با عرض سلام و خسته نباشید
برادری دارم مردد در امور دینی. سوالاتی دارد که قادر به پاسخ گویی و قانع نمودن وی نیستم، از این رو سوالاتش را یادداشت نموده و برای شما می فرستم. لطفا پاسخ مفصل بدهید.
1. چرا خالق راضی می شود که در یک زلزله و یا اموری شبیه این که از حوزه¬ی اختیارات بشر خارج است، ناگهان چندین انسان جان خود را از دست بدهند. آیا این امور نشانه نقص در آفرینش نیست، و آیا نشانه ضعف خالق نیست؟
2. وی می¬ گوید به نظرم دنیا بی حساب و کتاب است، در غیر اینصورت نباید شاهد این همه بی عدالتی (فقر دسته ای و ثروت دسته ای دیگر، بی نتیجه بودن بسیاری از زحمت ها و ... ) در دنیا می بودیم. وی می گوید به نظرم همه چیز بازی و مسخره می آید. مثلا یک نفر، یک نفر دیگر را کشته (قضیه کربلا و امام حسین)، حالا که چه، می خواهند ظالم را چه کنند، می خواهند عذابش دهند، که چه؟ وی می گوید تضادهای بسیاری در جامعه می بینم که مرا به شک انداخته.
3. کلا سوال برادر ما این است که داستان این آفرینش انسان چیست؟ که چه؟ برای چه؟
لطفا پاسخی دهید که یک شخص در سر دوراهی دین داری و بی دینی را نجات دهیم
با تشکر

پرسش: پاسخ به پرسش هاي يك فرد مردد
با عرض سلام و خسته نباشيد
برادري دارم مردد در امور ديني. سوالاتي دارد كه قادر به پاسخ گويي و قانع نمودن وي نيستم، از اين رو سوالاتش را يادداشت نموده و براي شما مي فرستم. لطفا پاسخ مفصل بدهيد.
1. چرا خالق راضي مي شود كه در يك زلزله و يا اموري شبيه اين كه از حوزه¬ي اختيارات بشر خارج است، ناگهان چندين انسان جان خود را از دست بدهند. آيا اين امور نشانه نقص در آفرينش نيست، و آيا نشانه ضعف خالق نيست .
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پيش از هر چيز از تلاش و دغدغه شما در مورد حل مشكل برادرتان تشكر مي كنيم و براي شما و ايشان آرزوي بهروزي داريم.
در يك تقسيم بندي، شرور به شرور طبيعي (مانند سيل، زلزله، ناقص الخلقه بودن بعضي انسانها و...) و شرور اخلاقي (مثل قتل، ظلم، دزدي و...) تقسيم مي شود.
چون سوال از نوع اول شرور مي باشد ما به توضيح آن مي پردازيم.
ما معتقديم كه خداوند از آنجا كه عالم و قادر و خيرخواه مطلق است، نظام هستي را به بهترين وجه خلق كرده است و هر جزئي از اجزاي آفرينش به مهمترين وجهي كه امكان داشته، خلق شده است و به همين جهت خداوند را احسن الخالقين مي دانيم.(1)
بر اساس آيات قرآن و روايات به نكاتي در باره حكمت و علت وجود شرور در عالم طبيعي پي ببريم :
اولا: يكي از حكمت هاي شرور، امتحان و آزمايش انسان هاست قرآن مي فرمايد:« قطعا شما را با چيزي از ترس و گرسنگي و كاهش در اموال و جانها و محصولات مي آزمائيم و مژده باد شكيبايان را.» (2)
ثانيا: بعضي از شرور وسيله اي است براي كيفر اعمال انسان ها و انتقام و قهر الهي مانند نزول عذاب الهي بر قوم عاد، لوط، فرعون، اصحاب ايكه و...(3)
ثالثا: از ديدگاه احاديث، خداوند در مقابل رنج ها، دردها و مصايبي كه بعضي از انسانها ناخواسته دچار آنند و ما از آن به شرور طبيعي ياد مي كنيم، در قيامت جزاي برتري اعطا مي فرمايد كه ما به دو روايت اشاره مي كنيم:
