1- فرق «نساء» و «إمرأة» در احادیث چیست؟
2- در نهج الفصاحه ترجمه کاظم عابدینی مطلق، نوشته شده
"از زنان بد به خدا پناه ببرید و از نیکانشان بپرهیزید" (الکافی12/518/5)
چرا از زنان نیک باید پرهیز کرد؟! اگر منظور نامحرم است پس چرا کلمه نامحرم را قید نکرده؟
"هرگاه کارهای شما به دست زنان افتد؛ داخل زمین برای شما بهتر از روی آن است" (سنن الترمذی2368/361/3)
منظور امور سیاسی و قضایی است؟ یا چیز دیگر؟
"برکت در پیشانی اسبان است" (صحیح مسلم33/6)
حدیث مبهمی است. یعنی چه؟
3- مصادیق جدید "تیراندازی و سوارکاری" در دنیای امروزی چیست؟ آیا میتوان «ورزش های رزمی و دفاع شخصی» را از مصادیق تیراندازی به حساب آورد؟
با تشکر و آرزوی توفیق
پرسش: توضيح در مورد بعضي احاديث پيامبر
1- فرق «نساء» و «إمرأة» در احاديث چيست؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
(مَرْء و امْرَءٌ): بمعنى انسان و مرد مي آيد: «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنيهِ»(1)؛ روزى كه آدمى از برادرش مىگريزد و از مادر و پدرش و از همسر و پسرانش. براى هر انسانى در آن روز حال و كارى خواهد بود كه او را به خود مشغول دارد.
و در آيه «كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ»(2)؛ هر انسانى در گرو عمل خويش است.
مراد از «امْرِئٍ »مطلق انسان مي باشد.
(امرأة و مرأة) مونث مرء و امرء است و به معنى زن است :« إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً »(3)؛ (به ياد آر) هنگامى كه زن عمران گفت: پروردگارا، من براى تو نذر كردم كه آنچه در شكم خود دارم آزاد باشد.(4)
بعضي از لغت دانان «نساء» را جمع «امرأه» دانسته اند:
«نساء» به معني زنان است همچنين است نسوة و نسوان. در مفردات و غيره آمده: نسوه و نساء و نسوان جمع مرئة است از غير لفظش مثل قوم ...(5)
در فرهنگ ابجدي هم چنين آمده است:«امْرأَة، جمع: نِسَاء و نِسوَة من غير لفظها»(6)
بنابراين هر گاه در آيات قرآن يا احاديث معصومين(ص) همه زنان مراد باشد، لفظ «نساء» و هر گاه يك زن مراد باشد لفظ «امرأه يا مرأه» آورده مي شود.
پي نوشت ها:
1. عبس(79)آيه34-37.
2. طور() آيه21.
3. آل عمران(3) آيه35.
4. قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج6، ص246 .
5. همان، ج7، ص50.
6. رضا مهيار، فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، انتشارات اسلامي، ص131.
پرسش: احاديث پيامبر
2- در نهج الفصاحه ترجمه كاظم عابديني مطلق، نوشته شده،
"از زنان بد به خدا پناه ببريد و از نيكانشان بپرهيزيد" (الكافي12/518/5)
چرا از زنان نيك بايد پرهيز كرد؟! اگر منظور نامحرم است پس چرا كلمه نامحرم را قيد نكرده؟
"هرگاه كارهاي شما به دست زنان افتد؛ داخل زمين براي شما بهتر از روي آن است" (سنن الترمذي2368/361/3)
منظور امور سياسي و قضايي است؟ يا چيز ديگر؟
"بركت در پيشاني اسبان است" (صحيح مسلم33/6)
حديث مبهمي است. يعني چه؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در جامعه اي كه افراد به خصوص زنان تربيت نشده اند، زنان بد كه ادعاي ايمان و خداباوري و خداترسي و... ندارند ، در شهوت و زينت و تفاخر و تفرعن و...غرقند. زنان مدعي ايمان و خداباوري و خداترسي هم چون تربيت نشده اند ،گر چه به مراتب كمتر، ولي باز از آفات در امان نيستند؛ پس بايد از زنان بد كه شرّ محض اند به خدا پناه برد و از زنان نيك كه آلوده به شرّ هستند، بر حذر بود.
اگر جامعه نسبت به تربيت و رشد انساني و فكري و عقلي افراد به خصوص زنان كه عقب ماندگي بيش تري دارند، عنايت لازم به خرج مي داد، ديگر از هيچ كس به خصوص از زنان لازم نبود حذر و دوري شود، زيرا همه آمر به معروف و ناهي از منكر و ياور بر حق و عدل بودند. بلكه بايد بدانان پناه برد، نه اين كه از آنان بر حذر بود، همچنان كه امامان از زنان تربيت شده خود، بر حذر نبودند.
اما روايت دوم به شرح زير است:
إذا كانت أمراؤكم خياركم وأغنياؤكم سمحاء كم وأموركم شورى بينكم فظهر الأرض خير لكم من بطنها . وإذا كانت أمراؤكم شراركم وأغنياؤكم بخلاءكم وأموركم إلى نسائكم ، فبطن الأرض خير لكم من ظهرها (1)
آن گاه كه خوبان شما اميرانتان و بخشندگان شما ثروتمندانتان بوده و امورتان به شورا اداره گردد، روي زمين براي شما بهتر از درون زمين است (يعني زندگي براي شما بهتر از مرگ است) و آن گاه كه شرورهاي شما اميرانتان و بخيلان صاحبان ثروتتان باشند و امورتان به رأي زنان اداره شود، درون زمين(مرگ) براي شما بهتر از روي زمين(زندگي) است.
