ها و گنبدها و ... به خودي خود نادرست و ناپسند نيست. زيرا تكريم و تجليل نمادهاي ديني هم يكي از مهم ترين ابزار ترويج و تبليغ تفكرات ناب و عميق ديني به حساب مي آيد و ماهيت ثروت اندوزي و دنيا طلبي ندارد.
2- وقتي بنا بر تكريم و تجليل ظاهري و دنيايي يك شخصيت بي بديل در بين بشريت مانند يك امام است، بايد تفاوتي بين او و ديگر شخصيت هاي مورد احترام انسان ها و يا بارگاه هاي ديگر سلاطين وجود داشته باشد تا تصور نوعي همساني براي بينندگان حاصل نشود؛ البته سخن در اين نيست كه نوعي مسابقه در تجمل و هزينه صوت بپذيرد، بلكه سخن آن است كه نوع به كار رفتن هنر و ظرافت و همت و صرف هزينه و وقت و فكر در انجام يك كار، خود نماد روشني از عمق انديشه و عقيده يك قوم در مورد باورهاي مورد قبولشان است.
نمونه اين نوع نگرش در بارگاه امامين كاظمين ديده مي شود كه بر خلاف سنت معماري اسلامي و شرقي، روي يك بارگاه دو گنبد قرارگرفته تا نشان دهد در زير اين بقعه دو امام مدفون هستند و براي شيعه هر امام مظهر يك انسان كامل است كه بايد اين عظمت و شكوه به شكلي كامل ابراز گردد و اين امر تابع سنت هاي جاري اجتماعي در ملل شرقي نگردد.
در نتيجه يكي از اولين سوالاتي كه براي يك بيننده غير مسلمان با ديدن ضريح باشكوه و بي بديل امام حسين (ع) پيش مي آيد، اين است كه اين همه عظمت و شكوه و هزينه براي يك انسان چه معنايي دارد و چرا اين مردم اين همه تلاش و همت و هنر و هزينه را براي بالاترين شخصيت هاي اجتماعي خود به كار نمي بندند؟ اين جاست كه روشن مي شود ما اين افراد را در شمار ديگر شخصيت هاي مورد تكريم و احترام در بين بشر نمي دانيم و نوع تكريم ما منشاي عقيدتي و متفاوت دارد.
به علاوه توجه به اين نكته ظريف هم خالي از لطف نيست كه هرچند در اسلام بر حقيقت و روح تعاليم و معارف ديني تاكيد بسيار شده، اما ظواهر و امور ظاهري هم از اهميت بسياري برخوردار است و نمي توان تاثير شگرف امور ظاهري را در جلب توجه و تاليف قلوب به سمت اين مكان ها و در نتيجه بهره مندي از معنويت و روحانيت موجود در اين مكان ها، انكار كرد.
دستوراتي استحبابي از قبيل خوش صدا بودن موذن و قاري قرآن يا زيبا و خوش سيما بودن امام جماعت (3) در منايع ديني نشان مي دهد كه توجه به ظواهر و بهره گيري از قدرت احساسات و تمايلات بصري و حسي بشر براي رهيافت به حقيقت باطني قابل انكار نيست.
3- بخش اعظم طلاكاري ها و تزيينات حرم هاي امامان يا در ضريح هاي اين بزرگواران توسط افراد عادي جامعه تامين مي شود و بخصوص هزينه ضريح جديد امام حسين كاملا از طرف مردم مومن انجام شده، حتي طلاهاي مصرف شده در آن نيز برگرفته از طلا و جواهراتي است كه توسط خود مردم از همه اقشار اهدا شد و به نوعي ماهيت اين اهداء دل كندن از مال دنيا و امور دنيوي در مسير تكريم شخصيت هاي ديني است.
به علاوه از آنجا كه اين نوع هدايا به شكل نذر و يا وقف و مانند آن صورت مي پذيرد، از نظر شرعي متولي امور حق تصرف متفاوت و مطابق ميل خود را ندارد و مامور به صرف اموال در همان مورد نذر است؛ در نتيجه در نتيجه طلاهايي كه براي گنبد و ضريح نذر يا وقف مي شود شرعا بايد در همين مسير خرج و هزينه شود كه چنين شد و مي شود.
بماند كه اصولا توده افراد جامعه علاوه بر همه خيرات و صدقات و هزينه هايي كه در مسير بزرگداشت ائمه و ترويج و تبليغ راه و هدف آن ها انجام مي دهند، به علت محبت قلبي خود چنين هزينه مضاعفي را براي توليد ضريح جديد متقبل مي شوند و اگر چنين مصرفي نبود معمولا اين پول در اختيار متوليان امور ديني و فرهنگي قرار نمي گرفت وعملا فرض وجود چنين مبلغي منتفي بود تا در مورد كم و كيف مصرف آن اظهار نظر شود. گرچه اصل هزينه مردم در اين مصارف هم نادرست و لغو نيست.
دليل اين امر آن است كه اصولا رابطه اولياء الهي با امت، رابطه سياسي نيست، بلكه رابطه دوستي و عشق شديد است. اقتضاي رابطه عاشقانه، بذل همه هستي و مال و امكانات خود در راه معشوق است. ائمه اطهار(ع) چنان جايگاه ژرف و رفيعي در دل هاي پاك شيعيان دارند كه حاضرند همه هستي خود را فداي آنها كنند.
4- از ديدگاه آيات و روايات اسلامي, زيارتگاه ها و محل هاي عبادت, نبايد نمادي از تجملات دنيايي و زخارف مادي باشد؛ ولي زيباسازي فضا در حد ايجاد جذابيت براي زائران, داراي آثار ثمربخش و سازنده اي است. به عبارت ديگر تعظيم جلال و عظمت بزرگان دين از طريق آباداني و زيباسازي قبور آنان و در كنار آن به وجود آوردن امكانات رفاهي, براي زائران و ارائه خدمات فرهنگي، مادي و... مي تواند نقش سازنده اي در گسترش و ترويج فرهنگ و ارزش هاي اسلامي, اسوه قراردادن ائمه اطهار(ع)، تمسك به سيره آن بزرگواران براي عموم مردم و... داشته باشد.
اين خود نتايج مهم و ارزشمندي در حوزه فردي و اجتماعي به دنبال دارد و در نهادينه كردن ارزش هاي الهي و انساني موثر است. چنانچه بسياري از امور عام المنفعه (مانند خيرات, نذورات، اوقاف، مدرسه سازي, سرپرستي ايتام, پرداخت وجوهات شرعي, كمك به نيازمندان و...) از تاثيرات و نتايج بسيار ارزنده ساخت و ساز همين صحن و بارگاه ها براي امامان و امامزاده ها مي باشد.
پي نوشت ها:
1. حج (22) آيه 32.
2. شوري (42) آيه 23.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 92، ص 191.
موفق باشید.