امام صادق(ع) در توجيه نقص هاي بدني مانند نابينايي و ناشنوايي تاكيد مي فرمايند كه خداوند در آخرت به چنين اشخاصي در صورت صبر و بردباري، چنان پاداشي اعطا مي كند كه اگر ميان بازگشت به دنيا و تحمل دوباره چنين مصايب و باقي ماندن در آخرت مخير باشند، بازگشت به بلايا را انتخاب مي كنند تا اجرشان افزوده گردد.(4)
امام رضا(ع) مي فرمايند: بيماري مؤمن، موجب پاك شدن او از گناهان و لغزش ها و رحمت الهي در حق مؤمن است. (5)از آنچه گذشت روشن مي شود كه شرور طبيعي لازمه جهان مادي و شرور اخلاقي لازمه اختيار انسان هستند و لذا منافاتي با حكمت الهي ندارند. ضمن اينكه بعضي از اين شرور داراي حكمت هاي خاص ديگري نيز هستند كه به انها اشاره شد. (6)
رابعا: اساسا آنچه كه به عنوان شرور به نظر مي رسد ناشي از جزئي نگري و انسان محوري در شناخت جهان است؛ انسان چون خودش را محور عالم مي داند و تمام جهان را براي خودش مي پندارد هر آنچه را كه براي او نقص و كاستي ايجاد كند شرّ تلقي مي كند، حال آن كه اگر به كليت نظام جهان طبيعت نگريسته شود، چيزي به عنوان نقص و كاستي و شر وجود ندارد.
زلزله، سيل، آتش سوزي جنگل ها ، طوفان هاي سهمگين و ويرانگر، مرگ و مير انسانها و جانوران طبيعي ديگر و ... كه همه از ديد انسان محور ما شر به حساب مي آيند، حوادثي هستند كه با يك ديد كلي و نظام نگر ، براي ادامه حيات جهان طبيعت و استمرار اكوسيستم طبيعي لازم و ضروري است. براي پي بردن به بخشي از حكمتهاي موجود در اين گونه حوادث و نياز طبيعت به اين گونه اتفاقات ، كافي است برخي از مستندهاي علمي كه از رسانه هاي مختلف از جمله تلويزيون پخش مي شود را مشاهده كنيم و پيرامون آن ها بينديشيم.
با توجه به اين حكمت ها است كه مي توانيم ادعا كنيم كه وجود اين چنين اتفاقاتي كه به مذاق ما انسانها ناخوشايند مي آيد نه تنها دليلي بر نقص آفرينش و خالق جهان نيست بلكه دليلي بر حكمت آميز بودن و كامل بودن جهان آفرينش و حكيم بودن خالق آن مي باشد.
خامسا در برخي از اين حوادث ناگوار و ناملايمات پيش آمده، نوع رفتار انسان چه به صورت مستقيم و چه به صورت غير مستقيم دخالت دارد. پدر و مادري كه رعايت نكات بهداشتي و غير بهداشتي را نمي نمايند و فرزندشان ناسالم به دنيا مي آيد ، جامعه اي كه رعايت اصول صحيح زندگي در تغذيه و غير آن نمي كند و افراد جامعه به خاطر روش غلط زندگي دچار عارضه هاي روحي و جسماني شده و به همين دليل آمار مرگ و مير زود رس در ميان آنها بالا مي رود، افرادي كه به خاطر سود مالي، اقدام به تخريب جنگلها به صورت وسيع نموده و با اين كار مقدمات توسعه بيابانها فراهم كرده و موجبات بروز جريانات سيل آساي آبهاي سطحي را فراهم كرده و باعث پديد آمدن سيل مي شوند ووو همه و همه در بروز اين حوادث ناگوار دخالت دارند كه اگر در نوع عمل خود دقت لازم را مي كردند، چنين حوادث ناگواري به ميزان قابل توجهي كاهش پيدا مي كرد.
براي آشنائي با جنبه هاي ديگر علل و حكمتهاي وجود شرور در عالم توصيه مي كنيم كتاب«عدل الهي» تاليف شهيد مطهري را با دقت مطالعه فرمائيد.
پي نوشت:
1. مؤمنون (23)، آيه 14.
2. بقره (2)، آيه155.
3. ر.ك: اعراف (7)، آيه 136، هود (11)، آيه 82.
