با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در ابتدا بايد گفت: دلايل عقلي و نقلي متعدد بر اين مسئله وجود دارد كه به نمونه هايي از آن اشاره مي‌شود:
چنان كه در جاي خود به تفصيل آمده: (1) انسان موجودي اجتماعي است و حفظ نظام اجتماعي در گرو قوانين الهي است و چون اراده خداوند به حفظ بشر تعلق پذيرفته است، حكمت الهي اقتضا دارد قوانين كه متضمن حفظ نوع انساني است در اختيار بشر قرار گيرد. از آن جا كه اين عمل به صورت مستقيم امكان ندارد، لازم است انسان‌هاي از سوي خداوند برانگيخته شوند تا پس از دريافت قانون الهي آن را به مردم ابلاغ كنند. به اين ترتيب، روشن مي‌شود كه حكمت الهي مقتضي بعثت پيامبران است.
امام صادق(ع) ضمن بيان مبسوط فرمود:
(بعد از انبيا) در هر دورة زماني ره‌آورد نبوت از طريق دلايل و براهين آنها به وسيله اوصيا حفظ شده است تا زمين از حجتي كه نشانه صدق و عدالت را به همراه دارد، خالي نباشد. (2)
در اين روايت بر حكمت خداوند تأكيد شده و بدين مسئله اشاره گرديده چون خداوند حكيم است و از مشاهده بشر برتر است، از اين رو حكمت او ايجاب مي‌كند از طريق انبيا و سفيران خود بندگانش را به راه سعادت هدايت كند و بعد از انبيا، اوصياي آنان عهده‌دار اين مسئوليت هستند. (3)
همه اين دلايل كه درباره ضرورت پيامبر مطرح شد، درباره امامت نيز مطرح است. علامه طباطبايي در اين باره مي‌گويد: چنان كه از راه عنايت خدايي لازم است اشخاصي پيدا شود كه وظايف انساني را از راه وحي درك نموده، به مردم تعليم كنند، همچنان لازم است اين وظايف انساني آسماني براي هميشه در جهان انساني محفوظ بماند و در صورت لزوم به مردم عرض و تعليم شود، يعني پيوسته اشخاص وجود داشته باشند كه دين خدا نزدشان محفوظ باشد و در وقت لزوم به مصرف برسد. كسي كه متصدي حفظ و نگهداري دين آسماني است و از جانب خدا به اين سمت اختصاص يافته امام ناميده مي‌شود. (4)
اما درباره برخي دلايل عقلي امام بايد گفت: نصب امام از سوي خداوند، لطف است، زيرا بي‌ترديد حضور امام منصوب از جانب خدا در جامعه اسلامي زمينه را براي روي آوردن مردمان به اطاعت الهي و پرهيز از گناهان از معاصر آماده‌تر مي‌سازد. با استقرار عدالت در جامعه، مقدمات صلاح و رستگاري امت فراهم‌تر مي‌شود، از سوي ديگر به حكم عقل، لطف بر خداوند لازم است. (5)
از اين گذشته بقا و استمرار مطلوب آيين اسلام در گرو وجود امام و جانشين معصوم براي پيامبر است. از اين رو عدم نصب امام از سوي خداوند با حكمت الهي ناسازگار خواهد بود، زيرا موجب نقض غرض خداوند از بعثت پيامبر است. (6)
اما دلايل روايي مسئله فراوان است از جمله امام صادق(ع) فرمود:
«ما زالت الأرض إلاّ ولله فيها الحجة، يعرف الحلال والحرام ويدعو الناس إلى سبيل الله؛(7) همواره در زمين حجت خدا حضور دارد. حلال و حرام الهي را معرفي مي‌كند و مردم را به راه خدا دعوت مي‌نمايد».
امير مؤمنان(ع) فرمود:
«لا تخلو الأرض من قائم لله بحجة إمّا ظاهراً مشهوراً أو خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج الله وبيّناته؛(8) زمين از كسي كه براي خدا با حجت به پاخيزد خالي نمي‌ماند. او نمايان و شناخته شده است، يا ترسان و پنهان است تا حجت‌ها و نشانه‌هاي روشن خدا باطل نگردد».

پاورقي:
1. علامه طباطبايي، شيعه در اسلام، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران 1348ش، ص 82،
2. كليني، اصول كافي، شر دار الكتب الاسلاميه، تهران 1388ش. ج 1، ص 168.
3. پيامبر اعظم در نگاه عرفاني امام خميني، نشر مؤسسه آثار امام، 1386ش. ص 256.
4. شيعه در اسلام، ص 120.
5. محمد سعيدي مهر. آموزش كلام اسلامي، نشر طه قم 1375 ش. ج 2، ص 137.
6. همان.
7. اصول كافي، ج 1، ص 178، حديث 3.
8. نهج البلاغه، نشر موسسه امير المومينن قم. 1375 ش. حكمت 147.

موفق باشید.