با سلام
پیشاپیش بسیار سپاسگذارم
دختری هستم که یک سال هست با پسری که همکار بنده بود آشنا شده ام. خانواده ها کامل در جریان هستند و ما باهم هیچ رابطه ی غیر مجازی نداشته ایم. این پسر بسیار اخلاق مدار است ولی به بسیاری از دلایل اسلام را قبول ندارد و رعایت احکامی مثل نماز را نمیکند. من نماز میخوانم ولی اعتقاد محکمی ندارم و همراه با شک است شاید بخاطر ترس یا عادت. زیرا واقعا بسیاری از چیزهایی که در اسلام گفته شده را نمیتوانم با منطقم بپذیرم. این پسر از نظر شناسنامه ای مسلمان است ولی با تعریف واقعی از مسلمان نمیتوان گفت او مسلمان است. ولی از من که ادعای مسلمان بودن میکنم بسیار اخلاق مدار تر است. یک سال است که من به اندازه مو های سرم با او بیرون رفته ام و حرف زده ام و بسیار او را میشناسم. با توجه به این که فرد باهوشی هستم به شناخت خود ایمان دارم. او بسیار اخلاق مدار است از غیبت کردن و حرف این و آن را زدن متنفر است و در عمل به من نشان داده که دوست ندارد آبروی کسی در جمع ریخته شود هیچگاه پرخاشگری نمیکند ، به پدر و مادرش بسیار احترام میگذارد، خدا را قبول دارد و گاهی از او تشکر میکند، تحصیل کرده است و در این یکسال با اینکه خیلی موقعیت بوده ولی حتی یکبار هم قصد سو استفاده از من را نداشته است. اهل کار و بسیار متعهد است. از دروغ بیزار است و صداقت او را بسیار با روش های مختلف آزموده ام. اهل مطالعه و با سواد است. به فقیران کمک میکند. هرگاه کمکی از دستش بربیاید برای دوستان انجام میدهد. بسیار به من علاقه مند است و در امر تحصیل بسیار به من کمک کرده است.خوشرو و مهربان است.اهل دود و دم نیست. خانواده خوبی دارد. اهل مشروب نیست و چشم پاک است(بسیار او را امتحان کرده ام).اکنون میخواهد به خواستگاری من بیاید من مطمئنم که او همسر مناسبی برای من است و نمیتوانم بپذیرم که چرا اسلام ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان را ممنوع کرده؟ لازم به ذکر است که او و طایفه اش همگی شناسنامه ای مسلمان هستند ولی همانطور که گفتم خودش اهل نماز و روزه و دین نیست و در تعریف مسلمان نمیگنجد. او از بسیاری انسانهایی که ادعای دین میکنند اخلاق مدار تر است. من او را در شرایط بسیار متعددی آزموده ام با توجه به اینکه شخصیت وسواسی دارم و به این راحتی به کسی بله نمیگویم. قرار است که به برای خواستگاری به خانه ما بیایند و در این باره مادرش با مادرم صحبت کرده اند.چند روزی است که در یکی از سایت ها ی مذهبی خوانده ام که زن مسلمان نمیتواند با مرد غیرمسلمان ازدواج کند. این فکر کلافه ام کرده است چون این پسر همه جوره امتحان خود را به من پس داده است و برایم مسخره است که بخاطر چنین حرفی نتوانم با وی ازدواج کنم. از طرفی خیلی میترسم که این ازدواج حرام محسوب شود. لطفا مرا راهنمایی کنید.آیا اصلا من که نماز میخوانم ولی به خیلییی از مسائل اسلام شک دارم مسلمان محسوب میشوم؟من حتی به خیلی از مرد ها دست میدهم و در این کار ایرادی نمیبینم. من شک دارم که قرآن به حق باشد، هرچند دلم میخواهد اینطور فکر کنم که آرامشم بیشتر باشد ولی بعضی چیزهایی در قرآن هست که نمیتوانم با منطقم بپذیرم مثل مجاز بودن گرفتن تا 4 زن، اجازه ی برقراری رابطه جنسی با کنیز، اینکه فقط مسلمونا میرن بهشت و کافرا نجسند و .... آیا او که فقط شناسنامه ای مسلمان است و منطقش بسیاری از مسائل قرآن را نمیپذیرد و اسلام را اصلا قبول ندارد میتواند با من ازدواج کند؟ اگر اشهد بگوید ولی آن را قبول نداشته باشد چه؟لطفا به من نگویید که این اختلاف شما در نماز خواندن باعث مشکل میشود که مطمئنم چنین نیست. چون ما پذیرفته ایم که هر کسی با شیوه ای خود را آرام میکند و از خدا تشکر میکند حتی در مورد تربیت دینی فرزند هم به توافق رسیده ایم.تنها به من بگویید از نظر شرعی این ازدواج حلال است یا حرام. بسیار سپاسگذارم. جالب است بدانید ما هردو قبل از آشنایی با هم مشکلاتی داشتیم که بعد اکنون بعد از گذشت یک سال با یاری هم اوضاعمان خیلی بهتر است.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به نكاتي توجه كنيد:
أ- حقيقت اسلام، تسليم شدن در برابر خداوند است. اسلام هر شخص در سه مرحله مشخص مي‏شود:
1- مرحله عقيده و اعتقاد: دراين مرحله هر فردي كه عقيده به وحدانيت خدا (توحيد) و نبوت (پيامبر اسلام) و معاد (زنده شدن پس از مرگ) داشته باشد مسلمان است.
