با سلام!
لطفا به بنده توضیح دهید که چرا امام علی (ع) زنان را در خطبه ی 58 و یک جمله ی قصار بسیار نکوهیده اند و ناقص العقل نامیده اند؟
لطفا پاسخ را توضیح دهید.
با تشکر فراوان
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مورد جنس زن در قرآن و روايات سخنان زيادي آمده است كه بعضي بر نكوهش جنس زن دلالت دارد. با توجه به اين آيات و روايات، افرادي ديد اسلام را نسبت به زنان منفي شمرده اند.
براي اين كه در اين وادي دچار بدفهمي و داوري نادرست نشويم، بايد ابتدا نظر اسلام را در مورد زن بدانيم. بعد با توجه به آن نظر كلي كه اصل و اساس كار مي شود، آيات و روايات را بررسي كنيم.
از نظر اسلام و قرآن، زن و مرد ذات يكسان دارند. اين گونه نيست كه مرد از لحاظ ذاتي برتر از زن باشد.(1) مخاطب قرآن انسان، ناس و فرندان آدم اعم از زن و مرد است. (2) اين گونه نيست كه مخاطب فقط مردان باشند.
ملاك برتري نزد خدا نه جنس يا نژاد يا سرزمين و...، بلكه فقط و فقط تقوا است.(3)
جهات فراوان ديگري كه بر يكساني زن و مرد از لحاظ انسانيت و حقوق و تكاليف دلالت دارد.
البته چون زن و مرد دو جنس هستند و تفاوت ها و ويژگي هايي در استعداد و توانايي ها دارند، از حيث حقوق و تكاليف، تفاوت هايي هم دارند كه در آن ها تناسب و عدالت كاملا لحاظ شده است.
متاسفانه در طول تاريخ زن مظلوم بوده و تحقير شده، امكان رشد و تعالي را از او گرفته اند. متاسفانه زنان هم در برهه هاي فراواني از تاريخ، اين ظلم گسترده را پذيرا شده اند.
از طرف ديگر زن به طور طبيعي به زر و زيور و آرايش و خودنمايي گرايش دارد.(4) اين گرايش در كل، مثبت است مي تواند در خدمت تعالي زن و جامعه باشد، ولي متاسفانه مردان ظالم آنان را فقط در اين حيطه نگه داشته، بسياري اوقات به صورت افراطي در خدمت گرايش به زر و زيور قرار گرفته اند.
با توجه به اين مقدمه؛ بسياري از روايات بيان حقيقت وجودي زن است. در مقام ارزش گذاري مثبت يا منفي نيست. اگر حقيقت وجودي در راستاي صحيح قرار گيرد، زن را اوج مي دهد. شايسته ستايش مي گرداند. اگر در راستاي غلط قرار گيرد، زن را تنزل مي دهد و پست مي گرداند.
بسياري از روايات گرچه در نگاه اول تحقير كننده زن هستند، ولي توجيه صحيح و معقول دارند.
بسياري از اين روايات جعلي هستند و...
اما روايت نقصان عقل زنان:
اين نقصان، لازمه خلقت زن است و زنان در جنبه هاي ديگري بر مردان فزوني دارند و مردان كه در اين جنبه ها فزوني دارند، در جنبه هاي ديگر نقصان داشته و در مجموع هر كدام از جنس زن و مرد نقصان هايي داشته و راه رسيدن به كمال و رفع نقصان، در كنار هم قرار گرفتن آن دو است و بدين گونه طبيعت آن ها را ناقص و محتاج به هم آفريده تا ازدواج كنند و با پيوند زناشويي نقص هم را برطرف نموده و لباس و پوشاننده عيب همديگر شوند؟
خداوند حكيم در خلقت جهان، موجودات را حكيمانه آفريده؛ يعني هر موجودي را به تناسب موقعيت و مسئوليتي كه بايد عهدهدار آن باشد، آفريده است، مثلاً چشم را ظريف، اما استخوانهاي اطراف آن را سخت و محكم آفريده است. در سيستم بدن هر عضوي به تناسب با وظيفهاش آفريده شده است تا اين مجموعه اعضا با اين تناسب و دقت حكيمانه بتوانند در كنار يكديگر در سيستمي واحد، هر كدام وظيفه خود را به انجام برسانند.
اين مربوط به سيستم اندام وارهاي چون بدن است، حال در سيستم اندام واره بزرگ تري به نام اجتماع بشري نيز همين حكمت و ظرافت لحاظ شده است. در نظام آفرينش براي هر يك از مردان و زنان وظايف و مسئوليتهاي تكويني ويژهاي در نظر گرفته شده و خداوند حكيم با تناسب همان وظايف، خصائص و قوت و ضعف هايي در خلقت هر يك لحاظ كرده. به همين جهت خصوصيات رواني و جسمي زنان با مردان متفاوت است. زن با توجه به زن بودنش وظايفي را برعهده دارد، و خداوند خصوصيات روحي و عاطفي و توان جسمانيش را در راستاي آن آفريده است. براي مرد با توجه به مرد بودنش وظايفي قرار داده و خصوصيات رواني و جسمي او متناسب با همين وظايف آفريده شده. اين سخن روشن و عقل پسند است و در آن ترديدي نيست. امام علي(ع) در خطبه مذكور ميخواهد اين پيام را به گوش جهانيان برساند كه از جنس مادينه توقع و انتظار انجام وظايف نرنيه را داشتن خطا است. برعكس از جنس نرنيه توقع انجام وظايف مادينه نيز نارواست. به قول شاعر:
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست كه هر چيزش به جاي خويش نيكوست
در اين سخن، حضرت در مقام گوشزد كردن به وظايف هر يك از زنان و مردان است. نه در پي تنقيص زنان.