4. علامه مجلسي، بحار الانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404 هــ.ق، ج 3، ص 71.
5. شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، انتشارات شريف رضي، 1368 هـ.ش، ص 429.
پرسش: 2. وي مي گويد به نظرم دنيا بي حساب و كتاب است، در غير اينصورت نبايد شاهد اين همه بي عدالتي (فقر دسته اي و ثروت دسته اي ديگر، بي نتيجه بودن بسياري از زحمت ها و ... ) در دنيا مي بوديم. وي مي گويد به نظرم همه چيز بازي و مسخره مي آيد. مثلا يك نفر، يك نفر ديگ
2. وي مي گويد به نظرم دنيا بي حساب و كتاب است، در غير اينصورت نبايد شاهد اين همه بي عدالتي (فقر دسته اي و ثروت دسته اي ديگر، بي نتيجه بودن بسياري از زحمت ها و ... ) در دنيا مي بوديم. وي مي گويد به نظرم همه چيز بازي و مسخره مي آيد. مثلا يك نفر، يك نفر ديگر را كشته (قضيه كربلا و امام حسين)، حالا كه چه، مي خواهند ظالم را چه كنند، مي خواهند عذابش دهند، كه چه؟ وي مي گويد تضادهاي بسياري در جامعه مي بينم كه مرا به شك انداخته .
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با توضيحات مختصري كه در پاسخ قبل داده شد معلوم مي شود كه برخلاف ظاهر حوادث عالم حتي همين نواقص و بي عدالتي هايي كه به چشم مي بينيم به هيچ وجه ليلي بر وجود بي عدالتي و به هم ريختگي در امور عالم و در اداره اين مجموعه عظيم نيست، بلكه همه اين امور و به تعبير عرفي شرور نيز معلول علل و عوالم ويژه خود و نظم حساب شده و ساختار نظام مندي است كه هدف معيني را دنبال مي كند.
مثلا نقص ژنتيكي يك زوج به تولد كودكي ناقص منجر مي گردد، اگر اين زوج از اين نقص ژنتيكي خود مطلع بوده و راهكارهاي صحيح و درست درمان و سا شيوه هاي صحيح توالد و تناسل را در اين وضعيت خاص مي دانستند، چه بسا به جاي فرزندي معلول، فرزندي سالم و زيبا و توانا مي داشتند، اما در نتيجه اين جهل يا كوتاهي نتيجه اين گونه برايشان رقم خورده است.
حال در اين وضعيت هم آنان و هم فرنزدشان در موقعيتي خاص قرار گرفته اند و به اين وضعيت خاص آزموده مي شوند كه در برابر اين بلا و سختي چگونه عمل مي كنند ؟ اگر در عين وجود اين مشكل به وظايف خود به درستي عمل كنند و والدين تلاش خود را در حق اين كودك انجام دهند و يا خود كودك به جاي شكايت و افسردگي و ... به تلاش براي يك زندگي موفق بپردازد، همه آن ها به بالاترين درجات قرب الهي رسيده اند و در همين مسير كمالات وجودي خود را به حد اعلي رسانده اند.
در نتيجه در برابر تحمل اين مشكلات و بندگي رضايتمندانه خداوند هدف خلقت را در وجود خود به فعليت رسانده اند و بالاترين مقامات اخروي و پاداش هاي بي نظير و سعادت بي بديل در زندگي حقيقي انسان كه همان زندگي بهشتي باشد در اختيار آنان است.
البته نظير همين آزمايش براي كساني كه داراي سلامت و رفاه و زندگي به ظاهر خوبي هستند نيز مطرح است، اما نوع آزمون ها متفاوت شده و خانواده اول به دليل اشتباه خود، شكل آزمون خداوند براي خودشان را به گونه اي خاص رقم زده اند، هرچند در نتيجه ملاحظه وضعيت خاص و سختي آزمون آن ها به دقت خواهد شد.
همه اين ساختار به ظاهر به هم ريخته عين مديريت خداوند در نظام عالم است كه در نهايت هدف و فلسفه خلقت بشر و حضور او در دنيا را رقم مي زند و به نظر مي رسد كه با اندكي تامل مي توان دريافت چنين تضاد مورد ادعايي در ساختار عالم وجود ندارد.
