از انجایی که من نمیتونم برای امامان و یا حتی امامزادگان و..... وجود فیزیکی قائل شوم یعنی در حرم انها نمیتونم یاور کنم که جسم ان امام یا معصوم در این مکان قرار داره پس هیچ حس خاصی هم نمیتونم داشته باشم میشه در این مورد توضیح بدید؟البته من از 1خانواده نسبتا مذهبی هستم که اعتقادات کاملی دارند و خودم علاقه شدیدی به امام حسین و حضرت زینب و حضرت ابوالفضل عباس و.....دارم اما نمیتونم باور کنم یا حداقل قبول کنم که انها وجود فیزیکی داشتند و حرمشون رو از نزدیک میتونم ببینم ممنونم از توجه و لطفتون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
جهت دريافت پاسخ تشريحي در مورد زيارت ائمه (ع) و امام زادگان و آثار و ارزش زيارت آنان، به كتاب « ادب فناي مقربان » تأليف آيت الله جوادي آملي رجوع شود. اما پاسخ اجمالي و خلاصه اين است كه: اگر چه حقيقت اصيل انسان روح اوست، وروح هميشه زنده و ثابت و تغيير نا پذير است، اين ارواح مقدسه معصومين عليهم السلام هستند كه به اذن خداوند، زوار و متوسلين و افراد لايق و شايسته را مورد توجه و محبت خود قرار مي دهند، نه بدن هاي مطهر شان، ليكن حكما معتقدند كه در پي مرگ رابطه تدبيري و صوري روح با بدن قطع ميشود، ولي رابطه ضعيفي از روح با بدن همچنان برقرار است. به همين دليل با اين كه روح به دليل تجردش محل و مكان برايش مطرح نيست. ولي به جهت علاقه و پيوندي كه با بدنش داشته ،حضور و اشراف و احاطه آن بر بدن مدفون در قبر بيشتر است. از اين رو با آن كه خواندن فاتحه و دعا براي اموات در هر كجا باشد، به روح آنان ميرسد، در آموزههاي ديني توصيه شده كه براي خواندن فاتحه و دعا بر سر قبر اموات حضور پيدا نماييد. زيرا وقتي مؤمنان به زيارت اهل قبور ميروند، آنها علم به حضورشان پيدا ميكنند. از حضور مؤمنان بر سر قبور خود خوشحال ميشوند و با آنها اُنس ميگيرند. وقتي كه مؤمنان از روي قبر آنها دور ميشوند، دچار وحشت ميشوند.(1) حكيم متأله مرحوم ميرداماد در مورد فلسفه و آثار زيارت قبور ائمه(ع) و مؤمنان ميگويد: به دليل علاقه روح و نفس با بدن و دريافت فيض و به دست آوردن خير و بركت، توصيه شده كه به سر قبور مؤمنان و مشاهد مشرفه بروند. اجتماع نفوس زائرين كه با انوار الهي و روشنايي ربّاني منوّر است، آثار و فوايد بسياري دارد. از باب مثال آن نفوس مانند آينههايي هستند كه وقتي در يك جا جمع ميشوند، شعاع روشني آنان بر همديگر ميتابد. اشراقات انوار آنان افزايش مييابد ،به گونهاي كه چشمهاي ضعيف توان ديدن آن همه شعاع را ندارد. نورافشاني آيينههاي متعدد در آن محل كه جمعاند بيشتر است. نفوس متعدد زايرين بر سر قبور مؤمنان نيز چون دعاها، ذكرهاي متعدد ميخوانند ،اين اذكار و ادعيه بر اثر تراكم در يك فضا و محل (حرم يا قبرستان ) مثل همان آينهها موجب افزايش نورانيت و معنويت آن جا ميگردد، و آثار و بركات بيشتري دارد.(2)
بنابراين گرچه در پي مرگ رابطه صوري و ظاهري و تدبيري روح با بدن قطع ميشود، ولي رابطه واقعي و باطني و اشرافي و احاطي و نظارت معنوي روح بر بدن همواره باقي و برقرار است. از رهگذر اين حقيقت مي توان گفت: اگر روح قدرت معنوي و نورانيت بالايي داشته باشد، ميتواند بدن مدفون در قبر خاكي را از پوسيدگي حفظ كند. از اين رو بدن هاي مطهر انبياي الهي و ائمه اطهار عليهم السلام و برخي از اوليا و مؤمناني كه ارواح آنان سنخيت بيشتري با ارواح معصومين دارند ، از معرض تلاشي و پوسيدگي مصون مي مانند. امير مؤمنان علي(ع) در نهج البلاغه سخني از رسول خدا(ص) نقل كرده كه شايد ناظر به اين مسئله نيز باشد. آن حضرت مي فرمايد:
«انّه يموت من مات منّا وليس بميّتٍ ويَبلي منّا و ليس ببالٍ؛(3)
هر كسي از ما اهل بيت ميميرند، اما در واقع نمردهاند، و هر چيزي از ما كهنه ميشود، در واقع كهنه نشده است».