از نظر فعاليتهاي خردمندانه و تفكر گفتهاند: اين روايت ناظر به عقل حسابگري زنان است كه در مقايسه با مردان كمتر است؛ يعني واقعيت اين است. نه زياده روي در مورد حمايت از زنان درست است و نه نقطه مقابلش كه به زنان ظلم روا داشته شد. همان گونه كه اگر كسي در مقام مقايسه، مرد را از نظر عاطفه، از زن ناقص يا كم تر بداند، خطا نكرده و گفتارش خلاف واقع نيست، همين طور در بعد عقلاني اگر زن را نسبت به مرد كم تر بداند، خطا نكرده است و گفتارش خلاف واقع نيست.
بيان نهايي:
اولاً: اين سخن در پي بيان يك قضيه موجبه كليهاي كه استثنا نداشته باشد، نيست. همان گونه كه در بخش دوم بيان شد، نه تمامي مردان از نظر عقل بر تمامي زنان برتري دارند و نه نقص عقل در انحصار زن ميباشد و كمال عقل در انحصار مرد است، بلكه اين سخن درصدد بيان يك واقعيت است و آن اين كه: وجه غالب در كنشهاي مردان رفتارهاي حسابگرانه و وجه غالب در كنشهاي زنان رفتارهاي مهرانگيز و عاطفي و احساسي است. اين مطلق نيست، بلكه نسبي است.
دوم: هر يك از اين دو نيروي عاطفه و عقل حسابگرايانه در جاي خويش نيكو، پسنديده و ضروري است. قوت هر يك از اين دو در يك فرد نه دليل بر خوبي او است و نه دليل بر بدي. نيز ضعف هر يك از اين دو نه دليل بر خوبي و نه دليل بر بدي او است. در واقع قوت و ضعف اين دو در دو جنس نرينه و مادينه نوعي تقسيم كار و تقسيم وظايف و مسؤوليتهاي تكوين و طبيعي است. به هيچ وجه مرد نميتواند از عهده وظايف مهرانگيز و عاطفي زن برآيد و برعكس، زن نميتواند از عهده وظايف حسابگرايانه مرد برآيد. موفقيت اصلي زن در وظايف خويش است كه در راستاي وديعه تكوين وي قرار دارد و موفقيت اصلي مرد نيز در اموري است كه همگون با قواي تكوين اش ميباشد. در طبيعت و قوانين تكوين بين مردان و زنان كارها تقسيم شده است. چرا ما در نظام تشريع آن را نپذيريم؟ سخن امام علي(ع) درباره زنان هشدار دهنده است كه نبايد از آنان انتظار حركتي مردگونه داشت، چون كه زنان سراپاشور و احساس و عاطفهاند؛ در برخورد با آنان نبايد انتظار حسابگرانههاي مردانه را داشت، بلكه ميبايست دقيقاً همگام با وظايف تكوين تقسيم كار را پذيرفت و روانشناسي زنان را در نظر داشت.
سوم: عقل مورد بحث، عقل ارزشي نيست، بلكه عقل سنجش است. عقل يك وقت عقل سنجش يا نظري است كه مايه تكليف است و هر انسان مكلفي ميبايست بهرهاي از آن داشته باشد تا مشمول تكليف گردد. اين در دختران زودتر از پسران شكوفا ميشود، بدين جهت دختران سن تكليفشان چند سال قبل از پسران است.
معناي ديگر عقل، عقل عملي يا ارزشي است. اين عقل است كه در روايات از آن تمجيد شده است. اين عقل آدمي را به عبادت خدا واميدارد و مايه تحصيل بهشت است. (العقل ما عبد به الرحمان و اكتسب به الجنان) (5) اين عقل به منزله عقال (زانو بند شتر) هواهاي نفساني را كنترل ميكند. در چنين عقلي مردان بر زنان برتري ندارند، بلكه از پارهاي روايات برتري زنان فهميده ميشود.(6)
در عقل نظري يا سنجشي به عقيده برخي روانشناسان، پسران از يك سن خاصي بر دختران سبقت ميگيرند. (7)
2. بعد اين كه نقص غير از عيب است حضرت نفرمودند عقل زنان معيوب است.
3. اين نقص مطلق نيست، بلكه نقص نسبي مراد است يعني عقل زن نسبت به مرد ناقص است كه اين هم عين كمال براي زن است.
مطالعه كتاب پاسخ به پرسش هاي ديني نوشته آقاي موسوي همداني نيز در اين زمينه مفيد مي باشد .
پي نوشت ها:
1. اعراف(7)آيه189.
2. انشقاق(84)آيه6؛ اعراف(7)آيه27و...
3. حجرات(49)آيه13.
4. زخرف(43)آيه18.
5. كليني، اصول كافي، ج اول، كتاب عقل و جهل.
6. وسائل الشيعه، ج20، ص 168؛ من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 458.
7. روانشناسي رشد، ج1، ص 331.
موفق باشید.






