اگر امام معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است ،چرا امام صادق(ع) ابتدا فرزند اول خود یعنی اسماعیل را امام بعد از خود عنوان کرده بود. در حالیکه حدیث جابر(اسامی ائمه ) در زمان امام باقر(ع) بیان شده بود.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پاسخ در دو محور بيان مي شود:
الف: در باره مفهوم شناختي عصمت ائمه(ع) بايد گفت: عصمت به مفهوم جامع آن، اعم از گناه عمدي و غير عمدي و خطا و سهو عمدي و غير عمدي براي امام مثل پيامبر لازم است، گرچه درباره عصمت از سهو و خطا جاي سخن بسيار است، ولي كسي كه از عصمت برخوردار است، هيچ گاه در انجام تكاليف شرعي خود دچار خطا، نسيان يا شك نميشود.
اگر در مسئله داوري و قضاوت كند، حكم او همواره درست است. امكان ندارد از روي اشتباه حكم نادرستي صادر كند. در محاسبات، ارزيابيها و داوريها خود همواره بر صواب و از هر خطايي مبراست.
روي اين اساس تمام انديشمندان شيعه در اين رأي همداستاناند كه يكي از شرايط احراز منصب امامت، عصمت است. امام هم از انجام خطا و هم از ارتكاب گناه و معصيت پيراسته ميباشد.
به نظر ميرسد تأمل در استدلال (كه بر لزوم نصب امام از جانب خدا است) براي اثبات ضرورت عصمت امام كافي است، زيرا انجام شايسته وظايفي كه بر عهده امام است، بدون عصمت از خطا و گناه ممكن نيست. اگر تفسير امام از قرآن مصون از خطا (اعم از عمدي و غير عمدي) نباشد، كلام او براي مردم حجت نبوده و فصل الخطاب اختلافات تفسيري به شمار نخواهد آمد، همچنين با بيان احكام ديني توسط امامي كه مصون از خطا نيست، حجت را بر مردم تمام نميكند و آنان نميتوانند در حالي كه احتمال خطا را در سخنان او ميدهند، بر آن اعتماد كنند و آن را راهنماي عمل به وظايف ديني خود قرار دهند.
اگر بپذيريم پس از پيامبر وظيفه حفظ شريعت و دفاع از كيان اسلام و استمرار هدايت مردم به عهده امام است، انجام اين امر به صورت كامل و شايسته بدون برخورداري از عصمت امكان ندارد.
بنابر اين معلوم ميشود همان طور كه امام در مسايل علمي و معرفتي از ساير مردم برتر است، در اين مسئله به خواست خدا مثل انبيا از لغزشهايي گوناگون عمدي و غير عمدي معصوم.(1)
ب_ در بار ه فراز دوم پرسش بايد گفت: بر خلاف انچه در پرسش آمده امام صادق(ع) اسماعيل به عنوان امام معرفي نكرده است. شيخ مفيد در جواب اين تلقى مى گويد:«اما رواياتى كه نقل مى كنند كه امام بر اسماعيل نصّ زده است، اين يك توهم است و كسى را نمى شناسيم كه اين مطلب را بيان كرده باشد، بلكه چون صحابه امام خيال مى كردند فرزند بزرگتر جاى پدر مى نشيند، تصورشان اين بود كه اسماعيل امام بعدى است و وقتى اسماعيل درگذشت، توهم آن ها هم برطرف شد و يقين كردند كه اسماعيل امام نيست. بعضى اين ظنّ و گمان را اصل قرار داده و بر همان توهمات خود باقى ماندند و ادعاى نص بر اسماعيل كردند و حال آن كه هيچ نقلى در اين زمينه از بزرگان نرسيده است.»(2)
پس اسماعيل هيچگاه توسط امام صادق(ع) هرگز به عنوان امام معرفي نشده بود و مرگ او قبل از امام صادق نشانة آشكار شدن امامت امام موسى كاظم است و اين حقيقت را بر مردم آشكار نمود كه بعد از امام صادق چه كسي امام است.(3)
پينوشتها:
1. رك: محمد سعيدي مهرآموزش كلام اسلامي، نشر طه، قم، 1373 ش، ج 2، ص 144.
2. شيخ مفيد، مصنفات نشر كنگره ي هزاره شيخ مفيد ، 1378 ش، ج2، ص 308ـ309.
3. دائرهالمعارف تشيع، نشر شهيد محبي، تهران، ج 3، ص 133.
موفق باشید.