تاريخ و مشاهدات بسياري از افراد موثق اين حقيقت را تأييد مي كند. به عنوان نمونه: جسد مطهر و كفن اسماعيل فرزند امام صادق (ع) كه حدود 70 سال پيش در مدينه تخريب شد، سالم و تر و تازه، حتي آب غسل وي خشك نشده بود، جسد شيخ صدوق در عبد العظيم حسني شهر ري پس از قرن ها سال دفن شدن همانند جسد جناب اسماعيل بود. (4) علامه تهراني از كتاب تنقيح المقال و انوار نعمانيه نقل نموده، كه شاه اسماعيل وقتي بغداد را فتح كرد براي زيارت سيد شهدا (ع) به كربلا رفت. بعد از زيارت بر سر قبر حرّ رفت، و دستور داد قبر او را باز كنند. وقتي قبر حرّ را باز كردند، ديدند كه به همان هيئت و كيفيتي كه كشته شده، خوابيده است. بر سر او دستمالي ديدند كه با آن سر حرّ بسته شده است، شاه در كتابهاي تاريخي خوانده بود كه امام حسين (ع) آن دستمال را بر سر حرّ بسته است. خواست آن دستمال را بردارد، وقتي آن دستمال را باز كردند، خون از سر حرّ جاري شد به طوري كه از آن خون قبر پر شد، و چون دستمال را بستند، خون باز ايستاد و چون دوباره باز كردند، خون جاري شد. از اين جا دانستند كه موهبت الهي است كه نصيب حرّ شده است. (5) وقتي وضعيت يكي از ياران امام معصوم (ع) آن هم جناب حر كه در ساعات آخر به امامش پيوست، اين گونه باشد، وضعيت شخص امام (ع) چگونه خواهد بود.
سالم ماندن بدن، مي تواند نشانه تقواي بسيار و بلندي و عظمت روح انساني باشد كه حتي پس از مرگ دنيوي نيز بدني كه با اين روح همراه بوده است، در قبر سالم بماند. نتيجه آن كه اولا – بدن هاي مطهر ائمه (ع) به دليل عظمت ارواح مقدس شان هيچ وقت پوسيده نمي شوند، ثانيا- با توجه به اين كه حقيقت اصيل انسان روح او است، ارواح ائمه (ع) پيوسته به اذن خدا ناظر مزاز و محل دفن خود و زواري هستند كه به زيارت آنان مي آيند.
پي نوشتها:
1. وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، ج 2، ص 878، نشر دار الاحيا التراث العربي بيروت 1421 ق.
2. القبسات، ميرداماد، ص 456 ـ 458، نشر مؤسسة مطالعات اسلامي دانشگاه مدگيل، شعبه تهران، به اهتمام مهدي محقق. بي تا.
3. نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، خطبه 87.
4. جهت آگاهي بيشتر به كتاب معاد شناسي علامه تهراني و « دارالسلام » محدث نوري مراجعه شود.
5. معادشناسي، سيد محمدحسين تهراني، ج 3، ص 196، نشر حكمت 1403ق.
موفق باشید.