در مورد داستان كربلا هم منظور ايشان دقيقا روشن نشد ، اگر بپذيريم كه در داستان كربلا يك طرف ظالم بوده و يك طرف مظلوم و اين ظلم هم از روي اختيار و اراده انجام شده است، بديهي است كه نتيجه يك ساختار هدف مند و حكيمانه به مجازات فرد ظالم و برزو تبعات و پيامدهاي ظلم او در حق خودش منتهي گردد.
پرسش: 3. كلا سوال برادر ما اين است كه داستان اين آفرينش انسان چيست؟ كه چه؟ براي چه؟
لطفا پاسخي دهيد كه يك شخص در سر دوراهي دين داري و بي ديني را نجات دهيم
با تشكر

3. كلا سوال برادر ما اين است كه داستان اين آفرينش انسان چيست؟ كه چه؟ براي چه؟
لطفا پاسخي دهيد كه يك شخص در سر دوراهي دين داري و بي ديني را نجات دهيم
با تشكر

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
فلسفه آفرينش انسان، در فلسفه عمومي خلقت همه موجودات تعريف شده است و اين دو ماهيتي جداي از هم ندارند. بايد ديد كه هدف خداوند از آفرينش همه موجودات چيست تا آن گاه فلسفه آفرينش انسان و هدف اصلي آن براي ما روشن گردد.
تصور ما از انجام كارها، معمولا به دست آوردن سود يا رفع يك نياز است؛ زيرا ما انسان ها موجوداتي محدود و ناقص هستيم و همواره اعمال ما به يكي از اين دو امر برمي گردد؛ اما خداوند، هيچ نقصي ندارد تا با افعالش، قصد رفع آن را داشته باشد. خدا فاقد هيچ كمالي نيست تا به كمال رسيدن براي او متصور باشد. پس هدف از آفرينش او چيست؟
در ديدگاه انديشه اسلامي، اين خدايي خداوند است كه اقتضاي آفرينش دارد؛ در واقع او مي آفريند چون خداست؛ زيرا «آفريدن» به معناي ايجاد كردن است و هر وجودي خير است. لازمه فياض(بخشنده) بودن خداوند، عطا كردن او است:« وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُور؛ و عطاى پروردگارت هرگز (از كسى) منع نشده است.»(1)
هر چيزي كه اقتضاي وجود و هستي داشته يا امكان وجود داشتن در آن باشد، فيض وجود از خدا دريافت مي كند. خداوند بخل در وجود و هستي دادن ندارد، تا موجودي كه امكان وجود آن است، وجود را دريافت نكند. پس هدف آفرينش مربوط به ذات خداوند نيست، بلكه مربوط به فعل اوست. اصطلاحاً آن را هدف فعلي مي گويند.
بنابراين در مورد آفرينش جهان و هدف از آفرينش آن مي گوييم:
جهان هستي با تمام نظم و زيبايي هايش نمادي از لطف، مهرباني، علم، قدرت، حكمت و... خداست، به طوري كه بدون آفرينش، صفات جمال و جلال خدا مخفي و پنهان مي ماند.
هر «بود»ي، «نمود»ي دارد؛ نمي شود فياض باشد، اما فيضي نداشته باشد، همان گونه كه نمي تواند نور باشد. اما روشنايي نداشته باشد و رحمت باشد. اما بخشش نداشته باشد!
بنابراين از همين جا مي توان نتيجه گرفت كه خلقت جهان نتيجه صفات خداوند است.
خداوند فيض و بخشش دارد. لازمه آن اين است كه هر چه امكان وجود دارد، فيض و هستي خداوند را دريافت كند. چون قابليت وجود براي جهان هستي بود، خداوند آن را آفريد؛ بنابراين جهان هستي، نشان دهنده صفات خداوند است. (2)
خداوند از آن جا كه "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بي نهايت دارد، جهان و انسان را آفريده، لازمه اين صفات آن است كه خلقت خداوند بهترين و كامل‏ترين آفرينش باشد، يعني در مجموعه هستي اگر وجود مخلوقي، زيبايي و كمال آفرينش مجموعه عالم را افزايش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق كند، زيرا عدم خلقت آن موجود، يا ناشي از عدم اطلاع و آگاهي از زيبايي آن است، يا در اثر ضعف و ناتواني از خلقت آن است.
چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بي نهايت، باز آن زيبايي را خلق نكند، ناشي از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگي است كه خدا از بخل منزه است."جود" و رحمت و بخشندگي او بي نهايت است. پس جهاني كه خدا خلق مي كند، بايد كامل‏ترين صورت ممكن را داشته باشد. هر چه امكان تحقق دارد، از طرف خداوند فيض وجود دريافت كند.
در اين مجموعه و با ساختار هرمي كه خداوند در نزول بركات و نعمت ها براي موجودات فرو دست قرار داده، يقينا مي بايست فرشتگان به عنوان واسطه فيض بودند، چنان كه بايد انسان يا هر موجود ديگري خلق مي شد؛ در واقع هر موجودي كه امكان خلق شدن و قرار گرفتن در اين مجموعه را داشت رحمانيت خداوند اقتضا مي كند كه به واسطه فضل مطلق خود او را ازاين نعمت محروم ننمايد كه همين گونه نيز شد.
بر اين اساس، آخرت و معاد هم در همين جهت، ضرورت وجود مي يابد؛ چون به شكوه بيش از پيش اين مجموعه و عادلانه بودن ساختار عالم كمك مي كند. اين امر همخوان با روح جاودانگي طلب انسان است و بستر رسيدن به كمالات وجودي انسان را كه برترين مخلوق خداوند است، مهيا مي سازد.
البته اين موضوع از منظر غايت فاعل و هدفي است كه علت ايجاد عالم در آفرينش دارد. در كنار اين امر، اين عالم و خود مخلوق خداوند هم به نوعي داراي هدف و مقصدي است كه در مسير حركت خود در نهايت به آن منتهي مي گردد.
در پايان، براي درك حقيقت هدف خداوند تذكر اين نكته ضروري است كه ما دو هدف داريم: يكي هدف فعل و ديگري هدف فاعل. بين اين دو تفاوت وجود دارد. به اين مثال توجه نماييد:
صنعتگري موتوري را مي سازد كه قادر به حركت با سرعت 800 كيلومتر در ساعت است. هدف اين موتور كه فعل صنعتگر است، رسيدن به سرعت مورد نظر است. اما هدف اصلي سازنده موتور، نشان دادن توانمندي خود يا رسيدن به شهرت و مانند آن است. با اين توضيح بايد گفت كه فارغ از هدف خداوند در خلقت عالم و اقتضاي ذات و صفاتش، اين عالم هم مسير و مقصدي را در پيش دارد كه هدف آن به شمار مي رود. اين هدف، تكامل انسان و رسيدن به غايت نهايي ذات انساني اوست.
اگر در آيات قرآن آزمايش (3) و عبادت (4) به عنوان علّت آفرينش انسان شناخته شده و كمال انسان هدف نهايي شمرده شده، اين خصوصيّات و فوائد هدف و مسيري است كه در مورد خلقت حكيمانه انسان در نظر گرفته شده و در واقع مقصدي است كه خداوند براي تعالي و رسيدن انسان به كمالي كه در وجودش امكان تجلي دارد ،تعيين فرموده و در واقع همان هدف فعل است نه هدف فاعل و الا هدف فعال همان است كه ذكر شد و خداوند نيازي به آزمودن و عبادت انسان‏ها يا فرشتگان ندارد.
در واقع عبادت و مانند آن به عنوان بخشي از مقصد اصلي آفرينش انسان در نظر گرفته شده است و خود ابزاري هستند در مسير هدف اصلي كه تكامل وجودي انسان است و اين تكامل چيزي نيست جز به فعليت رساندن قواي دروني فرد و شكل گيري يك موجود كامل از يك استعداد بالقوه و بهشت و جهنم و وعده و وعيدهاي خداوند و تكاليف ديني و امر و نهي ها و... همه و همه ابزار و راهكارهاي تحقق اين هدف مهم مي باشند .
پي‌نوشت ها:
1. اسراء (17) آيه‏ 20.
2. سيد حسن ابراهيميان، انسان‏شناسي، نشر معارف، تهران، 1381 ش، ص 115 و 116.
3. ملك (67) آيه 2.
4. ذاريات (51) آيه 56.

موفق باشید.