2- عمل : دراين مرحله بايد به دستورهاي عملي اسلامي مانند نماز و روزه و... عمل كند.
3- تسليم و اطاعت: در اين مرحله شخص بايد از پيامبر و امام و پيشواي عادل تبعيّت كند.
ب- مسلمان زاده، مسلمان است و تا زماني كه ضروري دين را انكار نكند از دين خارج نشده است. البته هرگاه در باور هاي قلبي انسان و يا در التزام هاي عملي او خللي وارد شود به گونه ايي كه باورهاي قلبي و التزامات عملي اش همراه با شك و گمان باشد، فرد به سستي ايمان دچار شده است.
ج- آن چه موجب جواز ازدواج مي شود اسلام است نه ايمان؛ و ايمان غير از اسلام است. بر اين اساس؛ ازدواج مسلمان زاده با مسلمان زاده تا زماني كه ضروري دين را انكار نكنند، اشكال ندارد هر چند طرفين يا يكي از آنها در برخي از امور اعتقادي ترديد داشته باشند.
خواهر گرامي؛
ممكن است مسلمان در ابتدا براي رسيدن به يقين، در اموري شك كند، اما ماندن در شك و ترديد با ايمان منطبق نيست. پس شك براي رسيدن به يقين راهي مطلوب و پسنديده است‌، اما براي ماندن جايگاه خوبي نخواهد بود. بنابراين بايد از اين مرحله و درياي پر تلاطم گذر كنيد و به ساحل يقين برسيد.
آدمي، موجودي داراي عقل و فكر است و بدين وسيله بايستي راه حق را بشناسد و به آن ملتزم گردد. نبايد بگذاريد تلقين و وسواس بر شما غلبه نمايد و خود را هميشه و به طور كامل در شك ببينيد. كافي است براي يقين داشتن، حداقل بر يك پايه يقيني تكيه داشته باشيد ، مانند اينكه خدايي هست و ما به خود نيامده ايم و به خود واگذاشته نيستيم. همين اولين قدم ايمان است. بنابراين اجازه ندهيد سايه ترديد و شك بر همه وجود شما مستولي شود، بلكه با مطالعه كتب اعتقادي به اين شك و ترديد ها پاسخ دهيد و خود را قانع كنيد. بدين منظور ما مطالعه يك دوره كامل كتاب هاي شهيد مطهري را توصيه مي كنيم.
خواهر گرامي؛
نكات بسياري در نامه شما مطرح شده كه بايد هر يك در نامه اي جداگانه پاسخ داده شود و البته برخي ابهامات و تناقضات در نوشتارتان وجود دارد كه نياز به توضيحاتي دارد و منظورتان براي ما معلوم نشد. مثلا در نامه خود نوشته ايد :"فرد مذبور، اهل نماز و روزه و دين نيست و ...." و در پايان نامه نوشته ايد:"در مورد تربيت ديني فرزند هم به توافق رسيده ايم"اين نكته محل تامل است چگونه با فردي كه اهل نماز و ...نيست چگونه در خصوص تربيت ديني به توافق رسيده ايد؟!
از اين رو لازم است ضمن تماس با بخش تلفني به شماره (09640) توضيحات بيشتري را ارائه و راهنمايي بگيريد.
موفق باشید.