اين روايت ظهور دارد كه هشدار است كه مبادا امور حكومت را به كساني بسپريد كه به جاي مشورت با عاقلان با گوش دادن حرف خاله زنك هاي احساساتي و كم فهم، امور را اداره كنند.
منظور امور كشور و تقدير جامعه است كه بايد به دست آدم هاي عاقلي باشد كه با شور و سياست و تدبير امور را پيش مي برند نه كساني كه با ميدان دادن به خاله زنك هاي كم شعور مي خواهند كشور داري كنند.
خلاصه آنكه با يك مراجعه سطحي به آيات و روايات وسيره معصومين پي مي بريم كه دين اسلام جايگاه خاصي براي زنان قائل است.
اما روايت سوم:
با توجه به اين كه در روايت ديگر آمده:الخير كله في السيف وتحت السيف وفي ظل السيف (2)
همه خير در شمشير و در زير سايه شمشير است.
و با توجه به اين كه اين گونه هم روايت شده:
الخير معقود في نواصي الخيل إلى يوم القيامة الاجر والغنم (3)
همه خير به پيشاني اسبان بسته شده، غنيمت دنيا و پاداش آخرت؛
معلوم مي شود چون اسب مانند شمشير وسيله جهاد در راه خدا و سركوب دشمنان بوده و در اين جهاد بوده كه مسلمان به پيروزي و ثواب و غنيمت يا به شهادت و پاداش آخرت مي رسيده اند، پس جمع خير دنيا و آخرت در پيشاني اسب بوده كه زمام و افسار اسب بر آن قرار مي گرفته و آن زمام را مجاهد مي گرفته و با شركت در جهاد با دشمن، به خير دنيا و آخرت نايل مي گشته است. (4) از اين رو خدواند به نفس اسباني كه در ميدان جهاد از آنها استفاده مي شود قسم ياد مي كند.
پي نوشت ها:
1. ترمذي، سنن، بيروت، دار الفكر، 1403ق، ج3، ص361؛ ابن شعبه حراني، تحف العقول، قم، انتشارات اسلامي، 1404ق، ص36.
2. كليني، كافي، اسلاميه، 1363ش، ج 5، ص 8 - 9.
3. ترمذي، همان، ص119.
4. سيد رضي، مجازات النبويه، قم، بصيرتي، ص52، كليني، همان، پاورقي.
پرسش: مصاديق جديد "تيراندازي و سواركاري" در دنياي امروزي چيست؟ آيا ميتوان «ورزش هاي رزمي و دفاع شخصي» را از مصاديق تيراندازي به حساب آورد؟
با تشكر و آرزوي توفيق
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با اينكه برد و باخت در اسلام حرام است در عين حال در اسب سوارى و تيراندازى برد و باخت مشروع است، بلكه ثواب هم دارد، اين پيداست كه جواز و ثواب آن براى آمادگي براي جنگ است. چون اين دو در جنگ استعمال مىشده، حال در زمان ما كه در جنگ هواپيما يا ماشين استفاده مىشود، آيا مىتوان حكم سبق و رمايه را در آنها جارى نمود؟ يعنى مسابقه بگذارند هر كس هواپيمايش جلو افتاد يا آرپىجى بهتر زد مسابقه را برده باشد؛ آنچه در روايات و فتاواى علماء در مورد اسبدوانى و تيراندازى آمده، اگر چه در خصوص مسابقه با اسب و شتر و تيراندازى با كمان است. ولى با «القاء خصوصيت» و «تنقيح مناط» [توجه به ملاك و هدف قضيه] ممكن است پا را فراتر گذاشت و گفت اين حكم بر همه ادوات و وسائل جديد نظامى نيز صادق است. ادوات و وسايلى نظير انواع هواپيماها و هليكوپترهاى نظامى، ناوچهها و ناوهاى دريايى، تانكها و توپخانهها و خمپارهاندازها و انواع موشكها و ... زيرا واضح است كه مناط و ملاك حكم، يك چيز تعبدى محض و يك مصلحت غيبى كه غير خداوند كسى متوجه آن نباشد نيست.
در استفتائي از آيت الله مكارم مي خوانيم: نظر به اينكه پيامبر اكرم شرط بندي براي تيراندازي و اسب سواري را جايز دانسته اند شرط بندي براي بازي ها و ورزش هاي امروزي متناسب با آن دو ورزش چه حكمي دارد؟
مانند: دارت - تيراندازي با تفنگ بادي - بيليارد - موتور سواري - رالي ماشين. ايشان مرقوم داشته:
«در مورد وسائل سواري و سلاح هايي كه در جنگ مي توان از آن استفاده كرد همين حكم جاري است.»(1)
مرحوم آيت الله فاضل لنكراني نير همين فتوا را دارند و مسابقه با اسلحه ها و مركب هاي امروزي را با توجه به نياز جبهه ها به اين امور در حكم همان تيراندازي و اسب سواري سابق مي دانند.(2)
پي نوشت ها:
1. ر.ك: به آدرس ذيل سؤال 5:
http://makarem.ir/websites/farsi/estefta/?mit=872
2. آيه الله فاضل لنكراني، جامع المسائل، قم، امير قلم، چاپ يازدهم، بي تا، ج 1، ص 351.
موفق باشید.






