با سلام
من محمد 30 ساله و فوق دیپلم هستم.مدتی پیش از روی کنجکاوی و سرگرمی در یک سایت همسریابی عضو شدم.اما نیم نگاهی هم به افراد سایت داشتم.واسه همینم پروفایلم رو بر اساس واقعیت ترتیب دادم.با دختری 27 ساله لیسانسه اشنا شدم.پروفایلش به پروفایل من شبیه بود.گرایشات مذهبی در اون وجود داشت(که البته بود).منم به مذهب علاقمندم.وتا حدودی پایبند.با هم از طریق چت رابطه برقرار کردیم.
تو همون روزای اول و دوم ازم خواست عکسمو بزارم.ولی من زیر بار نمی رفتم.بالاخره ادرس مغازه ای رو که توش کار میمکنم بهش دادم. چندی بعد هم عکسمو.ولی وقتی اون خواست عکسش رو بزاره من بشدت مخالفت کردم و اونهم منصرف شد.من از همون اول(روز اول) بهش گفته بودم هدفم سرگرمی و کنجکاوی و تجربه یه دنیای جدیده و اصلا شرایط ازدواج رو ندارم.اونم قبول کرد و فکر کنم قصد اونم همین بود.من تقریبال هر روز به اون تذکر میدادم (افراط شدید)اگه حس کنم بهم وابسته شدی رابطه رو قطع میکنم.واقعا یه جورایی توهین بود.انگار اون معطل من بود.
ولی متاسفانه وابستگی(شایدم دلبستگی)بوجود اومد.به خصوص از طرف من.یه بارم اومد مغازه منو دید ولی من چون بهش گفتم قصدم ازدواج نیست حتی بهش نگاهم نکردم.فقط همون لحظه ورود به مغازه که نمیشناختمش.رابطه ما تقریبا 40 روز طول کشید.یکی دو بار به شوخی گفتم شمارم رو بدم تا دیگه از تایپ کردن راحت شیم.اون گفت نه.البته منم خیلی مشتاق نبودم.فکر کنم اونم اینو میدونست.
تقریبا 20 روزه دیگه رابطه نداریم.یعنی اون یهو گذاشت ورفت.کلی اف گذاشتم فقط گاهی جملات کوتاهی میزاشت برام مثل لطفا دیگه چیزی نذار.لطفا فقط برو و.....
هر چی ازش خواهش کردم دلیلش رو بگو لااقل نگفت که نگفت.فقط اخرین بار گفت دارم ازدواج میکنم.که فکر کنم خواست دیگه سراغش نرم.
اونقدری دیدمش که با چهرش مشکلی نداشته باشم.از اخلاقش خوشم میومد.حرفاش همیشه از خدا و امید و زندگی موج میزد.منطقی بود.دیدش به زندگی خیلی برام جالب و ملموس بود.منم تقریبا همونطورم.ولی هیچوقت بهش نگفتم.حرفاش اغلب درست بود.
دو سه بار خواستم بهش بگم نظرت در مورد من واسه ازدواج چیه؟حتی واسه دهه محرم دعوتش کنم خونمون واسه مراسم محرم تا هم اون خونوادمو ببینه هم خونوادم اونو.ولی اینقدر تعلل کردم که دیگه هیچ دسترسی بهش ندارم.تنها نشونیش ای دیش بود که به کل دیگه اف.
هر چی ازش داشتم مثل اهنگ و شعر و.... پاک کردم.ولی مغازه رو که نمیتونم نرم.جایی که یه بار اومد. کار کردن با کامپیوتر برام سخت شده چون منو به یادش میندازه.اصلا نمیتونم فراموشش کنم.زندگیم دچار اختلال شده.سر کار ضریب اشتباهم خیلی بالا رفته.راستش ته دلم حس میکنم دوباره میاد
اگه اومد چیکار کنم.ادامه بدم.البته این بار زیر نظر خونواده هامون.من تو این مدت خیلی تو سایتای مشاوره چرخیدم.اگه الان این رابطه رو شروع میکردم مطمینم کار به اینجا نمیکشید.
لطفا راهنماییم کنید.چون با مرور زمان حالم بدتر شده تا بهتر.دیگه علاقه ای به ازدواج هم ندارم.
یه چیزم بگم تقریبا اخراش بود که به من گفت از ادم بی عرضه متنفرم.چند بارم اینو تاکید کرد
ممنون از شما به خاطر وقتی که برام گذاشتین
یا علی

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي اصرار ما در ماتبات كتبي و مشاوره هاي حضوري در دانشگاهها و ساير مراكز آموزشي براي عدم ايجاد رابطه دوستي با نامحرم، بخاطر ايجاد چنين مشكلاتي است، دختر و پسري كه همديگر هيچ شناختي از يك ديگر ندارند و احتمال به هم رسيدنشان بسيار كم است در محيط نت و يا محيط هاي ديگر آشنا مي شوند و چون در سنين نوجواني و جواني هستند و بطور غريزي بدنبال جفت مي گردند بدون اينكه از نعمت خدا دادي عقل كه وجه تمايز ميان انسان و حيوان است، بهره ببرند به دنباله روي از حكم غريزه كه كور است و فقط صرف ارژي رواني است و از بينش خالي است به هم دلبسته و وابسته مي گردند، و در ادامه با مشكلاتي همچون مشكل شما مواجه مي شوند و حتي برخي تا مرز خودكشي نيز پيش مي روند. در حالي كه بنا برگفته ي روانشناس بزرگ پرفسور آرون تي بك، عشق هرگز براي داشتن يك زندگي زناشويي پايدار، با نشاط و سالم و بدور از هر دغدغه، كافي نيست، ايشان در كتاب خود كه به حضورتان معرفي خواهم كرد مي گويند كه دختران و پسران فقط به صرف اينكه در نظر اول از هم خوششان آمده با هم ازدواج مي كنند اما مدتي بعد از ازدواج كه هيجانات و عواطف خاص نسبت به هم افت پيدا مي كند تعارضات شخصيتي، خانوادگي، اجتماعي و مذهبي و سياسي بالا مي آيد و زندگي مشترك آنها را با نابسامانيهاي زيادي روبرو مي كند و حتي آن را تا مرز فروپاشي پيش مي برد، من در راستاي اين عرايض معيار يك ازدواج خوب را به شما معرفي مي كنم و درپايان از شما مي خواهم كه كتاب معرفي شده را حتما بخوانيد. در كور بودن و غريزي بودن و بي منطق بودن دلبستگي شما به اين دختر همين بس كه به فرموده خودتان اصلا قيافه ايشان را درست نديده ايدد تا چه برسد اطلاع از ويژگي هاي شخصيتي ، اخلاقي و خانوادگي و غيره كه براي يك زندگي پايدار لازم است و بعد از ساعتها صحبت حضور در زير نظز خانواده ها و شرمت در مشاوره قبل از ازدواج حاصل مي شود. در كل بايد بدانيد كه غرايز انسان مثل غريزه جنسي و جفت يابي كور هستند و مثل موتور ماشين فقط توليد انرژي رواني مي نمايند و اين عقل است كه همانند راننده اين انرژي را در راه رسيدن به اهداف متعالي هدايت مي نمايد و اگر از عقل استفاده نشود اين انرژي متراكم مي تواند موجب انحراف انسان از جادهي سعادت و سقوط در دره حيوانيت گردد.
1- درباره معيارهاي يك ازدواج موفق بايد به ادبيات تحقيق در اين باره مراجعه كرد و معيارهاي خود ساخته كه برخاسته ازديدگاههاي غير واقعي و احيانا احساسي است، و در ادامة زندگي مشترك همچون حبابي محو خواهد شد، نمي تواند كارايي چنداني در اين مورد داشته باشد. واقعيت اينست كه هيچ كدام از ما نمي توانيم از همان آغاز زندگي زناشويي تمام پيچ و خم هاي آنرا در سالهاي آتي پيش بيني كنيم و آنچه اين پيش بيني را دشوارتر مي سازد اين است كه در جامعة كنوني ما متاسفانه غالب افراد بيش از آنكه تشابه فرهنگي، اقتصادي و فكري را براي انتخاب زوج در نظر بگيرند، در پيروي از احساسات و عواطف خود و معيارهاي غير ضروري و خود ساخته كه مبتني بر باورهاي غلط است، به دنبال ازدواج مي روند. روال تعيين اينكه دو زوج براي ازدواج مناسب هم هستند و يا نه، بدين گونه است كه طرفين بعد از آشنايي هاي ابتدايي كه زير نظر خانواده ها صورت مي گيرد، به مشاوري كه متخصص در امر مشاورة قبل از ازدواج است مراجعه مي نمايند و ايشان با تسلط بر آيتمهايي چون تاريخچة خانوادگي طرفين و خاطرات دوران كودكي آنها و گرفتن تست هاي مثل آزمون كتل، گلاسر، AAS، و يا MCMI و ساير تسهايي كه بومي شده براي ايران هستند و نيز همخواني نگرشهاي طرفين در مسائل مختلف اجتماعي و باورهاي ديني وسياسي و غيره كه در طي چندين جلسه انجام ميگيرد نظر خود را راجع به ازدواج آندو اعلام مي كند. بدين صورت كه يا ميگويد ايندو عليرغم علاقه ظاهري كه به هم دارند در صورت ازدواج با همديگر؛ دچار مشكل خواهند شد و بعد از اُفت علايق احساسي به هم؛ وارد فاز درگيري هاي لفظي و احيانا فيزيكي خواهند شد. و يا ايندو به درد ازدواج با هم ميخورند به شرطي كه فلان توصيه ها را بطور جدي مد نظر داشته باشند و به آن عمل نمايند. لازم به ذكر است مشاورة قبل از ازدواج علي رغم در نظر گرفتن پارامترهاي ضروري كه تحقيقات بسياري در سطح جهان بر روي آنها انجام گرفته فقط در حدود 75% مي تواند به پيش بيني موفقيت يك ازدواج حكم نمايد. و بقيه مربوط به تدابيري مي شود كه بعد از ازدواج، جهت غني سازي زندگي بين زوجي و ارتقاء رضايت مندي زناشويي بكار گرفته مي شود
پس پيشنهاد ما به شما اينست كه از قواي عقلي ونه احساسي و نيز مشاورة قبل از ازدواج براي انتخاب شريك زندگي آينده خود سود جوييد يعني در مرحلة اول آگاهي بيشتري در مورد خود تان بدست آوريد بدين معني كه با تدبر در خود دريابيد حقيقتا چگونه فردي هستيد؟ اهداف، ارزشها و علايق اساسي و اصلي شما در زندگي چيست؟ و انتظارات اصلي و اساسي شما از زندگي مترك چيست؟ و در مرحلة بعد به همراه شخصي كه قصد ازدواج با او را داريد نزد يك مشاور با تجربه برويد تا وي با راهكارهاي پيش گفته، نظر خود را در مورد انتخاب شما اعلام كند و احيانا مشكلات فراروي را با توجه به آيتمهاي شخصيتي شما و دختر انتخابي؛ به شما تذكر دهد.
اگر در تهران زندگي مي كنيد مي توانيد در اين رابطه با كلينيك دكتر يونسي تماس بگيريد، 02144015879
موفق باشید.